۱۴۰۵ شهریور ۱۸, چهارشنبه

انتقاداتی از هانا آرندت (۷۵)

Photo of Hannah in 1924 

انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

http://t0.gstatic.com/licensed-image?q=tbn:ANd9GcRfBk3--Q_yW6Kh4V6f8bdGktVYt0jPx99S66MZSxz-M-Esw-jENBDdLuGMdLbc6v9e

 

دعاوی هانا آرندت راجع به «اضافه ارزش»

۱

تئوری مارکسی راجع به اضافه ارزش، در واقع چیز نوینی است که مارکس در علم الاقتصاد وارد کرده است.

 

ارزش

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8022

 

ارزش

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8168

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8179

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8187

 

۴

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8194

 

۵

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8198

 

۶

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8204

 

پایان

 

ارزش مصرف

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12111

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12121

 

پایان

 

۲

انتقاد منطفی و دقیق از این تئوری  به جوهر تفکر مارکس مربوط می شود.

 

۳

اگر کسی بخواهد که با صداقت علمی دست به قضاوت بزند، باید از ذات این تئوری  به استخراج تناقضات فکری مارکس نایل آید و بطلان تئوری اضافه ارزش را اثبات کند.

 

۴

البته تا کنون کسی قادر به این کار نبوده است.

 

۵

تئوری ستیزی هانا آرندت و فنومنولوژیسم سطحی اش اکنون مانع آن می شود که او قادر به به آن باشد که تئوری ارزش مارکس را اصلا و به طور کلی بفهمد.

 

۶

ارزش از نظر هانا آرندت به طور سطحی فقط  چیزی است که مارکس راجع به ارزش مصرف شیئی در نظر داشته است.

 

۷

تقلیل تفکر توسط هانا آرندت به فنومن ها (پدیده ها، نمودها، ظواهر امور) سبب می شود که او به طور دلبخواهی در سطح پدیده ها پرسه بزند تا بتواند گرد و خاک به راه اندازد و به ادعای چیزی نایل آید.

چیزی که اصلا نمی تواند به موضوع تئوری مارکس نزدیک شود.

یعنی در حواشی تئوری مارکس می ماند.

 

۸

انتقاد ذاتی از تئوری مارکس از موضع فلسفی هانا آرندت محال است.

 

۹

 هانا آرندت در وهله اول  در بخشی از «ویتا اکتیوا»، آنجا که بحث بر سر اضافه ارزش است، به «یکسان قلمداد کردن کار و تولید نعمات می پردازد» تا کار را به «طبیعی ترین کردوکار در میان کلیه کردوکارهای بشری» تنزل بخشد.

چیزی که بطلانش در بخش قبلی از این تحلیل اثبات شده است.

(هانا آرندت، «ویتا اکتیوا» (حیات کوشا، کردوکارگر)، ص ۹۳)

 

۱۰

بدین طریق هانا آرندت به مارکس تهمت می زند که گویا اضافه ارزش از دید مارکس از «مازاد طبیعی نیروی کار» حاصل می آید.

(هانا آرندت، «ویتا اکتیوا» (حیات کوشا، کردوکارگر)، ص ۹۳)

 

۱۱

این ادعای هانا آرندت چیزی جز تحریف ساده و سطحی مارکس نیست.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر