۱۴۰۵ آبان ۱۵, جمعه

تحلیل مارکسیستی از شعری از سهراب سپهری تحت عنوان «صدای پای آب» (۷)


 
سهراب سپهری 
(۱۵ مهر ۱۳۰۷ – ۱ اردیبهشت ۱۳۵۹)

ویرایش و تحلیل 

از

شین میم شین

۱

صدای پای آب

(کاشان | قریه چنار | تابستان ۱۳۴۳)
 
اهل کاشانم 
 روزگارم بد نیست
تکه نانی دارم، خرده هوشی، سر سوزن، ذوقی
مادری دارم، بهتراز برگ درخت
 دوستانی، بهتر از آب روان
 و خدایی که دراین نزدیکی است.
لای این شب بوها، پای آن کاج بلند
روی آگاهی آب، روی قانون گیاه
 
 همانطور که گفته شد، سهراب در این بند آغازین این شعر، به معرفی خودو دار و ندار خود می پردازد:
 
۵
 و خدایی که دراین نزدیکی است.
لای این شب بوها، پای آن کاج بلند
 
سهراب علاوه بر مادر و دوستان، خدایی هم دارد.
مادرش بهتر از برگ درخت است، دوستانش بهتر از آب روان و خدایش بهتر از چیزی نیست.
مثلا می توانست بگوید:
بهتر از شیر ژیان.
 سهراب  فقط محل و مکان خدایش را می داند و افشا می کند و نه خصایص و مشخصاتش را.

خدای سهراب در نزدیکی ها ست، لای شب بوها، پای کاج بلند، روی آگاهی آب و روی قانون گیاه.

قبل از تأمل روی این محلات و اماکن ایراسیونال (ضد عقلی) خدای سهراب می توان به جرئت گفت که خدای سهراب لامکان نیست.
یعنی چیزی غیر مادی و فکری و روحی نیست.
خدای سهراب چیزی مادی است.
برای اینکه مکان، مشخصه مهم ماده است.
 
چون سهراب رابطه خدا با زمان را افشا نمی کند، می توان گفت که خدایش ایستا ست و نه پویا.
دوستانش اما بر خلاف خدایش
رونده اند و نه راکد و ساکن.
 
مشخصات خدای اسلام را که می شناسیم:
مالک الملاکین است.
مالک مستغلات لایتناهی است:
آسمان ها، زمین ها، شرق ها و غرب ها و بارگاه ها و ملائکه و اجنه و جواسیس و پیک ها و پیغمبران و الی آخر.

خدای اسلام
انعکاس انتزاعی سلاطین و خوانین هولناک در آیینه آسمان است.
کشته مرده قربان ـ صدقه اش رفتن و گریه و زاری و التماس بندگان مادی و فکری لا تحد و لا تحسی است.
شکوه شب و روز از آن دارد که بندگانش شکرگزار نیستند.
 
۶
روی آگاهی آب، روی قانون گیاه
 
در قاموس سهراب، 
 آب خر نیست.
آب آگاه است.
روی آگاهی اب هم خدای سهراب نشسته است.
البته اگر لای شب بوها و پای کاج بلند ننشسته باشد
 در قاموس سهراب، 
گیاه بی قانون نیست.
یعنی قانونمند است
و
روی قانونش خدایش نشسته است.

قحط جا که باشد، خدا حتی به حداقل قناعت می ورزد.

ایرانی جماعت
عاشق لاطائلاتند.
به همین دلیل سهراب حتی در دربار بی فکر و فرهنگ طرفدار داشته است.
مثلا شهبانو که عاشق نقاشی های سهراب بوده است.
 

 
موقع فرار از ایران اما در کیفش برای نقاشی های سهراب جا بوده است.
یک میلیون دلار حجم کمی ندارد.
 
ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر