۱۴۰۴ فروردین ۱۲, سه‌شنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (د) دموکراسی (سخن از کدام دموکراسی است؟) (۱۶)

   

 

ولادیمیرو گیاچی

برگردان

 یدالله سلطان پور

بخش چهارم

 

کودتای آمریکائی و «حکومت نظامی در مقیاس جهانی»

۱

کودتای آمریکائی

 

ژان پل فیتوسی

(۱۶۴۲ ـ ۲۰۲۲)

اقتصاددان فرانسوی

رئیس مرکز بررسی مسائل اقتصادی فرانسه:

 او. اف. سی. ای

   ۱                                       

·    فیتوسی حمله به اصطلاح «گلوبالیزاسیون» بر دموکراسی را به مثابه «عمل مشترک ایالات متحده و اتحادیه اروپا برای نابودی بدون خونریزی و صلح آمیز دموکراسی» می نامد.

 

۲

·    او بر این باور باطل و مضحک است، که اگر «بازار» را قانع کند، که دموکراسی برایش سودمند و مفید است و «سرمایه داری تنها به برکت دموکراسی خواهی و نه به برکت دموکراسی ستیزی جان سالم از مهلکه به در برده»، این روند متوقف خواهد شد.

 

۳

·    ما به توهمات مقدس او دست نمی زنیم.

 

۴

·    اما با شروع قرن، این «عمل برای نابودی بدون خونریزی و صلح آمیز دموکراسی» ابعاد  دیگری گرفته است.

 

۵

·    فاکت های (حقایق امور) کلیدی در این باره را سال های ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱ میلادی در اختیار جهانیان گذاشته است.

 

۶

·    در نوآمبر سال ۲۰۰۰ میلادی، به حکم عالی ترین دادگاه ایالات متحده آمریکا، جلوی بازرسی و کنترل تعداد آرای داده شده در فلوریدا گرفته شد و جرج بوش به عنوان رئیس جمهور قلمداد شد، اگر چه او بازنده این انتخابات بود.

 

۷

·    برای فهم قضیه باید به پیشگفته های خود مراجعه کنیم:

·    این رویداد به معنی تقدیس طرح «دموکراسی به مثابه متد و روش» صرف بود.

 

۸

·    کراوچ گفت:     

·    «ظاهرا احساس مسلط مبتنی بر این بود که باید نتیجه ای ـ نتیجه صرفی ـ اعلام شود، تا اشرار، دوباره برگزیده و منتخب مردم جا زده شوند و این امر به مراتب مهمتر از تشخیص این واقعیت امر بود، که اکثریت مردم به کی رأی داده و انتخابش کرده است.»

 

۹

·    از کله حزب دموکرات ایالات متحده ـ در هر حال ـ باید این حقیقت امر گذشته باشد که در واقع، اگر هدف تضمین کارکرد مکانیسم موجود است، اگر مسئله فقط تأمین «کارآئی سیستم» است، آنگاه همان بهتر که انتخابات تقلب آمیز باشد، تا اینکه تضادهای جامعتی شعله ور شوند و ثبات مملکت به خطر افتد و خدا نکرده توده های کوچه و خیابان بسیج شوند.

 

۱۰

·    نکته اصلی و نو، اما این است که جلوگیری از شمارش مجدد آراء به معنی زیر پا گذاشتن قواعد حداقل دموکراسی است.

 

۱۱

·    جیمز گالبرایت، در کنفرانس سال ۲۰۰۵ می گوید:

·    «آماج اصلی مبارزه در راه حقوق شهروندی باید امروز این باشد، که حق انتخابات عمومی دوباره به رسمیت شناخته شود، آرای داده شده بدون دوز و کلک و تقلب شمرده شوند و بازرسی و کنترل امکان پذیر گردد.»

 

ادامه دارد.

درنگی در پژوهشی از احسان طبری راجع به ارزیابی و شناخت شخصیت انسانی (۱۹)

  
 

آذر و احسان طبری

 

  پژوهشی از احسان طبری

راجع به ارزیابی و شناخت شخصیت انسانی 

(مجله “دنیا” دوره دوم، سال ششم، شماره ۴ زمستان ١٣۴۴)

درنگی

از

شین میم شین

طبری

پژوهشی از احسان طبری

راجع به ارزیابی و شناخت شخصیت انسانی

(مجله “دنیا” دوره دوم، سال ششم، شماره ۴ زمستان ١٣۴۴)

درنگی

از

شین میم شین

 

طبری

 براى تشخیص نیک و بد شخصیت افراد 
باید دید ملاک عمده ارزیابى کدامست.
زیرا اگر ملاک عمده صادق نیست، درست بودن جهات غیر عمده تاثیرى در اصل مطلب ندارد. 
 آرى باید دید ملاک عمده ارزیابى شخصیت انسانى یا اخلاقى یک فرد کدامست 
و 
 چگونه مى توان دانست که کسى بطور عمده نیک و مثبت است یا بد و منفى؟
 
به عقیده نگارنده
 این ملاک را باید در رفتار و رابطه شخص مورد قضاوت
 اولا
 نسبت به واقعیت و حقیقت 
و
 دوما 
نسبت به جامعه جستجو کرد.
 
 یعنى 
باید دید
 در کردار نمونه وار حیاتى 
(نه در گفتار یا کردار استثنا و غیر تیپیک) 
روش فرد مورد قضاوت ما نسبت به واقعیت و حقیقت چیست، 
روش فرد مورد قضاوت ما نسبت به جامعه چگونه است. 
هردوى این ملاک ها داراى محتوى بغرنجى است و تنها طى توضیح وسیع مى توان مطلب را دریافت.
 
ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۱۸۹)

 

شین میم شین

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت دهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص  ۸۹)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم
 

نماند از وشاقان گردنفراز

کسی در قفای ملک جز ایاز

معنی تحت اللفظی:

همه غلامان (اوشاق ها، همراهان) سلطان محمود به جست و جو و جمع آوری در و گوهر مشغول شدند.

فقط ایاز به دنبال او تاخت و تاز کرد.

  

تئوری عشق در قاموس سعدی و حافظ

باید رسالتی را به دوش یکشد:

 رسالت حفظ و تحکیم نظام اجتماعی فئودالی ـ بنده داری را.

سعدی اما با این مثال به افشای مفهوم «عاشق خوی نیکوی کسی بودن» دست می زند.

سلطان غزنین در واقع نه عاشق خوی نیکوی کسی، بلکه عاشق خویشتن خویش است و «خوی نیکو» معنائی جز سرسپردگی بی چون و چرا به ارباب ندارد.

جلادان تاریخ و انسان ستیزان نمی توانند اصولا عاشق شوند.

 

برای دوست داشتن حقیقی چیزها باید از خرد و هومانیسمی ژرف سرشار بود.

برخلاف پندار باطل سعدی، در غیاب عقل، عشقی حقیقی وجود ندارد و نمی تواند وجود داشته باشد.

عشق حقیقی و نه بند تنبانی

از سرچشمه خرد، در جام خجسته هومانیسم آب می خورد.

عشق در دیالک تیک فرد و جامعه توسعه و قوام می یابد.

 

ادامه دارد.