۱۴۰۰ خرداد ۱۰, دوشنبه

فرهنگ مفاهیم سیاسی (الف) آنالیز (تجزیه و تخلیل) (۲) (بخش آخر)

3D-Männchen schaut mit Lupe in der Hand auf den Schriftzug Analyse.

هیئت تحریریه کلکتیو

برگردان 

شین میم شین

 

۱۰

·    انالیز (تجزیه و تحلیل) به مثابه متد شناخت و متد پراتیک (عمل و آزمون و آزمایش و کار و غیره)، همواره به کمک تفکر مفهومی، یعنی تفکر تئوریکی صورت می گیرد.

 

۱۱

·    به قول انگلس،‌ «می توان تفکر تئوریکی از هر نوع را تحقیر کرد.

·    اما نمی توان بدون تفکر تئوریکی، دو حقیقت امر طبیعی را به هم پیوند داد و یا به کشف پیوند آندو نایل آمد.»

 

۱۲

·    به همین دلیل، هر انالیز (تجزیه و تحلیل) علمی باید مبتنی بر پیش شرط های تئوریکی درست باشد و با مفاهیم درست انجام یابد.

 

۱۳

·    شالوده انالیز (تجزیه و تحلیل) علمی، دیالک تیک ماتریالیستی به مثابه علم قوانین توسعه عام طبیعت، جامعه و تفکر است.

 

۱۴

·    دیالک تیک ماتریالیستی از هر کس، انالیز (تجزیه و تحلیل) مبتنی بر شناخت صادقانه و تغییر پراتیکی انقلابی واقعیت عینی، اوبژکتیویته (عینیت)، همه جانبگی، وحدت منطقی و تاریخی و کشف تضادها، وحدت و «مبارزه» اضداد در اشیاء و روندها از نقطه نظر جانبداری پیگیرانه و قاطعانه از امر طبقه کارگر را طلب می کند.

 

پایان

 

فرهنگ مفاهیم سیاسی (الف) آنالیز (تجزیه و تخلیل) (۱)

3D-Männchen schaut mit Lupe in der Hand auf den Schriftzug Analyse.

هیئت تحریریه کلکتیو

برگردان 

شین میم شین


۱

·    انالیز (تجزیه و تحلیل) به روشی اطلاق می شود که ماهیتش در تجزیه فکری و یا عملی کلی به اجزاء آن و یا تجزیه چیز مرکبی به عناصر متشکله اش است.

 

۲

·    انالیز (تجزیه و تحلیل) در روند شناخت بشری نقش بزرگی بازی می کند.

 

۳

·    آماج از انالیز (تجزیه و تحلیل) کشف قانونمندی های حاکم بر هر چیزی به طریق زیر است:

 

الف

·    از طریق تمیز مشخصات و روابط ماهوی آن چیز و یا آن موضوع از مشخصات و روابط فرعی اش

 

ب

·     از طریق تمیز مشخصات و روابط ضرور (جبری) آن چیز و یا آن موضوع از مشخصات و روابط تصادفی اش

 

پ

·    از طریق تمیز مشخصات و روابط عام آن چیز و یا آن موضوع از مشخصات و روابط منفردش

 

·    مراجعه کنید به دیالک تیک پدیده و ماهیت، دیالک تیک ضرورت و تصادف، دیالک تیک منفرد (خاص) و عام

 

۴

·    به این آماج فقط در صورتی می توان رسید که مشخصات و روابط مختلف نه به طور ایزوله و مجزا از یکدیگر، بلکه در وحدت شان و در پیوندشان مورد بررسی قرار گیرند.

 

۵

pestel-analyse-einflussfaktoren-makro-umwelt

 

·    درک چیزی و یا موضوعی در وحدت تعین های متنوعش، وظیفه سنتز (ترکیب) است.

 

·    مراجعه کنید به سنتز (ترکیب)، دیالک تیک انالیز و سنتز (دیالک تیک تجزیه و تحلیل و ترکیب)

 

۶

·    به همین دلیل در روند شناخت، باید انالیز (تجزیه و تحلیل) و سنتز (ترکیب) وحدتی (وحدت دیالک تیکی ئی. مترجم) را تشکیل دهند.

 

۷

·    انالیز (تجزیه و تحلیل) یکی از اجزای کردوکار رهبری علمی است.

 

۸

·    در کلیه سطوح رهبری باید میان انالیز (تجزیه و تحلیل)، پیش بینی و پلان (نقشه، برنامه) پیوند ناگسستنی برقرار باشد.

 

۹

·    بدون انالیز (تجزیه و تحلیل) علمی، نه پیش بینی میسر می شود، نه پلان بندی و نه تصمیمگیری.

 

ادامه دارد.

اشاره ای به آنالوژی و هومولوژی

Ist möglicherweise ein Cartoon von Text „Homologie und Analogie qeesp Verwandtschaft“

 
برگردان
شین میم شین

 

آنالوژی و هومولوژی

 

  

از کجا می دانیم که آدمیان با پرندگان و نهنگان خویشاوندند؟

 

ظاهرا

وجه مشترکی با هم ندارند.

ولی اگر به بازوی آدمیان و اعضای جلویی پرندگان و نهنگان نظر اندازیم،

متوجه می شویم

که

هر سه

نقشه ساختمان اساسی یکسانی دارند.

 

داشتن چنین مشخصاتی (نقشه ساختمان اساسی یکسان)

دال بر آن است

که آدمیان، پرندگان و نهنگان

دارای نیاکان مشترکند.

 

 

این خصیصه

را

هومولوژی

می نامند.

 

اما

علاوه بر هومولوژی،

تشابه دیگری هم وجود دارد

که

آنالوژی

نامیده می شود.

 

ای بسا پستانداران که اعضای جلویی شان شبیه حشراتند.

یعنی

دارای مشخصاتی اند که فونکسیون واحدی دارند،

بی آنکه منشاء مشترکی داشته باشند.

مثلا

هم پرندگان بال دارند و هم حشرات.

بی آنکه منشاء مشترکی داشته باشند.

 

چنین خصیصه ای

را

آنالوژی

می نامند.

 

مشخصات هومولوگ

معیاری برای تعیین و تشخیص خویشاوندی اند.

مثلا

بازوی آدمیان، بال پرندگان و باله نهنگان

 

این سه عضو حاوی ساختمان آناتومیکی اساسی یکسانند.

 

اکنون معلوم می شود که اعضای هومولوگ می توانند فونکسیون های متفاوتی داشته باشند:

بال پرندگان

برای پروازاست

باله نهنگان برای شنا

و

بازوی آدمیان

برای گرفتن.

 

این بدان معنی است که اعضای هومولوگ می توانند از نقطه آغازین در جهات مختلف توسعه یابند.

این جور توسعه ها را توسعه واگرا می نامند.

 

در این صورت انحرافاتی از نقشه ساختمان اساسی صورت می گیرند.

به همین دلیل

تشخیص اعضای هومولوگ آسان نیست.

چه کسی تصور می کند که دندان آدمیان و باله نهنگان

اعضای هومولوگی اند.

برای کشف هومولوژی

سه معیار زیر تعیین کننده اند:

معیار وضع

معیار کیفیت خاص

معیار تداوم

 

اگر یکی از این سه معیار در بین باشد، دال بر هومولوژی است.

 

بنا بر معیار وضع

اعضایی هومولوگند که وضع یکسانی در سیستم قابل قیاس مربوطه دارند.

مثلا

ترتیب استخوان ها در جانوران فوق الذکر:

بخش فوقانی بازو

زیربازو

ریشه دست

دست میانی

انگشت ها

 

بنا بر معیار کیفیت خاص

ساختارهایی هومولوگند که مستقل از وضع، مشخصات منفردشان منطبق با همند.

 

مثلا

دندان آدمیان و باله نهنگان

هر دو حاوی محفظه خالی درونی اند

و

  لایه اول هر دو از ماده واحدی به نام مینا تشکیل یافته است.

 

بنا بر معیار تداوم

اعضایی هومولوگند که به واسطه فرم های بینابینی پیوند دارند.

مثلا

جریان خون پستانداران، ماهیان و قورباغه ها.

در طول تاریخ توسعه

بین جریان دایره وار شش ها و جریان دایره وار جسم

جدایی هر چه بیشتری صورت گرفته است.

در

پستانداران

جدایی کامل بین آندو وجود دارد.

در

ماهیان

جریان دایره وار واحدی وجود دارد.

در

قورباغه ها

اما

فرم بینابینی میان پستانداران و ماهیان وجود دارد.

 

همانطور که ذکرش گذشت، ساختارهای آنالوگ ناشی از خویشاوندی نیستند.

 

اعضای آنالوگ

 فونکسیون یکسان دارند، ولی نقشه ساختمانی متفاوت.

آنالوژی ها

زمانی تشکیل می یابند که جانوران مختلف المنشاء خود را با شرایط محیط یکسانی سازگار می سازند.

این نوع از توسعه

را

توسعه همگرا

می نامند.

 

مثال:

شش مهره داران و تراخه (مجرای تنفسی) حشرات فونکسیون واحدی دارند.

هر دو برای مبادله گازند.

ولی نقشه ساختمانی کاملا متفاوتی دارند.

بال پرندگان و حشرات

نیز به همین سان.

فونکسیون هر دو پرواز است.

در حالیکه نقشه ساختمانی شان کاملا متفاوت است.

 

پایان

۱۴۰۰ خرداد ۹, یکشنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (الف) اقتصاد سیاسی کلاسیک بورژوائی انگلیس (۱)

Ist möglicherweise ein Bild von 1 Person  

پروفسور دکتر گرد ارلیتس

برگردان

شین میم شین

 

ویلیام پتی

(۱۶۲۳ـ ۱۶۸۷)

اقتصاددان، دانشمند و فیلسوف انگلیسی

بنیانگذار اقتصاد سیاسی کلاسیک بورژوائی انگلیس

 

۱

·      اقتصاد سیاسی کلاسیک بورژوائی انگلیس نقطه اوج جریان علمی تئوری اقتصادی بورژوازی در قرن هجدهم و دهه اول قرن نوزدهم بود، که مناسبات تولیدی کاپیتالیستی را به مثابه سیستمی از قانونمندی های عینی قابل شناسائی در نظر می گرفت و اغلب بر مبنای تئوری ارزش کار، پیوندهای ماهوی شیوه تولید سرمایه داری را به درستی کشف می کرد.

 

۲

·      تئوریسن های اقتصاد سیاسی کلاسیک بورژوائی انگلیس در رابطه با انقلاب صنعتی در انگلستان قلمفرسائی می کردند و در شکوفائی غول آسای نیروی تولیدی کار انسانی، خصلت تاریخی مترقی کاپیتالیسم را می دیدند.

 

۳

·      آنها در ایامی که تضاد طبقاتی بورژوازی با پرولتاریا هنوز برونی و مرئی نشده بود، بی کوچکترین دغدغه خاطری از تضادهای مختلف جامعه بورژوائی پرده برمی داشتند.

 

۴

·      اصطلاح «اقتصاد سیاسی کلاسیک بورژوائی انگلیس» این سنت تئوری اقتصادی علمی بورژوازی را از تئوری های ماقبل کلاسیکی مرکانتلیستی و فیزوکراتیکی و به ویژه اقتصاد مبتذل عامیانه متمایز می سازد.

 

۴

·      مارکس می نویسد:

·      «من برای اینکه هرگز از یادم نرود، می گویم که منظور من از اقتصاد سیاسی کلاسیک عبارت است از اقتصادی که از زمان ویلیام پتی، پیوند درونی مناسبات تولیدی بورژوائی را مورد پژوهش قرار می دهد.

·      بر خلاف اقتصاد مبتذل عامیانه، که در چارچوب پیوندهای ظاهری پرسه می زند و به سیستماتیزه کردن پر وسواس تصورات توخالی و خود پسندانه رؤسای تولید بورژوائی و اعلام آنها به مثابه حقایق ابدی بسنده می کند.»

·      (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۲۳، ص ۹۵)

 

۵

·      نمایندگان اصلی اقتصاد سیاسی کلاسیک بورژوائی انگلیس به شرح زیر بوده اند:

 

الف

·      آدام اسمیت (۱۷۲۳ ـ ۱۷۹۰)

 

ب

·        دیوید ریکاردو (۱۷۷۲ ـ ۱۸۲۳)

 

۶

·      تفکر اقتصادی کلاسیک بورژوائی که بنیانگذارش ویلیام پتی بوده و به وسیله آدام اسمیت و دیوید ریکاردو به نقطه اوج خود می رسد، به جرگه تفکر کلاسیک بورژوائی به طور کلی (فلسفه و تاریخ)، به انضمام ادبیات کلاسیک بورژوائی تعلق دارد:

 

الف

·      تفکر کلاسیک بورژوائی در جهت بازتولید واقعیت عینی اجتماعی سیر می کند.

 

ب

·      تفکر کلاسیک بورژوائی انسان را در کل جنبنده ای در نظر می گیرد و خود مختاری او را در شناخت قوانین مؤثر در امور به رسمیت می شناسد.

 

۷

·      بورژوازی این موضع کلاسیک را در اشکال زیر ترک می گوید:

 

الف

·      نخست در هنر رومانتیک

 

ب

·      بعد در طول قرن نوزدهم در علم تاریخ (بورک هاردت)

 

پ

·      در تعلیمات اجتماعی عمومی

 

ت

·      و همچنین در جهان بینی فلسفی به طور کلی

·      (تحت تأثیر شوپنهاور، نیچه)

 

۸

·      جریان غیرکلاسیکی اقتصاد بورژوائی با تئوریسین های اقتصاد مبتذل عامیانه که تئوری ارزش کار را کنار می گذارند و از سوی مارکس مورد انتقاد قرار می گیرند، شروع می شود و با مکتب تاریخی و تئوری ارزش هرازگاهی ادامه می یابد.

 

 (تئوری ارزش هرازگاهی ارزش کالاها را بر مبنای موارد مشخص استفاده سوبژکتیو از آنها تعیین می کرد.

  بدین طریق، اگر مشتری یک لیوان آب، تشنه لبی باشد، ارزش آب بالاتر خواهد بود تا وقتی که مشتری آن آدم معمولی باشد. مترجم)

 

۹

·      مارکسیسم وارث و ادامه دهنده تفکر علمی ـ اجتماعی کلاسیک بورژوازی است.

 

ادامه دارد.