۱۴۰۴ دی ۹, سه‌شنبه

درنگی در یاد داشتی از ولادیمیر‌ لنین راجع به روزا (۷)


 
 

وِلادیمیر ایلیچ اولیانوف

  ( ۱۸۷۰ – ۱۹۲۴) 

مشهور به ولادیمیر لِنین،

درنگی

از 

شین میم شین

لنین

  یادداشت‌های یک پوبلیسیست

اختلاف روزا لوکزامبورگ با لنین

روزا لوکزامبورگ 

در 

«نوشته ی انقلاب روسیه، » (۱۹۱۸)

 از تامین حفظ آزادی سیاسی برای هر جریان و تشکل دفاع می‌کرد!

معنی تحت اللفظی:

روزا حفظ آزادی های سیاسی هر جریان و حزب و دار و دسته سیاسی را و حراست از آن را

وظیفه حزب کمونیست می دانست.

سؤال این بود که  محتوای این آزادی های سیاسی چیست که پرولتاریا به نظر روزا باید از آنها حمایت و حتی حراست کند؟

۱

آزادی‌های سیاسی

 به افراد یک جامعه اجازه می‌دهند تا نوع حکومت دلخواه و نمایندگان خود را برای شرکت در مجلس یا مجالس قانون‌گذاری آزادانه انتخاب کنند.

 معنی تحت اللفظی:

محتوای آزادی های سیاسی

تعیین حکومت توسط اعضای جامعه است.

انتخاب نمایندگان برای مجلس (قوه مقننه) است.

ما قبل از پرداختن به حرف های لنین و روزا روی همین اندیشه و یا تعریف،

 تأمل مارکسیستی (علمی و انقلابی) می کنیم:

سؤال اول این است که حکومت چیست؟

 

حکومت

(رژیم)

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8926

 

پایان


حاکمیت

(خصلت عام استالینیسم)

 

تفاوت حاکمیت و حکومت

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14654


حکومت 

به تنهایی وجود ندارد.

هیچ چیز به تنهایی وجود ندارد.

همه چیز در داربستی دیالک تیکی وجود دارد.

هر چیزی

از ذرات تا کاینات

با ضد دیالک تیکی خود وجود دارد.

ذره با موج

پروتون با الکترون

خیر با شر

نر با ماده

مذکربا مؤنث

گل با خار

بورژوازی با پرولتاریا

فئودال با رعیت

برده دار با برده

حکومت با حاکمیت.

هیئت حاکمه با طبقه حاکمه  

نقش تعیین کننده در دیالک تیک حکومت و حاکمیت (هیئت حاکمه و طبقه حاکمه)

از آن حاکمیت (طبقه حاکمه) است.

این بدان معنی است که تعیین کننده حکومت (هیئت حاکمه)  طبقه حاکمه است و نه همه اعضای جامعه و همه طبقات و اقشار اجتماعی.

بنابرین این تحریف رایج از آزادی های سیاسی

 نه ارزش علمی دارد و نه اعتبار عقلی و تجربی.

حکومت و هیئت حاکمه و دولت 

بسان هنر و قضاوت و اخلاق و مذهب و غیره

از عناصر روبنای ایده ئولوژیکی اند و تابع بی چون و چرای زیربنای اقتصادی اند.

 

زیربنا و روبنا

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8975

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8980

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8986

 

پایان


اگر دیالک تیک وجود جامعتی و شعور جامعتی را در نظر بگیریم،
نقش تعیین کننده از ان وجود جامعتی است.

 

وجود جامعتی

(وجود اجتماعی)

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/4647

 


 

شعور جامعتی

(شعور اجتماعی)

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12442

وجود جامعتی

(وجود اجتماعی)

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12500

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12504

 

پایان

 


تعیین دولت و حکومت و هیئت حاکمه و شعور جامعتی و دیگر عناصر روبنای ایده ئولوژیکی به عهده طبقه و یا طبقات حاکمه است و نه به عهده تک تک افراد جامعه.

چنین «تعریفی» از آزادی های سیاسی

 ابلهانه، ساده لوحانه و عوامفریبانه است.

دلیل جا افتادن این تحریف در جهان

معرکه گیری های انتخاباتی و رفراندوم (همه پرسی) ها

 در واویلا و بلبشوی پس از انقلابات اجتماعی است.

جوی است که سبب می شود که خلایق خرانه خیال کنند که تعیین کننده حکومت و هیئت حاکمه است.

ادامه دارد.

درنگی در شعری از نادر نادرپور (۲)

نگاره‌ای از نادر نادرپور

نادر نادر پور

(۱۶ خرداد ۱۳۰۸ – ۲۹ بهمن ۱۳۷۸)

 شاعر، نویسنده، مترجم و فعال سیاسی–اجتماعی 

 از اعضای کانون نویسندگان ایران  

 

درنگی 

از

میم حجری
 
ابلیس ، ای خدای بدی ها
 تو شاعری
من بارها به شاعری ات رشک برده ام

شاعر تویی که این همه شعر آفریده ای

غافل منم که این همه افسوس خورده ام
 معنی تحت اللفظی:
ابلیس
خدای بدی ها و شاعر رشگ انگیزی است که اشعار متنوع خلق کرده است.
در حالیکه من غافل از این حقایق امور بوده ام و کلی تأسف خورده ام.
 
معلوم نیست که نادرپور چگونه به این نظرها رسیده است.
ابلیس
بنا بر فقه اسلامی
یکی از ملائکه مقرب در درگاه الهی بوده است که به سبب سرپیچی از فرمان خدا در رابطه با سجده بر حوا و آدم مطرود و ملعون می گردد.
ابلیس
در حقیقت، ضد دیالک تیکی الله است.
الله و ابلیس
ترجمه اهورا و اهریمن زرتشت از پارسی به عربی است.
 
نادر پور احتمالا به همین دلیل ابلیس را خدای بدی ها قلمداد می کند
و گرنه در فقه اسلامی از این خبرها نیست.
الله
در فقه اسلامی
بر خلاف دین زرتشت 
خصلت دیالک تیکی دارد:
هم خدای نیکی ها ست و هم خدای بدی ها.
الله
هم صادق است و هم کذاب
به عبارت دقیقتر
هم صادق مطلق است و هم کذاب مطلق.
 
معلوم نیست که نادرپور چگونه به شاعر بودن ابلیس پی برده است.
حریفه ای حزب اللهی
اتفاقا
عکس ادعای نادرپوررا دارد:

چه کسی گفت خدا شاعر نیست؟

اکرم بهرامچی 

زندگی رقص نجیبی ست

که از چشمه ی بودن، جاری است

رقص یک شاپرک بازیگوش

لای یک دسته گل ِ یاس معطر در باغ.

رقص ِ یک نغمه ی آرام ِ اذان

که شبی باد میان من و این قبله پراکنده کند
رقص کِرمی شب تاب

که شبیه تپش ِ خورشید است

زندگی شعر نجیبی ست

که در دفتر ِ اندیشه ی این گنبد ِ دَوار پر از قافیه است..

چه کسی گفت خدا شاعر نیست؟
 
ادامه دارد.

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأعراف ) (۵۱۳)

 صفحه ای از نور(دانلود متن، ترجمه، صوت)/ صفحه 151(سوره اعراف، آیات 1 الی 11)  - استاد منشاوی | ضیاءالصالحین

ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی


﴿قَالُوا أُوذِينَا مِن قَبْلِ أَن تَأْتِيَنَا وَمِن بَعْدِ مَا جِئْتَنَا ۚ قَالَ عَسَىٰ رَبُّكُمْ أَن يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ﴾
[ الأعراف: ۱۲۹]

گفتند:

 پيش از آنكه تو بيايى در رنج بوديم و پس از آنكه آمدى باز در رنجيم. 

گفت: 

 اميد است كه پروردگارتان دشمنتان را هلاك كند و شما را در روى زمين جانشين او گرداند. آنگاه بنگرد كه چه مى‌كنيد.

قوم موسی برای ارزیابی تأثیر حضرت موسی در وضع زندگی شان
دیالک تیک تئوری و پراتیک و یا دیالک تیک نظر و عمل
را
به صورت دیالک تیک ذلت خود قبل از ظهور حضرت موسی و پس از ظهور او بسط و تعمیم می دهد و بیهودگی و بی ثمری بود و نبود او و آیین او را اثبات می کند.

یعنی
برای تعیین حقیقت چیزی و حقانیت کسی از محک پراتیک (تجربه) بهره بر می گیرد.
پراتیک
هم به مثابه زادگاه اندیشه و هم به مثابه محک مطمئن برای تعیین صحت و سقم اندیشه.

این یکی از کشف های مهم مارکس در تئوری شناخت است.

قوم موسی با توسل به محک مطمئن تجربه
حضرت موسی را آچمز می کند.
 
تنها راهی که برای حضرت موسی باقی می ماند، کشیدن قدر قدرتی خدا به روی قوم است:

گفت: 

 اميد است كه پروردگارتان دشمنتان را هلاك كند و شما را در روى زمين جانشين او گرداند. 

آنگاه بنگرد كه چه مى‌كنيد.

حضرت موسی
به عوض ارائه دلیل علمی و عقلی و تجربی برای تداوم ذلت قوم،
امید به همت خدا را در استهلاک دشمنان قوم و جانشین (خلیفه) خدا سازی قوم بر روی زمین پیش می کشد.
 
خلافت 
(جانشینی خدا)
یکی از مفاهیم جامعتی مهم کریم است.

هدف و آماج خدا از این استهلاک دشمنان و اهدای خلافت به آنان،
آزمودن عملی و تجربی آنان است.

کریم
اینجا هم از محک تجربه بهره بر می گیرد:
آزمودن خلفا بنا بر اعمال آنها.
 
حافظ این محک معرفتی مارکسیستی را صدها سال قبل از مارکس و احتمالا تحت تأثیر کریم
  اعلام داشته است:

خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود، هر که در او غش باشد.

معنی تحت اللفظی:
محک تجربه بهترین طریق برای سیه رویی دو رویان و دروغگویان است.



ادامه دارد.