۱۴۰۵ شهریور ۲۹, یکشنبه

انتقاداتی از هانا آرندت (۸۰)

Photo of Hannah in 1924

انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

اثری از فرانسیسکو گویا

تحت عنوان «خواب خرد، همان و بیداری هیولا، همان»

عناصر ایراسیونال (ضد عقلی) در آثار هانا آرندت

ادامه

۷

قبل از ادامه دادن به ترجمه این تجزیه و تحلیل بودو گاسمن، دو ادعای او را زیر ذره بین آنالیز مارکسیستی قرار می دهیم:

ابودو گاسمن

از آنجا که فهم، عقل، یعنی راسیونالیته (عقلانیت) ما در اثر عدم درک ماهیت خود برای اعمال ستمگرانه، زورگویانه، تبهکاری ها و اعمال هیولایی غیر قابل تصور مورد استفاده قرار گرفته است

و

همچنان و هنوز مورد استفاده قرار می گیرد،

یعنی

عقلانیت بشری می تواند مورد سوء استفاده قرار گیرد،

برخی از متفکرین خواهان صرفنظر از راسیونالیته (عقلانیت، عقل و فهم و تفکر مفهومی) شده اند.

۱

بودو گاسمن در این جمله چنان وانمود می کند که انگار خردستیزی تازگی دارد و دلیل تشکیل و توسعه و ترویج آن، سوء استفاده از خرد است.

۲

بر خلاف تصور او

اولا

باید گفت که خریت، خر پروری (اوبسکورانیسم) و خردستیزی (ایراسیونالیسم) قدمتی دیرین دارد.

۳

مذاهب بزرگ

نه تنها به بهانه عقل کل جا زدن خدا، منکر عقلانیت (راسیونالیته) بشری اند و خردگرایی را گناه کبیره قلمداد می کنند، بلکه منکر سوبژکتیویته بشری به طور کلی اند.

در آلا فکر کردن شرط راه است

ولی در ذات حق، محض کناه است

شیخ شبستر

معنی تحت اللفظی:

فکر کردن به همه چیز پیش شرط راهیابی است.

فکر کردن به ماهیت خدا هم گناه کبیره است.

مراجعه کنید

به

قرآن کریم از دیدی دیگر

https://hadgarie.blogspot.com/2026/09/blog-post_503.html

۴

عرفان به طور کلی و در همه کشورهای جهان

مکتبی عمیقا ایراسیونالیستی (مبتنی بر خردستیزی) است.

عرفان فرمی از خردستیزی

http://hadgarie.blogspot.com/2010/08/blog-post_13.html

پایان

عرفان

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12090

۵

اصل سانترال (مرکزی) عرفان موسوم به وحدت وجود، یعنی یکسان قلمداد کردن خدا و خلق و خر و خورجین و خردل و خرما، علیرغم ظاهر انتقادی و چپنمایانه اش، اولا نه وحدت وجود، بلکه هویت (یکسانی، فقدان تفاوت) وجود است.

یعنی

فرمول بندی اش حتی ایراسیونالیستی (خردستیزانه) و اوبسکورانیستی (خر پرورانه) است.

وحدت وجود

معنی

دیگری دارد.

مراجعه کنید

به

وحدت

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/4660

پایان

وحدت مادی جهان

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/4687

پایان

ثانیا

عمیقا خرافی و ایراسیونالیستی (ضد خردگرایی) و حتی ضد واقع بینی (ایرئالیستی) است.

۶

عرفان

با این ترفند و بدین طریق دیالک تیک را به طور کلی و بالاعم منکر می شود و دیالک تیک ستیزی چیزی جز خردستیزی نیست.

گئورگ لوکاچ

(زادهٔ ۱۳ آوریل ۱۸۸۵ – درگذشتهٔ ۴ ژوئن ۱۹۷۱)

فیلسوف، نویسنده، منتقد ادبی، نظریه‌پرداز، مبارز کمونیست مجار، کمیسر فرهنگ و آموزش در جمهوری شورایی مجارستان در ۱۹۱۹ و از رهبران انقلاب ۱۹۵۶ مجارستان بود.

به قول گئورگ لوکاج:

«هر خریتی، خیانتی و جانیتی با دیالک تیک ستیزی آغاز می شود.»

(نقل به مضمون)

یعنی

بر خلاف تصور گاسمن و متفکران ساده لوح خام اندیشی از قبیل تئودور لسینگ.

۷

عرفان

با این ترفند و بدین طریق دیالک تیک اساسی هستی به طور کلی،

یعنی

دیالک تیک ماده (وجود) و روح (شعور)

را

انکار و تخریب و تار و مار می کند:

عرفان

ماده را با روح

وجود را با شعور

خلق و خر و خورجین و خردل و خرما را با خدا

یکسان قلمداد می کند.

۸

بی دلیل نیست که کلیه ادیان و مذاهب

عرفان خاص خود را لازم داشته اند تا خرافات خود را به خلایق بقیولانند

و

امپریالیسم

دیری است که ماهیت ایراسیونالیستی عرفان را کشف کرده است و به تبلیغ بیشرمانه عرفان و عرفا کمر بر بسته است.

https://img9.irna.ir/d/r2/2019/09/28/3/156659814.jpg

نمونه اش فیلمی راجع به مولانا.

نمونه اش مد کردن واژه میستیک (عرفان) و نقش آن بر هر کالای مادی و فکری و هنری.

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر