۱۳۹۰ آذر ۳, پنجشنبه

آموزش متد علمی تحلیل در مکتب سیاوش کسرائی (5)

روز بزرگ

گاف سنگزاد

تز هشتم
طبیعی است که تداوم دوران سیاه فشار و اختناق و سختی، همراه با تنگدستی و انزوا، هسته اندیشه های نیما را تلخ بدارد، به همان گونه که طبیعی بود که مردی با آن بینش و فراست و وسعت نظر و پرهیزگاری تن به قبول دروغ و سیاهی ندهد و با سلیقه خویش بر ستم بشورد و یا چراغش را در تک سیاهی ها فروزان نگاهدارد و به هر ترتیب چاره جوی روز بزرگ بماند.

10
مفهوم «وسعت نظر»
به همان گونه که طبیعی بود که مردی با آن بینش و فراست و وسعت نظر و پرهیزگاری تن به قبول دروغ و سیاهی ندهد.

• نیما بنظر سیاوش از وسعت نظر برخوردار بوده است.

• بر اساس کدامین معیار عینی می توان به این نتیجه رسید؟

• برای پاسخ به این پرسش، قبل از همه باید ضد دیالک تیکی وسعت نظر را پیدا کرد، یعنی محدودیت نظر را، تنگنظری را، کوته بینی و امثالهم را.

• برای درک تفاوت و یا حتی تضاد محدودیت نظر و وسعت نظر، شاید بهتر است که به دیالک تیک لحظه و روند باندیشیم:
• انسان های تنگ نظر فقط لحظه را در می یابند و غنیمت می شمارند و چه بسا به توصیه حکیم نیشابور، خواجه شیراز و غیره.
• انسان های دورنگر اما برعکس به روند تقدم قائل می شوند و در بهترین حالت، دیالک تیک لحظه و روند را در مد نظر قرار می دهند و نقش تعیین کننده را از آن روند می دانند و نتیجتا منافع لحظه ای را تابع منافع روندین می سازند.

• واژه «روندین» را به تقلید از واژه های «سیمین»، «دیرین» و غیره می سازیم.

• چرا و به چه دلیل باید در دیالک تیک لحظه و روند (دیالک تیک دم و عمر) نقش تعیین کننده آن روند (عمر) باشد؟

• برای پاسخ به این پرسش باید به توصیه حکیم پرولتاریا و به پیروی از او از عام به سوی منفرد (خاص) و عملا از مجرد به سوی مشخص حرکت کنیم.
• به عبارت دیگر، باید دیالک تیکی را پیدا کنیم که دیالک تیک لحظه و روند نتیجه بسط و تعمیم آن است.

• چنین دیالک تیکی در فلسفه مارکسیستی ـ لنینیستی وجود دارد و ان عبارت است از دیالک تیک جزء و کل با نقش تعیین کننده از آن کل.

• می توان گفت که دیالک تیک لحظه و روند (دم و عمر) بسط و تعمیم دیالک تیک جزء و کل است.
• به همین دلیل در دیالک تیک لحظه و روند (دم و عمر) ـ بر خلاف نظر باطل عمر خیام و خواجه حافظ و امثالهم ـ نقش تعیین کننده نه از آن لحظه (دم)، بلکه از آن روند (عمر) است.

• نیما چنین کسی بوده است:
• او آنتی تز خیام و حافظ و امثالهم بوده است:
• او نه طرفدار پر و پا قرص دم (لحظه، جزء)، بلکه هوادار سرسخت روند (کل) بوده است.

11
مفهوم «پرهیزگاری»
به همان گونه که طبیعی بود که مردی با آن بینش و فراست و وسعت نظر و پرهیزگاری تن به قبول دروغ و سیاهی ندهد.

• مفهوم «پرهیزگاری» یکی از مفاهیم مذهبی است و سیاوش ـ به احتمال قوی ـ به تقلید از احسان طبری بکار می برد.

• احسان طبری می کوشد که بسیاری از مفاهیم مذهبی و قرون وسطائی را با محتوای مدرن پر کند.
• این حدس ما اگر درست باشد، باید مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

• نیما به نظر سیاوش مردی پارسا و پرهیزگار بوده است.
• مرد پارسا در ترمینولوژی مذهبی به مردی خداترس می گویند که از ترس دوزخ و بازجوئی الهی از ارتکاب گناه، یعنی از تخطی از فرامین الهی پرهیز می کند.

• دشواری کار ده چندان می شود، وقتی که عالمی بسان سیاوش برای تبیین منظور خویش به مفاهیم مذهبی و قرون وسطائی توسل جوید.

• منظور سیاوش شاید این باشد که نیما تن به فساد و آلودگی نمی دهد و پاک می زید، بر کسی ستم روا نمی دارد، نان از کار بازوی خویش می خورد و نه از کار غیر.

12
مفهوم «دروغ»
به همان گونه که طبیعی بود که مردی با آن بینش و فراست و وسعت نظر و پرهیزگاری تن به قبول دروغ و سیاهی ندهد.

جوردانو برونو (1548 ـ 1600)
فیلسوف، شاعر و کشیش ایتالیائی
که از سوی تفتیش عقاید کلیسای کاتولیک به مرگ در تل آتش محکوم شد.

• نیما تن به قبول دروغ نمی دهد، زیرا انسانی بینش مند، فراست مند، دور نگر و پرهیزگار است.

• برای درک معنی دروغ باید ضد دیالک تیکی آن را پیدا کرد.

• ضد دیالک تیکی دروغ (باطل)، حقیقت است.
• نیما طرفدار بی چون و چرای حقیقت است و لذا تن به قبول ضد حقیقت (دروغ) نمی دهد.

• حقیقت پرستی یکی از سجایای ماهوی طرفداران پیشرفت اجتماعی در سراسر تاریخ بوده است.


• چه بسا حقیقت پرستان غیوری از جنس جوردانو برونو در دفاع از حقیقت، جزغاله شدن بره وار در تلی از آتش را ـ حتی ـ ریسک می کنند.


• مارکسیستی آلمانی چه زیبا می گفت:
• «ما تنها دگمی که داریم، حقیقت است!»

• حقیقت اما آنتی تز همه دگم ها و جزم ها ست.
• پای بندی به «دگم» حقیقت، به معنی آنتی دگماتیسم بی چون و چرا ست!

13
مفهوم «سیاهی»
به همان گونه که طبیعی بود که مردی با آن بینش و فراست و وسعت نظر و پرهیزگاری تن به قبول دروغ و سیاهی ندهد.


• مفهوم «سیاهی» ضد دیالک تیکی روشنائی است.
• سیاهی در ادب پارسی سمبل همه چیزهای ناپسند است.
• نیما دشمن سیاهی است.
• نیما طرفدار نور است!

14
مفهوم «با سلیقه خویش»
و با سلیقه خویش بر ستم بشورد و یا چراغش را در تک سیاهی ها فروزان نگاهدارد و به هر ترتیب چاره جوی روز بزرگ بماند.

• سیاوش با مفهوم «با سلیقه خویش»، شورش نیما را شورشی نیمائی، شورشی خاص نیما تلقی می کند.

• منظور سیاوش از این مفهوم چیست؟

• هرکس خواه و ناخواه در دیالک تیک منفرد (خاص) و عام عمل می کند:
• هرکس از سوئی به سلیقه خود (منفرد و خاص) و از سوی دیگر، بسته به شرایط عینی و ذهنی رئال (عام) بر ضد ستم می شورد.

• شورش هم حتی در داربست دیالک تیک صورت می گیرد، دیالک تیکی که شورش بر ضد آن سر از بیغوله های ایراسیونالیسم (خردستیزی) و فاشیسم در می آورد.


• ما باید در روند تحلیل دقیق تحلیل سیاوش به منظور حقیقی او پی ببریم.


15
مفهوم «شورش بر ستم»
و با سلیقه خویش بر ستم بشورد و یا چراغش را در تک سیاهی ها فروزان نگاهدارد و به هر ترتیب چاره جوی روز بزرگ بماند.

• سیاوش احتمالا با به خدمت گرفتن مفهوم «شورش بر ضد ستم»، حقیقت امر بمراتب غنی تر از ستم ستیزی نیما را در مد نظر دارد.
• مبارزه بر ضد ظلم ـ به مثابه محتوا ـ می تواند فرم های مختلفی داشته باشد.

• ستم ستیزی نیما به نوعی عصیان بر ضد ستم سرشته است، به نوعی جنون انقلابی عجین شده است، جنونی که در قطعه تئودوراکیس تحت عنوان «زوربای یونانی» و یا در مصرعی از شعر طبری تحت عنوان «جنون قهرمانان عین عقل زندگی باشد»، بر زبان می آید:

• زوربا گفت:
• «برای گسستن زنجیرها و رهاگشتن به جنون نیاز است!»

• اصولا عمل انسانی در دیالک تیکی از عقل و جنون صورت می گیرد، روندی که گاه عقل دست بالا دارد و گه جنون.
• ای کاش چنین نمی بود و جنون هرگز دست بالا نمی داشت!

16
مفهوم «فروزان نگاهداشتن چراغ»
و با سلیقه خویش بر ستم بشورد و یا چراغش را در تک سیاهی ها فروزان نگاهدارد و به هر ترتیب چاره جوی روز بزرگ بماند.

• سیاوش این مفهوم را در رابطه با مبارزه بر ضد دروغ و سیاهی به خدمت می گیرد.
• برای نبر بر ضد ظلمات باید هم چراغ خود را فروزان نگه داشت.

• اما منظور سیاوش از این استعاره چیست؟


• آن را می توان با توسل به فانتزی خویش تفسیر کرد و از کسب بی امان آگاهی، از پاسداری خلل ناپذیر از امید کوشا، از ژرفکاری خستگی ناپذیر و شناخت هرچه دقیقتر و بهتر جامعه و جهان، از تشکیل و حفظ و تقویت و تحکیم هسته و سازمان و حزب انقلابی توده ها سخن گفت، ولی برغم آن، نمی توان منظور حقیقی سیاوش را کشف و ابلاغ کرد.


17
مفهوم «در تک سیاهی»
و با سلیقه خویش بر ستم بشورد و یا چراغش را در تک سیاهی ها فروزان نگاهدارد و به هر ترتیب چاره جوی روز بزرگ بماند.

• اکنون صراحت بیشتری در مفهوم «فروزان داشتن چراغ» جاری می شود:
• چراغ نیما باید در تک سیاهی ها ـ چه بسا ـ فروزان نگه داشته شود.

• اعجاز کلام سیاوش در همین فرمولبندی های سنجیده است:

• چراغ رهائی بخش باید در تک سیاهی ها فروزان نگه داشته شود.

• در تک سیاهی ـ به همان سان که در تک دوات مرکب ـ غلیظ ترین سیاهی ته نشین شده است.

• سیاوش با این مفهوم ساده از حدت و شدت و دهشت اختناق و سرکوب و فشار حاکم بر جامعه پرده برمی دارد.

18
مفهوم «چاره جوئی روز بزرگ»
و با سلیقه خویش بر ستم بشورد و یا چراغش را در تک سیاهی ها فروزان نگاهدارد و به هر ترتیب چاره جوی روز بزرگ بماند.

• سیاوش نیما را بر سر دو راهی یا شورش بر ستم و یا فروزان نگه داشتن چراغ به نیت چاره جوئی روز بزرگ। قرار می دهد.

• روز بزرگ در قاموس سیاوش بی تردید طلوع آفتاب جهان افروز و پایان دادن به سیطره ظلمت است.

چراغ نیمایان سمبل و نماد همین آفتاب جهان افروز است و برای طلوع آن صرفنظرناپذیر.

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر