۱۴۰۵ شهریور ۱۲, پنجشنبه

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنفال ) (۵۹۲)

  

 ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

﴿إِذْ أَنتُم بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيَا وَهُم بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَىٰ وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنكُمْ ۚ وَلَوْ تَوَاعَدتُّمْ لَاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعَادِ ۙ وَلَٰكِن لِّيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولًا لِّيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَن بَيِّنَةٍ وَيَحْيَىٰ مَنْ حَيَّ عَن بَيِّنَةٍ ۗ وَإِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾
[ الأنفال: ۴۲]

شما در كرانه نزديك‌تر بيابان بوديد و آنها در كرانه دورتر بودند و آن قافله در مكانى فروتر از شما بود.

 اگر شما با يكديگر زمان جنگ را تعيين مى‌كرديد باز هم از آن تخلف مى‌ورزيديد 

تا كارى كه خدا مقرر كرده است واقع شود، 

تا هر كه هلاك مى‌شود به دليلى هلاك شود و هر كه زنده مى‌ماند به دليلى زنده ماند. 

هرآينه خدا شنوا و داناست.

کریم

در این آیه، 

به انکار سوبژکتیویته (آدمیت) مسلمین می پردازد.

فرقی نمی کند که مسلمین بیندیشند، اوضاع را تحلیل علمی و تجربی و عقلی بکنند و تصمیم به جنگ بگیرند و یا نه.

اصولا و اساسا آ« می شود که باید بشود.

تصمیمگیر یگانه و مطلق خدا ست و نه انسان.

می توان گفت که کریم در این آیه، به تبلیغ فاتالیسم (سرنوشت گرایی) می پردازد.

 

فاتالیسم

(تقدیر گرایی، سرنوشت گرایی)

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11717

پایان

کریم

در این آیه،

دیالک تیک خدا و خلق را به صورت  دوئالیسم همه کاره و هیچکاره بسط و تعمیم می دهد.

سؤال این است که چرا کریم مسلمین را خرد زدایی و آدمیت زدایی می کند؟

 جانور حتی خر نیست.

چه رسد به بشر.

اکنون هم در ایران  قضیه از همین قرار است.

آیات خدا و در رأس آنها امامان تصمیم می گیرند و تصمیم شان، تصمیم خدا ست.

برای اینکه امامان نمایندگان خدا در زمین اند.

این یکی از ترفندهای مؤثر کریم است.

بدین طریق و با این ترفند، جهاد، فی سبیل الله قلمداد می شود و نه فی سبیل الغنایم.

فراخوان به جهاد هم از سوی خدا صادر می شود و نه از سوی حتی پیامبر.


ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر