۱۴۰۵ شهریور ۱۳, جمعه

خود آموز خود اندیشی (۱۵۰۰)

Der Denker 

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم
 

به عزت هر آن کاو فروتر نشست

به خواری نیفتد ز بالا به پست

معنی تحت اللفظی:

اگر کسی با عزت در مجلسی و مسجدی در محل تجمع افراد عادی بنشیند، مجبور نمی شود که تحقیر شود.

 

چو استاده ای بر مقامی بلند

بر افتاده، گر هوشمندی، مخند.

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۸ ـ ۹۹)

معنی تحت اللفظی:

اگر کسی بر روی تپه ای ایستاده باشد، نباید به تحقیر کسی بپردازد که در دره ایستاده است.

 در این بیت شعر هم تمام هم و غم سعدی معطوف دیالک تیک ناتورالیستی بالا و پائین می شود.

منظور سعدی اما تعلق طبقاتی به طبقات حاکمه و توده مولد و زحمتکش است.

سعدی برای اثبات مسائل جامعتی، پدیده های طبیعتی را به خدمت می گیرد و برای اثبات مسائل طبیعتی، پدیده های جامعتی را.

 

ما این متد ضد علمی و  ضد عقلی کماکان رایج را سوسیالیزاسیون (جامعتی سازی) پدیده های طبیعتی و یا برعکس، ناتورالیزاسیون (طبیعتی سازی) پدیده های جامعتی می نامیم.

 

دیری است که علمای امپریالیستی، فاشیستی، نازیستی و فئودالیستی و فنودامنتالیستی همین شیوه تفکر و استدال و اثبات را پیش گرفته اند.

 

مثال:

قانون تنازع بقای داروین در طبیعت

قانون هر که روزش بیش، حقش بیش در جنگل

تئوری نژادی

(برای اثبات جنگ بین نژادهای مختلف در راه پیروزی نژاد به اصطلاح  برتر سفید پوست و برده کردن سیاه پوست، زرد پوست و در راه پیروزی ملل اروپایی بر خلق های آسیا، افریقا و امریکای لاتین و غیره.)

 

کسی که هزاران بار فرم (صورت) را در مقابل محتوا (سیرت) هیچ قلمداد می کند، وقتی پای منافع طقاتی به میان می آید، به فرمالیستی تمام عیار مبدل می شود و محتوا را به کلی فراموش می کند:

 

صورت زیبای ظاهر هیچ نیست

تا توانی سیرت زیبا بیار!

معنی فلسفی اش:

نقش تعیین کننده در دیالک تیک فرم و محتوا (صورت وسیرت) از آن محتوا (سیرت) است.

 

در حالیکه بالا و پائین نشستن انسانها و تمسخر و یا احترام آنها به توده مولد و زحمتکش، ماهیت طبقاتی آنها را تغییر نمی دهد.

عمده کردن مسائل فرعی و پیش پا افتاده و بی محتوا نتیجه اش نا دیده گرفتن مسائل عمده، اصلی و مهم می شود.

اما اگر منظور سعدی از جایگاه پست و رفیع انسانها نه در مجلس قاضی، بلکه به طور کلی در جامعه باشد، این دیگر دست خود انسانها نیست.

جایگاه اجتماعی انسانها و پایگاه طبقاتی آنها امری عینی و مستقل از میل و هوس و خواست بالانشینی و پایین نشینی آنها ست.

رعیت جایگاه اجتماعی خاص خود را به طور عینی (اوبژکتیو) دارد و نمی تواند بنا بر میل خود (بطور سوبژکتیو) تغییر دهد، ارباب فئودال و بنده دار هم به همانسان.

ارباب فئودال اگر هم رعیت نمائی بکند، تغییری در ماهیت طبقاتی او نخواهد داد.

او نمی تواند از هراس این که روزی به درجه رعیت سرنگون شود، خود را رعیت بنامد.

اگر چنین کاری بکند، در بهترین حالت عوامفریب و ریاکار نامیده خواهد شد.

 

سعدی دیالک تیک فرم و محتوا را هم ساده و مبتذل می کند و هم از هم می گسلد.

شیخ شیراز می داند که فرم و محتوا در هم تنیده اند و با همدیگر پیوند دیالک تیکی تنگاتنگ و ناگسستنی دارند.

او می داند که هرگز نمی توان قاضی (محتوا و ماهیت طبقاتی) بود و لباس رفتگر (فرم و ظاهر) پوشید و یا رفتگر (محتوا و ماهیت طبقاتی) بود و لباس قاضی (فرم و ظاهر) در بر کرد.

هر محتوائی فرم خاص خود را ایجاب می کند.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر