۱۴۰۵ آبان ۱۵, جمعه

خود آموز خود اندیشی (۱۵۴۲)

Der Denker 

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

   حکایت پنجم

 (ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.

 

یکی پیش دانای خلوت نشین

بنالید و بگریست، سر بر زمین،

 

که باری بر این رند ناپاک مست

دعا کن، که ما بی زبانیم و دست

 

دمی سوزناک از دلی با خبر

قوی تر که هفتاد تیغ و تبر

معنی تحت اللفظی:

حریفی که زورش به شاهزاده نمی رسید، پیش گوشه نشین علامه رفت و از او خواست که در حق شاهزاده رند و ناپاک و مست دعا کند.

دلیلش این بود که نفس سوزناکی مؤثرتر از هفتاد تیغ و تبر است.

 
۱

یکی پیش دانای خلوت نشین

بنالید و بگریست، سر بر زمین،

 

که باری بر این رند ناپاک مست

دعا کن، که ما بی زبانیم و دست
 

 

همانطور که گفته شد،

هم سعدی به قدرت توده واقف است و هم حافظ:

 

(دکتر حسین رزمجو: بوستان سعدی، ص ۱۴۰.) 

پشه، چو پر شد، بزند پیل را

با همه مردی و صلابت، که او ست

 

مورچگان را چو بود اتفاق

شیر ژیان را بدرانند پوست.

 

بهتر است که این دو بیت شعر سعدی را هم تجزیه و بعد تحلیل کنیم:

۲

مورچگان را چو بود اتفاق

شیر ژیان را بدرانند پوست.

معنی تحت اللفظی:

اگر مورچه ها متحد شوند، پوست شیر ژیان را می درند.

 

سعدی

در این بیت شعر

دیالک تیک ضعیف و قوی (کوچک و بزرگ)

را

به صورت دیالک تیک مورچه و شیر بسط و تعمیم می دهد و اتحاد ضعفا را تنها راه غلبه آنان بر اقویا می داند.

 

این همان سعدی است که از زبان توده می گوید:

«دعا کن که ما بی زبانیم و دست»

وقتی مورچه ها می توانند به اعجاز اتحاد بر شیر ژیان پیروز شوند، چرا توده مردم نتواند به اعجاز اتحاد بر طبقات حاکمه انگل و استثمارگر پیروز شود؟

 

حافظ با صراحت بیشتری مستقیما هشدار می دهد:

ساقی به جام عدل بده باده، تا گدا

غیرت نیاورد که جهان پر بلا کند.

معنی تحت اللفظی:

طبقه حاکمه باید عدالت پیشه باشد تا توده ها دست به انقلاب نزنند و حاکمیت اقلیت انگل را واژگون نسازند.

 

پیشنهاد دعا کردن در حق پادشه زاده نیز تصادفی و نسنجیده نیست.

در تئوری اجتماعی سعدی پادشه سایه خدا ست.

مردم ناراضی از توله سایه خدا ممکن است، به تنگ آیند، واکنش نشان دهند و آرامش قبرستانی ـ فئودالی ـ استبدادی را برهم یزنند.

از این رو ایدئولوگ فئودالیسم بی خطرترین و بی ثمرترین راه را به مردم پیشنهاد می کند:

دعا کردن و به خدا گفتن، که خودش سایه زاده کثافتش را تربیت و آدم کند.

 

اما سعدی باید توده ها را از تأثیر غول آسای دعا نیز با خبر سازد، تا بیهوده دست به تیغ و تیر و تبر نبرند:

دمی سوزناک از دلی با خبر

قوی تر که هفتاد تیغ و تبر

معنی تحت اللفظی:

نفس سوزناکی از دل دانشمندی اثر بخش تر از هفتاد تیغ و تبر است.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر