۱۴۰۵ آبان ۱۵, جمعه

درنگی در ذهن و عکاسی (۵۶)

     کتاب ذهن و عکاسی 

Paul Martin Lester  

پل مارتین لستر

(۱۹۵۳ ـ ۲۰۲۳)

ذهن و عکاسی

 اثر پل مارتین لستر 

ترجمه زانیار بلوری 

درنگی

از

شین میم شین

 

پل مارتین لستر

 استاد ارتباطات در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا 
 
۳۱
افراد متفاوت را بشناس و از آنها بیاموز.
آنهایی که لباس های رنگارنگ می پوشند.
آنهایی که در صف پرداخت حساب فروشگاه به موسیقی گوش می دهند و شادی می کنند و یا آنهایی که دسر خود را قبل از غذا می خورند.
 
اما به خاطر داشته باش:
هر چه بیشتر در مورد انسان ها بدانی ، بیشتر پی خواهی برد که همگی ما متفاوت ایم. 
 
ما این لاطائلات حریف یانکی را تجزیه و سپس تحلیل مارکسیستی می کنیم:
 
۱
افراد متفاوت را بشناس و از آنها بیاموز.
 
معلوم نیست که من ـ زور حریف هپیلی هپو از شناخت افراد چیست.
 
راستی چگونه می توان چیزی و یا کسی را  شناخت؟


 
مثال:
برای شناخت سیبی باید روی آن کار کرد.
مثلا آن را بو کرد، شکل و شمایلش را نگاه کرد.
بعد چاقو برداشت و تکه ای از آن برید و مزمزه کرد. 
بعد درونش را کاوید و بهتر و بیشتر دید و بیشتر و بهتر آن را شناخت.
برای شناخت دقیقتر باید آن را مورد آزمایش شیمیایی قرار داد و در صد مواد تشکیل دهنده آن را کشف کرد:
مواد قندی
مواد پروته ئینی
مواد چربی
ویتامین ها 
مواد معدنی 
(کلسیوم، آهن، منیزیوم، فسفر، پتاسیوم، روی)

افراد متفاوت را بشناس و از آنها بیاموز.
 

شناخت انسان ها میلیون ها بار دشوارتر از شناخت سیب است.
علاوه بر این، آدم ها بر خلاف جمادات و میوه جات و غیره
متحول اند.
ترفندمندند.
دست خود را به آسانی رو نمی کنند.
برای اینکه منافعی دارند که باید از آنها حراست به عمل آورند.
ای بسا کسا که حتی خویشتن خویش را نمی شناسند، چه رسد به جامعه شناسی و این و آن شناسی.
 
من ـ زور حریف هپیلی هپو از شناخت کسی دعوت او به آبجو و سیگار و گپ
 و
اسم وراجی را شناخت متقابل گذاشتن است:
مثلا مشتری کدام آبجوی کدام شرکت است.
چه سیگاری می کشد.
چند بچه دارد.
چند کلاس سواد دارد.
چه کاره است.
 
این اطلاعات سطحی ربطی به شناخت  افراد ندارند.
 
ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر