۱۴۰۴ فروردین ۱۴, پنجشنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (د) دموکراسی (سخن از کدام دموکراسی است؟) (۱۸)

   

 

ولادیمیرو گیاچی

برگردان

 یدالله سلطان پور

بخش پنجم

 

جمعبندی:

آزاد سازی دموکراسی از دست گروگانگیران

 

۱

کانفورا لوچیانو 

(۱۹۴۲)

فیلولوگ کلاسیک (ایتالیا)

پروفسور فیلولوژی یونانی و لاتینی در باری

عضو کمیته علوم سنت های کلاسیک، (بوستون)،

عضو انجمن گرامشی (روم)

و

مؤلف کتب متعددی

کتاب او تحت عنوان «تاریخ مختصر دموکراسی»

 در اواخر سال ۲۰۰۵ میلادی منتشر شد و جنجالی در محافل آلمانی برانگیخت.

 

·    لوچیانو کانفورا در نوشته خود تحت عنوان «انتقاد از سخن پردازی های دموکراتیک»  می نویسد:

 

الف

·    «سیستم معنبر به اصطلاح دموکراتیک حاکم در ایالات متحده آمریکا و اروپا از خیلی نظرها به سیستم حاکم در آتن یونان باستان شباهت دارد.

 

ب

·    آنجا هم برگزیده ای از قشر تاجر و یا صنعتگر زمام امور را به دست داشت و هر از چندی از مردم می خواست که انتخابش کنند.»

 

۲

·    آیا نظر کانفورا کشف جسارت آمیزی است؟

·    به هیچوجه من الوجوه!

·    فقط کافی است به پارلمان ایتالیا نظری بیفکنیم:

 

الف

·    در دو سالن پارلمان ایتالیا فقط دو کارگر صنعتی یافت می شود، که نماینده ۳۱ در صد کلیه کارگران ایتالیا محسوب می شوند.

 

ب

·    در حالیکه ۱۲۲ وکیل مدافع، ۵۵ خبرنگار، ۵۱ پزشک، ۱۴ مشاور مالیاتی و الی آخر وجود دارند.

 

۳

·    بحران دموکراسی که بحران «دموکراسی نمایندگی»، به معنی محدود کلمه نیز است، برای سیاست شناسان رمز و رازی نا شناخته نیست.

 

۴

·    تصادفی نیست که کولین کراوچ برای تعریف اوضاع و احوال حاکم، از مفهوم «پسا دموکراسی» (ما بعد از دموکراسی) استفاده می کند.

 

۵

·    امروز ما با این خطر مهیب مواجهیم، که «جنگ بی پایان» ما را به قهقرای استبداد نیرومندی سرنگون سازد.

 

۶

·    درسی که از سال های ۲۰ و ۳۰ قرن گذشته می آموزیم، حاکی از آن است که بحران دموکراسی نمایندگی می تواند به روی کار آمدن رژیم های استبدادی و خودکامه منجر شود.

 

۷

·    رژیم های خودکامه ای که رسانه های گروهی را در انحصار و اختیار خود داشته باشند و از آن به عنوان تکیه گاهی استفاده کنند.

 

۸

·    سلطه بر دستگاه های تبلیغاتی و تخریب شعور مردم را نازی های هیتلری به ارث گذاشته اند که امروز به مراتب کاملتر، عمیقتر و پهناورتر شده است.

 

۹

·    کشتار و قلع و قمع بیرحمانه در فلوجه عراق را به یاد بیاوریم، که در «عصر اطلاعات»، مردم جهان عملا حتی عکس واحدی را از آن ندیدند.

 

۱۰

·    و اگر امروز ۵۹ درصد مردم ایالات متحده صدام حسین را مسبب حوادث ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ می دانند، دلیلش بی شک این نیست که آنها دچار مالیخولیای خود به خودی شده اند.

 

۱۱

·    چگونه می توان در محیط نگرانی آوری از این دست، کلمه «دموکراسی» را بر زبان راند؟

 

ادامه دارد.

۱۴۰۴ فروردین ۱۳, چهارشنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (د) دموکراسی (سخن از کدام دموکراسی است؟) (۱۷)

   

 

ولادیمیرو گیاچی

برگردان

 یدالله سلطان پور

بخش چهارم

 

کودتای آمریکائی و «حکومت نظامی در مقیاس جهانی» 
ادامه
 

۲

اعلام حکومت نظامی (شرایط استثنائی) در مقیاس جهانی

 

۱

·    رویداد مهم دیگر، «اعلام حکومت نظامی در مقیاس جهانی» بوده است که پس از ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱  از سوی ایالات متحده آمریکا اعلام شده است.

 

۲

 

جورجو آگامبن

 ( ۱۹۴۲)

 فیلسوف و نویسنده معاصر ارمنی‌تبار ایتالیایی

مهم‌ترین آثار جورجو آگامبن:
اجتماع آینده،
هومو ساکر، کودکی و تاریخ،
زبان و مرگ
وسایل بی‌هدف،
پایان شعر، 
امر باز:
 انسان و حیوان و وضعیت استثنایی
 آتش و قصه

 

·    به قول جورجیو آگامبن، «ما با پیدایش نوعی زورگوئی دولتی سر و کار داریم که در روابط خارجی حقوق بین المللی را نادیده می گیرد و در داخل کشور حکومت نظامی منظم و دائم برقرار می سازد و ضمنا قانون شکنی خود را اجرای قانون جا می زند.»

 

۳

·    لیست تخلفات این حکومت نظامی هم طویل و هم نگرانی آور است:

 

۱

·    هزاران نفر به عنوان «عناصر مظنون» بازداشت و به اتهام واهی «جنگجویان متخاصم» از محل کار و زندگی خود کنده، به سلول های بازجوئی مخفی منتقل و از هر حق و حقوقی محروم می شوند.

۲

·    شکنجه های رایج در گوانتانامو و ابوقریب.

 

۳

·    حمله مغایر با حقوق ملل به افغانستان و عراق.

 

۴

·    قتل سربازان مجروح و اسراء.

 

۵

·    تفاوت قائل نشدن میان جنگ و صلح و میان جبهه داخلی و خارجی

·    (در ایتالیا هم حقوق نظامی به این معنا نوفرمولبندی شده است.)

 

۶

·    نابودسازی بی حد و حصر حقوق مبتنی بر آزادی شهروندی

 

۷

·    اعطای اختیارات فوق العاده به جورج بوش به عنوان «فرمانده کل قوا»

 

۴

·    خطر اینکه بدین طریق،  ایالات متخده آمریکا ـ و نه فقط آن ـ «به لغو پی در پی حقوق مردمی» متوسل شود، «یعنی درست با همان رسم و روال حکومت کند که ویژگی اصلی حکومت های خودکامه و استبدادی است»، بسیار جدی و واقعی است.

 

۵

·    پدیده «دموکراسی خود مصون» ـ که دریدا به طنز می گفت ـ و مدتها ست که مثل یک بیماری مسری، از ایالات متحده به اقصاء نقاط گیتی منتشر می شود، مشخصه اصلی «حکومت نظامی» (شرایط استثنائی) است و می توان آن را به مثابه الغاء و امحای دموکراسی به بهانه دفاع از دموکراسی نام داد.

 

۶

·    «حکومت نظامی» و جنگ باعث تقویت و تکثیر عوامل دیگر بحران دموکراسی معاصر اند:

 

الف

تحت کنترل کنسرن های بزرگ ـ و نه فقط آنها ـ بودن نهادهای اطلاعاتی:

 

·    مثلا کنسرن رسانه های گروهی معروف به مردوخ که به درخواست رژیم ایالات متحده، امریکا، افکار عمومی مردم آمریکا و چه بسا جهان را برای ضرورت لشکرکشی بر ضد عراق و اشغال آن کشور آماده ساخت.

 

ب

سلب قدرت از قوه مقننه به نفع قوه مجریه:

 

·    مثلا تصویب عجولانه اکت میهنی از سوی کنگره ایالات متحده در اکتبر سال ۲۰۰۱ میلادی و سوء استفاده از مصوبات و یا مصوبات فوری با توسل به قوه مقننه در ایتالیا و جاهای دیگر.

 

پ

تابع قوه مجریه ساختن قوه قضائیه:

 

·    مثلا زورآزمائی رژیم ایالات متحده آمریکا با دادگاه عالی آن کشور در مورد اردوگاه گوانتانامو و قوانین قوه قضائیه ستیز برلیسکونی در ایتالیا.

 

ادامه دارد.

درنگی در پژوهشی از احسان طبری راجع به ارزیابی و شناخت شخصیت انسانی (۲۰)

  
 

آذر و احسان طبری

پژوهشی از احسان طبری

راجع به ارزیابی و شناخت شخصیت انسانی

(مجله “دنیا” دوره دوم، سال ششم، شماره ۴ زمستان ١٣۴۴)

درنگی

از

شین میم شین

طبری

 براى تشخیص نیک و بد شخصیت افراد 
باید دید ملاک عمده ارزیابى کدامست.
 
اکنون  معلوم می شود که موضوع پژوهش طبری،
نه شخصیت به مثابه مفهومی فلسفی، بلکه شخصیت به مثابه مفهومی ادبی ـ عامیانه ـ فاضلانه است.
به همین دلیل
طبری از نیک و بد شخصیت انسانی سخن می گوید.
ملاک طبری برای تمیز نیک و بد در شخصیت انسانی
به دو دسته تقسیم بندی می شود:
ملاک عمده و ملاک غیرعمده.

طبری

زیرا اگر ملاک عمده صادق نیست، درست بودن جهات غیر عمده تاثیرى در اصل مطلب ندارد.
 
طبری در دیالک تیک معیار عمده و معیار غیر عمده (؟)
نقش تعیین کننده برای ارزیابی را از آن ملاک عمده می داند.
عجیب است.
اصولا
کسی از چیزهای غیر عمده و پیش پا افتاده و بند تبنانی
معیار نمی سازد.
 
معیار در هر زمینه باید حاوی و حامل خواص کلی و عام و علمی و ماهوی باشد.
تا حقیقی باشد و نه الکی و بند تنبانی.
 
احتمالا
منظور طبری از ملاک عمده، ملاک ماهوی و یا اصلی است.
خواهیم دید.
 
طبری
 آرى باید دید ملاک عمده ارزیابى شخصیت انسانى یا اخلاقى یک فرد کدامست 
و 
 چگونه مى توان دانست که کسى بطور عمده نیک و مثبت است یا بد و منفى؟
 
 
طبری 
در این جمله،
میان شخصیت انسانی و شخصیت اخلاقی علامت تساوی می گذارد.
 
 
طبری
شخصیت انسانی و یا اخلاقی افراد
را
عمدتا
به نیک و یا بد
و
به مثبت و یا منفی
طبقه بندی می کند.
خوب.
چی بشود؟
کشف نیک و بد و یا مثبت و منفی بودن شخصیت اخلاقی کسی چه دردی را درمان می کند؟
 
طبری
به عقیده نگارنده
 این ملاک را باید در رفتار و رابطه شخص مورد قضاوت
 اولا
 نسبت به واقعیت و حقیقت 
و
 دوما 
نسبت به جامعه جستجو کرد.
 
اکنون معلوم می شود که طبری تعریف مارکسیستی از مفهوم ذهنی (سوبژکتیو) نداند و ندارد.
 
چون وقتی کسی می گوید، «به عقیده نگارنده» و « رفتار و رابطه شخص مورد قضاوت»
فقط جنبه های سوبژکتیو (ذهنی کذایی) را معیار و ملاک قرار می دهد:
خویشتن خویش را
و
 همنوع خویش را

طبری ضمنا
دیالک تیک منفرد (خاص) و عام 
را
فراموش می کند و در نتیجه در خطه منفرد (خاص) حرکت و حرافی می کند:
در خطه خویشتن خویش و حریف و همنوع مشخص خویش.
 

 

منفرد، خاص، عام

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10907


 
طبری
خیال می کند که عقاید (نظرات) شخصی اند و نه بشری و طبقاتی.
ضمنا
خیال می کند که شخصیت اخلاقی افراد، فردی اند و نه بشری و طبقاتی.
  
طبری
به عقیده نگارنده
 این ملاک را باید در رفتار و رابطه شخص مورد قضاوت
 اولا
 نسبت به واقعیت و حقیقت 
و
 دوما 
نسبت به جامعه جستجو کرد.
 
طبری
ضمنا
برای تحدید (محدودیت بخشیدن به)  ملاک عمده کذایی اش،
آن را در رابطه با واقعیت و حقیقت و جامعه مورد ملاحظه و بررسی قرار می دهد.

یعنی
واقعی بودن و حقیقی بودن و جامعتی بودن ملاک عمده کذایی را برجسته می کند.

باید ببینیم.

ادامه دارد.

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره المائده) (۳۷۱)

              

ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

 

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ إِنْ أَنتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَأَصَابَتْكُم مُّصِيبَةُ الْمَوْتِ ۚ تَحْبِسُونَهُمَا مِن بَعْدِ الصَّلَاةِ فَيُقْسِمَانِ بِاللَّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لَا نَشْتَرِي بِهِ ثَمَنًا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَىٰ ۙ وَلَا نَكْتُمُ شَهَادَةَ اللَّهِ إِنَّا إِذًا لَّمِنَ الْآثِمِينَ﴾
[ المائدة: ۱۰۶]

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، چون مرگتان فرا رسد به هنگام وصيت دو عادل را از ميان خودتان به شهادت گيريد، يا از غير خودتان، هرگاه كه در سفر بوديد و مرگتان فرارسيد.

 اگر از آن دو در شك بوديد نگاهشان داريد تا بعد از نماز، آنگاه به خدا سوگند خورند كه اين شهادت را به هيچ قيمتى دگرگون نكنيم هرچند به سود خويشاوندمان باشد و آن را كتمان نكنيم، اگر جز اين باشد از گناهكارانيم.

کریم

در این آیه،

به مسئله وصیت می پردازد.

وصیت

مبتنی بر دیالک تیک کهنه و نو (نسل قدیم و نسل جدید) 

از

سویی

و

مربوط به دیالک تیک پیوست و گسست تولید مایحتاج مادی و حیاتی

از سوی دیگر

است.

محتوای اصلی وصیت را میراث مادی و معیشتی خانواده تشکیل می دهد

و

خانواده

سلول اساسی هر جامعه است.

دیالک تیک خانواده و جامعه

 (از دیالک تیک های ماتریالیسم تاریخی)

فرمی از بسط و تعمیم دیالک تیک جزء و کل

 (از دیالک تیک های ماتریالیسم دیالک تیکی)

و

دیالک تیک سلول و اندام

(از دیالک تیک های بیولوژیکی)

است.

روند توسعه دیالک تیک خانواده و جامعه سیر خود ویژه ای دارد.

آن سان که خانواده هر چه بزرگتر می شود، ضعیف تر و بی اهمیت تر و جامعه به همان میزان، قوی تر و مهمتر می گردد.

این بدان معنی است که میان رشد خانواده و رشد جامعه، تناسب معکوس برقرار است:

جامعه 

نخست در خانواده خلاصه می شد.

خانواده ای که در اثر تغییرات کمی و تدریجی پس از رسیدن به حد عینی،

تحول کیفی و جهشی می یابد و به جامعه تبدیل می شود

و

جامعه

هر چه بیشتر توسعه یافته باشد، نقش و فونکسیون (کارکرد) خانواده کاهش می یابد.

بدوان آنکه تا حد هیچ و پوچ تنزل یابد.

کریم

برای حفظ و توسعه و تحکیم تداوم تولید مادی و معیشتی  در هر خانواده،

وصیت را پیشایپش تضمین می کند.

وصیت باید به مهر و امضای دو تن از مسلمین عادل مزین شود.

مسلمین هم باید برای تضمین تعهد، پس از اقامه نماز، سوگند بخورند.


ادامه دارد.