۱۴۰۵ آبان ۱۵, جمعه

تحلیل مارکسیستی رباعیات خیام و یا خیامی نیشابوری (۸)

 

 رباعیات خیام 

 

تحلیلی

از

شین میم شین
 
۵

هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا

چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا

معلوم نشد که در طرب‌خانهٔ خاک

نقاش ازل بهر چه آراست مرا

معنی تحت اللفظی:
رنگ و بوی شاعر نیشابور، زیبا 
رخسارش لاله گون  
و
 قد و قامتش سرو  آسا ست.
نقاش ازل شاعر نیشابور را چنین نقاشی کرده است.
سؤال این است که برای چه؟
 
ما برای درک و توضیح محتوای (مضمون) این رباعی
 آن را نخست تجزیه و بعد تحلیل مارکسیستی می کنیم:
 
۲

معلوم نشد که در طرب‌خانهٔ خاک

نقاش ازل بهر چه آراست مرا

یکی از اساتید دانش ـ کاه می گفت:
دلیل حکیم بودن خیام و یا خیامی نیشابوری همین سؤال کردن بی وقفه او ست.
 
بیچاره فلسفه (حکمت).
 
خلایق خیال می کردند که هنر فلسفه جواب دادن به سؤالات است.
حالا معلوم می شود که بر عکس است.
حکیم (فیلسوف) به کسی گفته می شود که بسان کودکان کنجکاو پی در پی بپرسد.

بینوا کودکان فیلسوف که کسی محلشان نمی گذارد و سؤالات شان بی جواب می مانند.

شاعر این رباعیات
در باغ و بستان می نشیند تا از زن زیبایی لب بگیرد و لذت ببرد.
ولی دور و برش را حتی و حداقل نگاه نمی کند تا ببیند که طبیعت استه تیک خاص خود را دارد.
طبیعت همه فن حریف است.
هر موجودی از از نبات تا پرنده و چرنده و غیره در نهایت زیبایی است.
صدهزاربار زیباتر از عمر و ابوبکر و عردوغان و علی پوف است.
 
بشر و جامعه هر چه دارد از طبیعت دارد و از طبیعت «داند.»
 بشر قبل از افتادن به فکر خانه، خانه سازی جانوران را دیده است و از آنها آموخته است.
جامعه چیزی جز طبیعت ثانی نیست.

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر