۱۳۸۹ آذر ۲۱, یکشنبه

فوندامنتالیسم چیست؟ بخش 12

در زمینه تحلیل مشخص از فوندامنتالیسم مشخص ـ بخش دوم
دومه نیکو لوسوردو
برگردان یدالله سلطان پور

• آیا امروز باید برخورد دیگری به فوندامنتالیسم اسلامی و جنبش های همانند داشت؟
• قبل از همه باید خاطرنشان شد که قیام های سپوی (هند)، مهدی (سودان) و بوکسبازها (چین) که در غرب بطور سطحی و به تحقیر به مثابه بیانگر بیگانه ستیزی صرف و خصومت با مدرنیته قلمداد می شوند، در کشورهائی که این قیام ها رخ داده اند، کم و بیش بمثابه انقلابات ملی و یا به عنوان اولین فرم های تشکیل نامطمئن و خشن انقلاب ملی تلقی می شوند.
• در این رابطه می توان از ارزیابی مثبت مائوتسه تونک راجع به قیام بوکسبازها نام برد که او به عنوان «جنگ عادلانه» بر ضد امپریالیسم طبقه بندی می کند.

لنین نیز حاضر نمی شود که این قیام را با کلیشه «صلیبیون» دیروز و امروز غرب ناشی از «نادانی چینی های وحشی»، «خصومت نژاد زرد با نژاد سفید» و یا «کین توزی چینی ها بر ضد فرهنگ و تمدن اروپائی» تفسیر کند.

• آیا اکنون باید انقلابی بزرگ روس را نیز نماینده فوندامنتالیسم ضد غربی قلمداد کرد؟

لنین، این خواننده مستمر آثار هگل و مارکس چه سر و کاری می تواند با اسلاویسم داشته باشد؟

• (اسلاوها اقوامی اند که در اروپای شرقی، جنوب شرقی و مرکزی سکونت دارند. مترجم)

لنین کسانی را که «غرب مالپرست را فاسد قلمداد می کنند» و مدعی اند که «نور از شرق عرفانی و مذهبی تشعشع می یابد» به بحث می کشد و مورد تمسخر قرار می دهد.

• محکوم کردن تند و تیز سیاست عملی متروپول های کاپیتالیستی مبنی بر چپاول، تجاوز و ژنوسید (کشتار گروه های ملی، نژادی و مذهبی دیگر) هرگز به معنی تجلیل از جهانی نیست که با مدرنیته کاپیتالیستی و غربی تماسی ندارد.

لنین بی آنکه سنت فرهنگی اروپا را بطور کلی زیر پا نهد، استعمار و امپریالیسم را به نام «روح اروپائی» و «فرهنگ اروپائی» محکوم می کند، روح و فرهنگی که در مستعمرات نفوذ می کند و خلق های مستعمرات با الهام از «ایده های آزادی» به مبارزه بر ضد ستمگر خویش برمی خیزند.
• در درک لنین جائی برای موضعگیری مبتنی بر هویت ایستای همیشه همان فارغ از «گردش دایره وار تفکر» وجود ندارد.

لنین پس از تسخیر قدرت نیز ضمن فراخواندن انقلابیون غربی به سپردن آموزش اکتبر به خاطر و استفاده خلاق از آن، انقلابیون و خلق روسیه را نیز به استفاده از «بهترین مدل های غربی» و تغییر آنها و غلبه بر آنها دعوت می کند.

• انتقاد تند و تیز از هر فرم فوندامنتالیسم به معنی انکار و نادیده گرفتن گرایش قابل قبولی نیست که فوندامنتالیسم ـ هر چند بطور مخدوش ـ نمایندگی می کند.
• به معنی صرفنظر از تحلیل مشخص از فوندامنتالیسم مشخص نیست.
• حتی سردمداران جنگ صلیبی بر ضد اسلام از این تحلیل مشخص از فوندامنتالیسم مشخص صرفنظر نمی کنند:
• حداقل می توان به یقین گفت که ایالات متحده آمریکا روی کار آمدن طالبان در افغانستان را با سمپاتی دنبال کرد.
طالبان جنبش اوبسکورانیستی خارق العاده ای است که ضمنا به قبول هژمونی آمریکائی ـ غربی تمایل دارد.

• (اوبسکورانیسم به گرایشی اطلاق می شود که آگاهانه انسان ها را در جهل و نادانی نگه می دارد، مانع تفکر مستقل آنها می شود و باور به چیزهای ماورای طبیعی را تبلیغ و به انسان ها حقنه می کند. مترجم)

پایان

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر