۹
«جهان طبیعتی که من بدان به مثابه چیزی بی پایان گسترده در زمان و مکان آگاهم.
آنچه که جزء ناچیزی از آن که در احاطه افق تیره معلوم مبتنی بر واقعیت نامعینی است و برای من قابل مشاهده و بالفعل است، باید «در پارانتز قرار داده شود».»
(استگمولر «جریانات اصلی»، ص ۷۰)
۱۰
ولفگانگ استگمولر
(۱۹۲۳ ـ ۱۹۹۱)
فیلسوف و مؤلف اطریشی
موضوعات پژوهشی او:
تئوری شناخت
فلسفه علم
فلسفه تجزیه و تحلیلی
اثر مهم و معروف او:
جریانات اصلی فلسفه
من در رابطه با نمودارسازی افکار ادموند هاسرل از استگمولر تبعیت می کنم.
۱۱
ادموند هاسرل این متد را «دوران فنومنولوژیکی» هم نامیده است.
۱۲
اگر از عالم مشهود (مشخص) به عالم مجرد (انتزاعی) بگذریم، آنگاه اجزای تقلیل دادن و در پانتز قرار دادن جریان شعور حاصل می آیند که به شرح زیرند:
الف
«در پارانتز قرار دادن تاریخی»
۱
«در پارانتز قرار دادن تاریخی» هر آنچه را که ما را به یاد تئوری و نظر بیندازد، انکار می کند.
۲
از دید «در پارانتز قرار دادن تاریخی» فقط چیزهای بیواسطه وجود دارند.
(مثال:
تجربه ای را در دیالک تیکی از با واسطه و بیواسطه می توان کسب کرد.
مثال:
تجربه آتش سوری را هم می توان به واسطه کتابی، فیلمی، گزارشی، خاطره ای و غیره کسب کرد
(اکتساب با واسطه)
و
هم می توان شخصا شاهد آن بود.
(اکتساب بی واسطه)
این بدان معنی است که از دید «در پارانتز قرار دادن تاریخی» فقط تجربه آتش سوزی بیواسطه وجود دارد.
مترجم)
۳
محتوای «در پارانتز قرار دادن تاریخی» را گرایش به فقدان مطلق پیشداوری تشکیل می دهد.
(این بدان معنی است که فرد همه پیش قضاوت هایی را که در اختیار دارد، باید دور بیندازد و بچسبد به آنچه که بی واسطه کسب می کند.
مترجم )
۴
بعد نوبت به «در پارانتز قرار دادن اگزیستانسیال (حیاتی)» می رسد.
ب
«در پارانتز قرار دادن اگزیستانسیال (حیاتی)»
۱
محتوای «در پارانتز قرار دادن اگزیستانسیال (حیاتی)» را کلیه داوری های (قضاوت های) اگزیستانسیال تشکیل می دهند.
۲
از دید «در پارانتز قرار دادن اگزیستانسیال (حیاتی)» فرقی نمی کند که مثلا ماهیت مندی (مجموعه مشخصات چیزی و یا کسی) «قرمز» از چیز محسوس موجودی (مثلا از پارچه قرمزی، مداد قرمزی، ماشین قرمز رنگی) ایزوله شود (مجزا شود) و یا تصوری صرف از چیز قرمزی باشد و یا چیز قرمزی از خواب و خیالی باشد که به مثابه قرمز در واقعیت وجود دارد.
۳
«در پارانتز قرار دادن تاریخی» و «در پارانتز قرار دادن اگزیستانسیال (حیاتی)» اما برای تعیین ماهیت کفایت نمی کنند.
۴
برای اینکه هر دو به منفرد ها (جزئیات) می پردازند.
۵
در حالیکه ماهیت چیزی عام است.
(ما با دیالک تیک منفرد (خاص) و عام سر و کار داریم.
مثال:
حسن
فرد منفردی است.
بشر اما چیز عامی است که حسن را نیز در بر دارد.
حضرات عام را انکار و منفرد را مطلق می کنند.
مترجم)
مراجعه کنید
به
منفرد، خاص، عام
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10907
۱
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10896
۲
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10901
۳
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10905
۴
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10906
پایان
۶
به همین دلیل نوبت به «تقلیل ایده تیکی (تقلیل مبتنی بر تداعی محسوس دقیق)» می رسد.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر