میم حجری
رئیسجمهور نیکلاس مادورو در پی تهدیدات آمریکا پیام انگلیسی ارسال کرد:
ویتنام، سومالی، عراق، افغانستان، لیبیِ دیگر، نه."
"جنگهای ابدی کافی است،
جنگهای امپریالیستی کافی است!"
امپریالیسم
نوشداوری خود را در جمجمه جوانان می نوشد. (احسان طبری تواب)
جنگ
تنها راه رهایی
ارتجاع از هر نوع
از شر اجنه درونی و برونی است
جنگ
تنها طرز و طریق و ترفند مطمئن برای تخریب عمیق و عظیم نیروهای مولده مادی و انسانی است
در نتیجه
جنگ
تنها راه به تعویق افکندن انقلابات اجتماعی است.
یعنی
صلح ابدی
با وجود طبقات اجتماعی آشتی ناپذیر
محال است و خواب و خیال است
پس از ۱۵ سال جنگ داخلی از انقلاب سوریه
و در یکسالگی سقوط بشار اسد
نقشه سوریه امروز را نگاه کنید
حکومت جدید سوریه فقط بر قسمتهای قرمز تسلط و حاکمیت دارد( نزدیک به ۳۰ درصد خاک!)
و باقی کشور بین کردها، آمریکا، ترکیه، اسرائیل و مناطق بی صاحاب تحت مناقشه تقسیم شده است!!!
مترادف لاابالی:
بی بندوبار، بی حمیت، بی غیرت، بیکار، لاقید، لش
امروز پنجشنبه، گفته شد که ماچادو، یک روز دیرتر از مراسم دادن جایزه نوبل صلح به اسلو پایتخت نروژ رسید،
چرا که او در جائی در ونزوئلا پنهان شده بود و به سختی میتوانست دور از چشم ماموران ونزوئلایی از کشورش خارج شده و خودش را سر موقع به مراسم صلح برساند، در حالیکه چند ماه از نامزد شدن او میگذرد.
بالاخره دو روز پیش دخترش در مراسم جایزه را گرفت و روز بعد هم او خودش را به نروژ رساند و از پنجره ای که سال گذشته پسر و دختر نرگس محمدی بعد از مراسم دادن جایزه نوبل صلح به مادرشان، ظاهر شده بودند، ماچادو هم ظاهر شد و اینطور که در زیرنویس بی بی سی آمده بود، این رسانه هم با او مصاحبه کرده است.
البته بی بی سی نگفت که مردم اسلو، در زمان دادن جایزه به دختر او، تظاهرات کرده و خشم خود را ابراز میکردند.
تبلیغات بد اینقدر در مورد ایران زیاد بود که چنین تظاهرات ضد جایزه نوبل در مورد نرگس محمدی، نشان داده نشد ولی بالاخره با دادن جایزه به ماچادو، که در خط جنگ بر علیه کشورش ونزوئلا و تحریم هموطنانش است و از نسل کشی مردم غزه، با حمایت از نتانیابو خصوصیات جنگ طلبی خودش را نشان داده، ماهیت این جایزه و جوایز نظیر آن نشان داده میشود.
بطور مثال وقتی فیلم جعفر پناهی، برای چهار جایزه گلدن گلوب نامزد میشود، یک عده در ایران یا خارج فکر میکنند با حمایت از او، احساسات ضد حکومت ایران را نشان میدهند، در حالیکه نمیدانند که از خود برای این جنایتکارها، یک پاپت احمق میسازند.
این موقعیت فقط در زمان ترامپ میتوانست بوجود بیاید، که دو روز گذشته بخصوص با دزدی دریائی و توقیف نفتکش ونزوئلا، مردم را آگاه میکند، چون درست بر عکس اوباما، ترامپ در دنیا محبوبیتی ندارد.
حتی کمیته نوبل هم رویش نشد که جایزه صلح را به ترامپ بدهد، وگرنه مگر جایزه نوبل صلح را به اوباما نداد که توانست پنج کشور را با تجاوز به ویرانه تبدیل کند و کسی در دوره اول او، نه تنها متوجه چنین جنایتی نشد، بلکه دور دوم را هم انتخاب کردند که کارهای نیمه تمامش را باتهام برساند. چرا که ریاکاری اوباما و دموکراتها بینهایت بود.
منتها ترامپ بخاطر خودشیفتگی از یک طرف و عدم فهم سیاست، مشت این جنایتکاران را دارد باز میکند.
جورج اورول میگوید، جنگها تمام نمیشود و ادامه پیدا خواهد کرد.
با تمام شدن جنگ اوکراین، اینها مجبورند جنگ دیگری را آغاز کنند که ترامپ با حماقت تمام فکر میکند که جنگ به بهانه « جنگ با مواد مخدر » رامیتواند به مردم طرفدار خودش بفروشد و یا بخوراند.
منتها از یک طرف با آزاد کردن رئیس جمهور سابق هندوراس که به جرم قاچاق چندین تن مواد مخدر و اسلحه به ۴۵ سال زندان در آمریکا محکوم شده بود دست خود را رو کرد و از طرفی، کمیته نوبل هم دستش را رو کرد و با دادن جایزه صلح نوبل که از یک جنایتکار مثل نتانیابو حمایت میکند و از طرفی جایزه نوبل اش را به ترامپ هدیه میکند، ماهیت این کمیته هم آشکار شد.
تعجب نیست که تازگی ها، رسانه ها با ترامپ دیگر دشمنی سابق را نشان نمیدهند و مهربان شده اند و زنهای مخالف با اپیستین، بخصوص خانواده ویرجینیا جوفری، هم از رسانه ها جمع شدند.
«ما قصد داریم تمام صنایع ونزوئلا را خصوصی کنیم، ما قصد داریم نفت، گاز، مواد معدنی، زمین، فناوری را خصوصی کنیم... شرکتهای آمریکایی پول زیادی به دست خواهند آورد.»
ماریا ماچادو، برنده جایزه صلح نوبل.
این سیاستمدار راست افراطی، کشورش را برای
تصاحب قدرت میفروشد.
اینهم خیلی علاقه داره بده بره.
عادتها میتوانند انسان را نابود کنند.
کافی است انسان به گرسنگی و رنج بردن عادت کند، به زیر ستم بودن، تا دیگر هرگز به رهایی فکر نکند و ترجیح بدهد در بند بماند.
گرسنگی و ابریشم
نویسنده: هرتا_مولر
هرتا مولر (به آلمانی: Herta Müller) (زاده ۱۷ اوت ۱۹۵۳) نویسنده، شاعر و مقالهنویس رومانیاییتبار آلمانی است که سال ۲۰۰۹ برنده جایزه نوبل ادبیات شد
هرتا
به عوض ایستادن روی پاهایش، پا در هوا ایستاده است
یعنی روی کله خالی از مغزش ایستاده است.
هرتا
اصلا
نمیداند که عادت چیست و نتیجه چیست.
عادت به گرسنگی و شکنجه و زجر و آزار
چیزی ثانوی است
یعنی
نتیجه واکنش اندام هوشمند بشر بر گرسنگی و شلاق و زجر و شکنجه و آزار مکرر است
عادت
سپر پدافندی اندام هوشمند نبات و جانور و بشر است تا بتواند ادامه حیات دهد
کسی از سر خوشدلی به گرسنگی و شکنجه و زجر و آزار عادت نمی کند
عجب جنگلی شده جهان که به چنین کسی جاایزه نوبل موبل می دهند
پوتین مستقیماً خطاب به کشورهای غربی میگوید:
«روسیه مسئول رنج شما نیست.» «مشکلات شما ناشی از نخبگان خودتان است؛ از اشتباهات آنها، طمع آنها و وسواس آنها به سود. سالهاست که آنها افسانه «تهدید روسیه» را به شما فروختهاند تا فداکاریهای شما را توجیه کنند. آنها به شما میگویند که تورم، افزایش قیمت انرژی و فروپاشی خدمات عمومی شما تقصیر مسکو است. پوتین میگوید حقیقت این است که رهبران شما عمداً شما را فقیر کردهاند. آنها پساندازهای شما را نابود کردهاند، منابع شما را هدر دادهاند و میلیونها خانواده را به فقر کشاندهاند. و در حالی که آنها ادعا میکنند تحریمهایشان «روسیه را هدف قرار میدهد»، شما هستید که هزینهها را متحمل میشوید.»
ولادیمیر پوتین: میخواهم شهروندان عادی کشورهای غربی به حرفهای من گوش دهند.
اکنون میکوشند با پافشاری شما را قانع کنند که تمام مشکلاتتان ناشی از برخی اقدامات خصمانه روسیه است، که باید از جیب خودتان هزینهی مبارزهی «افسانه» تهدید روسیه را بپردازید.
همهی اینها دروغ است و حقیقت این است که مشکلات کنونی که میلیونها نفر در غرب با آن روبرو هستند، نتیجهی سالها اقدامات نخبگان حاکم کشورهایشان، اشتباهات، کوتهبینی و جاهطلبیهای آنهاست.
این نخبگان به چگونگی بهبود زندگی شهروندان کشورهای غربی نمیاندیشند، بلکه وسواسگونه درگیر منافع خاص و سودهای کلانی هستند که برای خود ایجاد کردهاند.
آمار سازمانهای بینالمللی به وضوح این را نشان میدهد که مشکلات اجتماعی در سالهای اخیر، حتی در کشورهای عمدهی غربی، پیوسته در حال تشدید بوده است: نابرابری، شکاف بین فقیر و غنی، تنشهای نژادی و قومی رو به افزایش است.
اسطورهی جامعه رفاه غربیِ معروف به «میلیارد طلایی» در حال فروپاشی است.
تکرار میکنم، امروز تمام کرهی زمین مجبور است تاوان جاهطلبیهای غرب و تلاشهایش برای حفظ سلطهی در حال لغزش خود را به هر قیمتی را بپردازد.
دعاوی پوتین
فقط به درد عمه اش میخورند
پوتین غیر از ذره ای مغز اندیشه
کم و کسری ندارد
سران دول مسخره عربی
متحدین امپریالیسم جهانی اند و فرق ماهوی با نتان و عردوغان ندارند
پیراترای (رهزنی دریایی) است.
و نه ابر قدرت انرژی
شیوه های مافیایی اند.
نامعاصرند.
بشر دوباره به جنگل پناه آورده است
عنوان این مطلب شما چیست؟
خود داستایفسکی در این مطلب تماتیزه می شود (موضوعیت کسب می کند) و نه ادبیات و نه آثار او.
داستایفسکی بیوگرافی دارد.
خانه اموات او متعلق به دوره جوانی او ست
آثار بعدی اش اما متعلق به دوره آخوندی او.
ضمنا
حقیقت راجع به چیزی و یا کسی
همیشه یکی است
ده تا حقیقت راجع به چیزی و یا کسی وجود ندارد
دموکراسی: تعابیر و واقعیات
انترناسیونال:
به این ترتیب از نظر شما اینگونه اصلاحات در نظام پارلمانی آن را به تصویر مارکسیستی از آزادی نزدیک تر نمیکند؟
منصور حکمت:
مبحث آزادی از نقطه نظر مارکسیستی کلا در صفحه متفاوتی جریان پیدا میکند. موضوع دموکراسی " دولت مشروع " است. اما آزادی مقوله ای مربوط به فرم حکومت و رابطه فرد و دولت نیست، بلکه مربوط به نفس حکومت و وجود و عدم وجود دولت است. مفهوم گرهی در مبحث آزادی، طبقه و استثمار و سرکوب طبقاتی است. این منشاء دولت است. شرط آزادی واقعی انسان محو تقسیم طبقاتی، پایان استثمار بخشی از جامعه توسط بخشی دیگر، از میان رفتن مبنای سرکوب و سلب آزادی و در نتیجه زوال دولت بعنوان ابزار تحمیل منافع و حفظ برتری طبقاتی است. نظام پارلمانی نه فقط سرسوزنی به این مفاهیم نزدیک نمیشود، بلکه خود یکی از موانعی است که جامعه انسانی در مسیر آزادی کامل و واقعی باید از آن عبور کند.
مفهوم آزادی در مارکسیسم تجزیه پذیر به قلمرو سیاست و اقتصاد و یا به جامعه و ذهن نیست. رهایی، یک رهایی کامل است. بیرونی و درونی. همان پروسه ای موانع بیرونی ای را که اراده آزاد انسانها را مانع میشود از بین میبرد، از خود بیگانگی انسان و تمام آن منافع مادی و معنویات واژگونه ای را که انسانها را به پذیرش اخلاقی نابرابری و انقیاد و قبول نقش سرکوبگر و سرکوب شونده سوق میدهد از میان میبرد. قوانین و نیاز به قوانین با هم از میان میروند. همان پروسه ای که برابری ایجاد میکند، نوعدوستی و احترام عمیق به سعادت و آزادی یکدیگر را بوجود میاورد.
نمیوان مزد بده دنبال سود و مزد بگیر مجبور به کار داشت و در قلمرو سیاسی آزاد بود. نمیتوان طبقات فرادست و فرودست داشت و تعصب و جهالت و ستمگری و جنایت نداشت. آزادی واقعی تنها حاصل دگرگونی سوسیالیستی جامعه و خروج انسان از دوران توحش طبقاتی اش است. آزادی واقعی مفهومی اجتماعی و فراگیر است و نه صرفا حقوقی و اداری. به این اعتبار آزادی واقعی موضوع دموکلراسی نیست زیرا دموکراسی و لیبرالیسم با فرض بنیاد اجتماعی و اقتصادی بورژوایی، با فرض وجود سرمایه و سود و مزد و بازار و مالکیت خصوصی، به مشخصات روبنای سیاسی و اداری جامعه میپردازد.
منصور حکمت: مجموعه آثار جلد هشتم. ١٩٩٢-١٩٩٧. ١٣٧٠-١٣٧٦
دموکراسی: تعابیر و واقعیات ( ص ٩٥-٩٦ )
اما آزادی مربوط به نفس حکومت و وجود و عدم وجود دولت است؟ منصور حکمت منصور این دعاوی خرافی را از کجا پیدا کرده است؟ از آثار پرودون و یا باکونین و یا ماخنو؟ انکار ضرورت دولت کسب و کار آنارشیست ها ست آنارشیست ها دیالک تیک جبر و اختیار را تخریب می کنند جبر را دور می اندازند و اختیار (آزادی) را مطلق می کنند اسم آنارشی و خر تو خر را آزادی می گذارند
عجب پرت و پلاهای بی ربطی
نفت فروشان که شماره تلفن سران نظامی را ندارند تا به سیا و موساد و ام آی سیکس بدهند
فئودور داستایفسکی بهصورت ناگهانی به یکی از بزرگترین نویسندگان جهان تبدیل نشد؛ او در طول سالها، در میان رنجهای شدید، شکل گرفت.
جوانیاش با بدهی، اضطراب و بیماری گذشت. سپس دستگیر شد، تا آستانه اعدام پیش رفت و چهار سال را در سیبری، میان مجرمان واقعی سپری کرد.
اما درست همانجا، در تاریکترین نقطه زندگیاش، چیزی در او ساخته شد: نگاهی تازه به انسان.
داستایفسکی فهمید که انسان فقط مجموعهای از ضعفها نیست؛ انسانی که درد میکشد، میتواند عمیقتر ببیند، مهربانتر شود و حقیقت را روشنتر لمس کند. او همه این تجربهها را به ادبیات برد و شخصیتهایی خلق کرد که هنوز پس از صدها سال نفس میکشند.
داستایفسکی “شد” چون از رنج خود گریزان نبود. او آنها را تبدیل به سوختی برای اندیشیدن، نوشتن و فهمیدن کرد.
شاید راز بزرگ او همین باشد:
اینکه گاهی مسیر تعالی، از میان درد و سایهها میگذرد—و هر کس میتواند از تجربههای سخت، معنای تازهای برای خودش
. بسازد
عجب تحلیلاتی
ما را باش
فکر می کردیم که ایران یکشبه ره صد ساله رفته است
داستایفسکی
در جوانی
از اعضای باند تروریستی موسوم به نار.دنیک ها (سوسیال ـ روولوسیونرها) بود
به همین دلیل دولت تزار بازداشت و زندانی میکند تا تربیت شود و دست از تروریسم بردارد و ادم شود
صهیونیست ها هم از همین نارودنیک ها بوده اند و به ترور زنان و بچه ها و پیران مشغولند و کیف می کنند
داستایفسکی
در زندان به مسیحیت می گرود
آخوندتر از آخوندهای مسیحی می شود و شروع به خرافه بافی می کند.
فقط کافی است که آثار داستایفسکی تحلیل شوند:
یکی از قهرمانان داستایفسکی
برای چندر غازی پیر زن بدبختی را خفه می کند
بعد عذاب وجدان می گیرد و خودش را به پلیس معرفی می کند
کجای داستایفسکی
نویسنده بزرگی است
امپریالیسم از هر دیوانه ای علامه می سازد و به جان خلایق می اندازد تا خرتر شوند و نه خردمندتر
در باب آنکه کار را به کاردان می باید سپرد...
مردکی را چشم درد خاست، پیش بیطار[=دامپزشک] رفت که دوا کن.
بیطار از آنچه در چشم چارپای می کُند در دیدهٔ او کشید و کور شد.
حکومت به داور بردند، گفت:
بر او هیچ تاوان نیست.
اگر این[مرد] خر نبودی، پیش بیطار نرفتی.
مقصود از این سخن آن است تا بدانی که هر آن که ناآزموده را کار بزرگ فرماید، با آن که ندامت بَرَد، به نزدیک خردمندان به خِفت رای منسوب گردد.
ندهد هوشمندِ روشن رأی
به فرومایه کارهای خطیر
بوریا باف اگر چه بافنده است
نبَرندش به کارگاه حریر
از گلستان سعدی ، باب هفتم-در تاثیر تربیت
آره.
سعدی هنوز نمی داند که ساختار و مکانیسم چشم بشر با چشم خر یکی است
یعنی دارویی که برای چشم خر مؤثر باشد در چشم بشر هم مؤثر خواهد بود
دندانسازی دندان خر با دندانسازی دندان بشر در مجموع فرقی ندارد.
ضمنا
بوریا باف صدهزار بار ماهرتر و داننده تر از سعدی در حریربافی است
مکانیسم
بوریا بافی با حریر بافی یکی است
تارهای بوریا با تارهای حریر یکسان است
هدایت در نوشتههایش به دنبال معنا بود؛
معنایی که در تنهایی، رنج و پرسشهای بیپاسخ شکل میگرفت.
او میخواست پوستهی ظاهری زندگی را کنار بزند و آنچه را در پشت آن پنهان است نشان دهد؛
ترسها، شکستها و حقیقتهایی که بسیاری از ما از روبهرو شدن با آنها میگریزیم.
هدایت در جستجوی معنایی بود که شاید هیچوقت پیدا نشد
اما همین جستجو، او را به یکی از صداهای ماندگار ادبیات فارسی تبدیل کرد.
تو فکر میکنی انسان در نهایت دنبال چه چیزی است؟
تو فکر میکنی انسان در نهایت دنبال چه چیزی است؟
حریف
بشر چیست و کیست؟
مولانا حتی می داند.
فقط هدایت و روحانیت (که جهان بینی واحدی دارند)
نمی دانند.
بشر
از حمادی مرده و نامی (نبات) شده
و ز نما (نبات) مرده و به حیوان سر زده
مرده از حیوانی و آدم شده
نبات و جانور و بشر
قبل از هر چیز
دنبال آب و نان و مسکن و نور و غیره است تا بتواند ادامه حیات دهد.
کسانی که انگل اند و علاف و عیاشند
دنبال معنا می گردند
اگر کسی کار بکند
کار به زندگی اش محتوا و معنا می بخشد و احساس خلاء و پوچی نمی کند تا خودکشی کند و به قول البر کامو بر ضد پوچی طغیان کند و شق القمر کند
چگونه تقسیم کار ساختار اجتماعی ـ طبقاتی یک ملت را شکل میدهد
«تقسیم کار در درون یک ملت، نخست به جدایی کار صنعتی و بازرگانی از کار کشاورزی میانجامد و از همینرو جدایی شهر و روستا و برخورد منافع میان آنها پدید میآید. گسترش بیشتر این روند، جدایی کار بازرگانی از کار صنعتی را در پی دارد. همزمان، بهواسطهٔ تقسیم کار، در درون هر یک از این شاخهها نیز، جداییهای تازهای میان افرادی که در گونههای معینی از کار با یکدیگر همکاری میکنند بهوجود میآید. جایگاه نسبی این گروههای فردی را شیوههایی که در کشاورزی، صنعت و بازرگانی بهکار بسته میشود ـ همچون پدرسرری، بردهداری، نظام صنفی–رتبهای (estates) و طبقات، تعیین میکند. همین شرایط را، در سطحی گستردهتر و با دادوستد و روابط پیشرفتهتر، میتوان در مناسبات ملتهای گوناگون با یکدیگر نیز مشاهده کرد.»
سنگ ما همان کارهای تکراری، روتینهای بیپایان و تلاشهایی است که گاهی هیچ نتیجه مشخصی ندارند.
کامو میگوید «پوچی» زمانی پیدایش میشود که ما به دنبال معنا هستیم، اما جهان پاسخی نمیدهد.
با این حال، سیزیف دست از حرکت نمیکشد؛ سنگ را دوباره بالا میبرد با انتخاب خودش.
ما هم هر روز در برابر پوچی میایستیم؛ با درس خواندن، کار کردن، ادامه دادن، و ساختن.
شاید جهان پاسخی ندهد، اما انتخابهای ما معنا خلق میکند
و در ادامه خود کامو میگوید «درک پوچی پایان نیست بله شروع زندگی کردن است»
کمیته فلان و بهمان
طوطی وش است.
این دعاوی مارکس قابل تحلیل و تردید اند.
تقسیم کار
خودش تابع توسعه نیروهای مولده است.
نیروهای مولده چیستند؟
یعنی
تقسیم کار
ساز دوم را می زند.
به مارکس بگو دایرة المعارف روشنگری بخواند تا با مارکسیسم آشنا شود
سنگ ما
همان کارهای تکراری، روتینهای بیپایان و تلاشهایی است که گاهی هیچ نتیجه مشخصی ندارند.
حریف
البر کامو
مثل احمد شاملو ست:
بی سواد ولی پر مدعا و خود بزرگ نما، خودفریب و عوامفریب
در کل هستی (طبیعت و جامعه و تفکر)
تکراری وجود ندارد.
همه چیز هستی در تحول و تغییر مدام است
اگر کسی سواد بدان و بمیری داشته باشد
می داند که همین سنگ یک ثاینه قبل با سنگ کنونی متفاوت است
سیزیف خیالی کامو هم به همین سان.
هم به لحاظ فیزیکی (جسمانی) و هم به لحاظ فکری (معرفتی، روحی، روانی، عاطفی، احساسی ...)
اگزیستاسنیالیسم
مکتب علافان و عیاشان پر مدهای بیسواد و بی صداقت است
اگزیستاسنیالیسم در فرانسه و فلسفه حیات در آلمان
آبشخور فاشیسم بوده است
حقیقت چیست؟
حقیقت انعکاس (عکس اندازی و یا عکسبرداری از) واقعیت عینی است.
حقیقت مثل عکس است و واقعیت مثل اصل.
عکس که نمی تواند اصل باشد.
حقیقت چیزی معرفتی (شناختی) و فکری است.
واقعیت اما چیزی مادی و عینی است
مثال:
لنگه کفش یکی از فرم های بسط و تعمیم مفهوم واقعیت است
حقیقت لنگه کفش = امعکاس کلی و ماهوی و حبری و عام و علمی لنگه کفش در ایینه ذهن و ضمیر بشر
رئالیسم جادویی نمیخواهد جهان را «تخیلیتر» نشان دهد؛ میخواهد حقیقت را عمیقتر ببینیم.
در این شیوه، امر معمولی با امر شگفتانگیز ترکیب میشود تا نشان دهد در زندگی روزمره، لایههایی پنهان از رنج، تاریخ، سیاست و رؤیا جریان دارد؛ لایههایی که با واقعیت خشک قابل بیان نیست.
رئالیسم جادویی تلاش میکند چیزی را بگوید که واقعیتِ عادی توان گفتنش را ندارد:
احساسات سرکوبشده، دردهای جمعی، حافظههای تبعید، و آن بخش از تجربه انسانی که در مرز بین حقیقت و خیال قرار دارد.
هدفش این نیست که ما «جادو» را باور کنیم؛
بلکه میخواهد ما را وادار کند دوباره به جهان به نوعی دیگر نگاه کنیم.
رئالیسم جادویی میخواهد حقیقت را عمیقتر ببینیم.
حریف
هنر اصلا نمی تواند به صدها فرسنگی حقیقت نزدیک شود
حقیقت از مفاهیم مربوط به شعور هنری نیست
حقیقت مفهومی فلسفی ـ علمی است
حقیقت اصلا چیست؟
مثالی بزنید.
مگر گروهبان گارسیا مارکش
دنبال حقیقت است؟
آدم باید خر باشد و زرتشتیسم را بر اسلام ترجیح دهد.
اسلام بهترین دین است
اسلام صدهزار بار پیشرفته تر و علمی تر و مترقی تر ار یهودت و مسیحیت و زرتشتیت و مانویت و غیره است
طرز تفکر کریم
عمدتا دیالک تیکی است
در قران کریم
افکار متعالی مارکسیستی به چشم می خورند
زرتشسم چیزی ندارد
طبری را هم اگر دیدی به اش بگو که فرزندانش قران را تحلیل مارکسیستی می کنند
چرا بیشتر کارگران آمریکایی و اروپایی و کلاً کشورهای صنعتی به ترامپ و رهبران راستگرا و فاشیست رأی میدهند؟
آمریکاییها عموماً از کمونیستها متنفرند چرا؟
حریف
از خودشان باید بپرسید.
پرولتاریا شکست خورده است و در حال فرار از همه سنگرها ست
آب ها سر بالا می روند
و
قورباغه ها ابوعطا می خوانند
بهایی که اوکراین و اروپا برای نقض استقلال پرداخته و می پردازند
دلخواسته
این ظاهر قضیه است
باطن قضیه را جریفه امور خارجی اروپا گفت:
هدف تضعیف و تخریب و تجزیه روسیه بوده است
طبقه حاکمه روسیه و اوکراین و بقیه کشورهای سابقا سوسیالیستی یکی است:
اولیگارش ها هستند.
نه.
مملکت پیشرفت کرده است
ایران زمان شاه کجا
و ایران کنونی کجا؟
ایران یکشبه ره صد ساله رفته است
مسئله چیز دیگری است.
مثلا ما که داغ عزیزان دیده ایم
دیگر اعتمادی به اجامر نداریم تا برگردیم
و گرنه حسرت برگشت به کشور داریم
اگر برگ امانی بدهند ما حتما برمی گردیم
ولی ادم باید خر باشد و به این جماعت خردستیز اعتماد کند
ایدهها هرگز نمیتوانند از یک نظم کهنه جهانی فراتر روند، بلکه تنها میتوانند از ایدههای آن نظم کهنه فراتر بروند.
ایدهها به خودی خود نمیتوانند هیچ کاری انجام دهند.
برای تحقق ایدهها، به افرادی نیاز است که نیروی عملی به کار گیرند.
(مارکس، خانواده مقدس)
این حرفها را مارکس در انتقاد از هگلیانیست های جوان نوشته است که خیال می کردند با تبلیغ ایده های هگل
جامعه متحول خواهد شد.
۱
ایدهها هرگز نمیتوانند از یک نظم کهنه جهانی فراتر روند، بلکه تنها میتوانند از ایدههای آن نظم کهنه فراتر بروند. بودند.
این جمله مارکس
غلط است.
ایده ها چیزهای فکری اند و نه چیزهای مادی تا از نظام مادی قدیمو و موجود فراتر بروند.
ایده ها می توانند نظام موجود و قدیم را به چالش کشند و ضرورت نابودی اش را از مناره های بلند جهان به گوش بشریت برسانند.
۲
ایدهها به خودی خود نمیتوانند هیچ کاری انجام دهند.
آره.
ایده ها نه به خودی خود
بلکه در اثر نفوذ در انسان ها می توانند به قوه ای جامعه دگرگونساز مبدل شوند و در عمل انسانی مادیت یابند.
تجسم (مادیت یابی ایده ها)
یکی از مفاهیم مهم فلسفی در فلسفه هگل و مارکس و انگلس و لنین است.
عمل = مادیت یابی ایده ها
حانه قبل از ساخته دشن در ذهن بنا به صورت مدل فکری پیشاپیش ساخته می شود
بعد با مصالح ساختمانی مادیت و شیئیت و جسمیت می یابد
تجسم
۳
برای تحقق ایدهها، به افرادی نیاز است که نیروی عملی به کار گیرند.
آره.
ما با دیالک تیک تئوری (ایده ها) و پراتیک سر و کار داریم
و
نقش تعیین کننده از ان پراتیک است
اما بدون تئوری انقلابی
جنبش انقلابی محال است و خواب و خیال است
لنین
خر نمی تواند انقلاب کند
روزی اگر نبودم،
یک آرزویم را بر آورده کن،
و زیر لب بگو:
«یادش بخـــیر...»!
سیمین دانشور
مولدین مادی و فکری
نیاز به «یادش به خیر» ندارند
انگل ها و علاف ها بدان نیاز دارند:
که کار (آثار کار فیزیکی و فکری) أدمی باقی است
ار جسمش فنا گردد
(احسان طبری تواب)
سیستم چندین حزبی از بزرگترین ابزار امپر یالیسم است؟
فیدل
این ترجمه معیوب است.
ویرایش:
حکومت چند حزبی یکی از ترفندی های عوامفریبی امپریالیسم است.
اگر تیز بنگریم
ماهیت طبقاتی احزاب مختلف در جوامع امپریالیستی
یکی است.
هدف همه شان یکی است
فقط حرف های شان متفاوت است
وجود احزاب متعدد برای خر پروری است.
کوبا و ویتنام
دموکراتیک تر از امریکا و انگلستان و فرانسه و آلمان و غیره اند
هانا آرنت:
در زمان شکست است که ناتوانی ذاتی تبلیغات خودکامه آشکار میشود، با از دست رفتن نیروی توتالیتر، اعضای آن ناگهان از باور جزمی که تا دیروز جانشان را برایش فدا میکردند، روی بر میگردانند.
برگرفته از:
هانا آرنت، فیلسوف و نظریهپرداز سیاسی
کتاب توتالیتاریسم ترجمه محسن ثلاثی - انتشارات ثالث - چاپ هشتم
توتالیتاریسم از مفاهیم امپریالیستی برای عوامفریبی همگانی است.
هانا هم سردسته عوامفریبان بوده است.
با این خرافه میان هوشی مبن و پینوچه و میان استالین و هیتلر علامت تساوی گذاشته می شود
۲۱ اصل سامورایی برای ساختن ذهن، بدن و روحی شکستناپذیر
۱. برخاستن پیش از خورشید
شروع روز زمانی که جهان هنوز ساکت است؛ جایی که ذهن پاک و اراده تیز میشود.
۲. تنفس ژرف
ورود هوا = ورود آگاهی. خروج هوا = خروج ترس.
۳. سکوت مقدس
چند دقیقه خاموشی… تا صدای جهان درون شنیده شود.
۴. نبرد ذهنی با شمشیر ناپیدا
حرکتها را در ذهن تمرین میکردند؛ واکنشها میشدند غریزی.
۵. مطالعهی روزانه
سامورایی شمشیر دارد، اما مغزش فرمانده است.
۶. نوشتن با قلممو
زیبایی، نظم و دقت… سه ستون شخصیت سامورایی.
۷. تمرین با چشمان بسته
برای تیز کردن شنیدن، حسکردن و شهود.
۸. غذای ساده، زندگی سبک
نه پرخوری، نه تجمل. فقط سوخت پاک برای جنگجو.
۹. مراقبه زیر باران
پذیرفتن سختیها بدون شکستن خم به ابرو.
۱۰. تمرین با وزن بدن
بدن ابزار است؛ همیشه همراه، همیشه کافی.
۱۱. چوب بامبو، کنترل قدرت
قدرت وقتی ارزش دارد که تحت فرمان باشد.
۱۲. پیادهروی در کوهستان
جا دادن زمین زیر پا و آسمان در سینه.
۱۳. تقویت سمت ضعیف
سامورایی میدانست زنجیر از ضعیفترین حلقهاش میشکند.
۱۴. تمرین در تاریکی
غلبه بر ترس، دیدن با دل.
۱۵. تمرکز بر یک نقطه
همهچیز از تمرکز آغاز میشود.
۱۶. دشمن خیالی
برای لحظهای که دشمن واقعی پیدایش شود.
۱۷. آب سرد بر تن
شوک بیداری؛ تقویت اراده؛ پاکسازی جسم.
۱۸. اندیشیدن به مرگ
نه از سر ترس، از سر فهم ارزش زندگی.
۱۹. خدمت به دیگران
سامورایی قوی بود، اما قدرتش برای مردم بود.
۲۰. نظم آهنین
تمرین نکردن = خیانت به خود.
21. زندگی با هدف
هر نگاه، هر گام، هر کلمه، دقیق و پرمعنا.
⚔️ ساموراییها میگفتند:
«بر هدفت متمرکز شو، نه بر حواسپرتیها.»
حالا از تو میپرسم:
امروز کدام راز را انتخاب میکنی؟ همان را شروع کن… حتی اگر فقط ۳۰ ثانیه.
تو جزو دردمندان نبوده ای.
مرتجعین جهان با واژه درد پوز می دهند تا خود بزرگ نمایی کند.
به همین دلیل به درد های نداشته ات می خندی
استاد سایه (امیر هوشنگ ابتهاج )
راهی و آهی
برای محمد رضا لطفی
پیش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم
که زبانی چو بیان تو ندارد سخنم
ره مگردان و نگه دار همین پرده ی راست
تا من از راز سپهرت گرهی باز کنم
چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم
شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت
کی بود باز که شوری به چمن در فکنم
همه مرغان هم آواز پراکنده شدند
آه از این باد بلاخیز که زد در چمنم
نی جدا زان لب و دندان جه نوایی دارد؟
من ز بی همنفسی ناله به دل می شکنم
بی تو آری غزل «سایه» ندارد «لطفی»
باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم
تحلیلی سوسیولوژیکی ـ رئآلیستی
در عین سادکی و بی ادعایی
زنان شان جنینند
ایرانیان
تاریخ معاصر ایران، تاریخِ کنارزدن مردم از قدرت سیاسی است
نوید
ایراد نظری این ادعا
این است
که
نوید نمی داند که در تحلیل نهایی
طبقات اجتماعی حکومت می کنند
و
عملا
هیئت های حاکمه به نمایندگی از طرف طبقات حاکمه
حکومت می کنند
و
نه مردم.
حتی در جامعه سوسیالیستی
طبقه کارگر و متخدینش دهقانان و روشنفکران خلقی حکومت می کنند و نه مردم
مردم سالازی (توده فرمایی) و یا دموکراسی
در کمونیسم امکان پذیر خواهد شد
خیلی از دوستان و کسانیکه خبرهای ونزوئلا را دنبال میکنند، میدانند که تا حالا بیش از یک دوجین قایق ماهیگیری در دریای کارائیب، چند هزار کیلومتر دور تر از آمریکا، بدستور مستقیم ترامپ و پیت هگزت وزیر دفاع یا جنگ آمریکا مورد حمله نظامیان جنایتکار آمریکائی آنهم به بهانه حمل مواد مخدر قرار گرفته و حدود ۹۰ نفر به قتل رسیدند.
مسخره است که ترامپ و مترسک او پیت هگزت منتظر نمیشوند که این قایق ها را در مرزهای ساحلی خود و هنگام تحویل مواد مخدر بکشند و چند هزار کیلومتر آنطرفتر این قتل ها را انجام میدهند، بدون اینکه ثابت بشود سرنشینان آن واقعاً قاچاقچی و محموله آنها واقعاً مواد مخدر هستند. تاسف بار اینکه چند روز پیش ترامپ رئیس جمهور سابق هندوراس را که بجرم حمل مواد مخدر و قاچاق اسلحه در آمریکا محکومیت ۴۵ ساله خود را میگذراند، پاردن کرد و او از زندان آزاد شد.
مادورو که ترامپ برای سرش ۵۰ میلیون جایزه گذاشته بود، بعد از صحبت با ترامپ قبول نکرد که از ونزوئلا خارج شود و در همین حال هم، سه کشور چین و روسیه و مکزیک از مادورو، حمایت لفظی کردند که خود این آمریکا را متوجه کار احمقانه خود کرد. خصوصیات ترامپ، تنها و ضعیف کردن کشور دیگر است تا یکباره حمله اش را صورت بدهد، کاری « گوه خوردنش در ایران » که در ایران کرد و جواب گرفت.
البته ترامپ هیچوقت پشیمان نمیشود و همیشه در پی فرصت میماند که از نظر خودش ضربه نهائی را بزند.
اخیراً کشته شدن دو نفر نجات یافته از حمله اول در آمریکا باعث جنجال زیادی شده و یک عده که در پی استیضاح ترامپ و یا پیت هگزت هستند، در مورد چگونگی قتل این دو نفر و قانونی بودن و یا نبودن آن بحث میکنند.
در ضمن اگرچه ترامپ قبول کرده که ویدئوی صحنه این قتل را علنی پخش کنند ولی پیت هگزت هنوز این کار را نکرده است.
رید برودی، حقوقدان آمریکایی ( تصویر زیر ) در رابطه با کشتن این دو نفر در حمله دوم، بعد از نجات از حمله اول میگوید :
« از نظر قانونی آگر آمریکا با کشوری در جنگ باشد و چنین کاری را انجام بدهد، کشتن آن دو نفر جنایت جنگی محسوب میشود ولی اگر در جنگ نباشد، این کار قتل حساب میشود و قاتل و یا قاتلین باید در دادگاه محکوم بشوند. »
مثل فیلمهای سریالی :
ادامه دارد….
شایسته الهامی
کار کثیفی که درخواست کرده بودید رو انجام دادیم و ۱۲ روز ایران رو بمباران کردیم،
پول و سلاح رو رد کن بیاد
هرتزوگ، به صدر اعظم آلمان مرتس
آلمان نقش بسیار بزرگی دارد، هم در اروپا و هم بهعنوان یک کشور بسیار مهم در جهان…
ما با یک امپراتوری شرارت از تهران روبهرو هستیم، و به همین دلیل تعادل در جهان بسیار روشن است:
این ما هستیم که از اروپا دفاع میکنیم.
مهدیقلی خان:
توان شناخت به یک روز در شمایل، مرد
که تا کجاش رسیده است پایگاه علوم
ولی ز باطنش ایمن مباش و غره مشو
که خبث نفس نگردد به سال ها معلوم
معنی تحت اللغظی:
برای شناخت بضاعت علمی کسی تماشای یک روزه شمایلش (ادا و اطوار و روش و رفتارش) کافی است
ولی شناخت صوری قابل اطمینان و اعتماد نیست
برای اینکه شناخت ماهیت و ذات افراد حتی در طول زمان دشوار است
این شعر مهدیقلی خان
شعری فلسفی است
در این شعر
دیالک تیک نمود و بود (ظاهر و ذات) به صورت دیالک تیک شمایل و نفس بسط و تعمیم داده شده است و نقش تعیین کننده بود ویا ذات اعلام شده است
مرکز گفتگوی آزاد ایرانیان در اسلو امکانیست برای برخورد آراء و افکار، تبادل نظر و به استقبال چالشها رفتن. علاقمندان و باورمندان به گفتگو و مدارا میتوانند هر پنجشنبه از ساعت ۱۷-۲۱ در این مکان با دیگر علاقمندان و دوستداران , به گپ و گفت بنشینند. خوش آمدید.
امروز در خبر سی بی اس، مصاحبه ترامپ را نشان میداد که میگفت
روزهای مادورو به شماره افتاده، منظور اینکه مدت زیادی از حکومت او باقی نمانده است در کنار آن گفته شد که هزینه های ساعتی این نمایش های هواپیماهای جنگی را که در آسمان دریای کارائیب افراد را در قایق ها میکشند و برای ترساندن مردم ونزوئلا مانوور میدهند ، سر به آسمان زده است.
امپراطوری، زمانی حداقل بخاطر ظاهر هم شده، دولتی را ساقط میکرد ولی جایگزین آن دیگر مثل الجولانی نبود که جایگزین بشار اسد کند.
جولانی که ده میلیون جایزه بر سرش گذاشته بودند و در اصل داعشی بود که کله از تن جدا میکرد و به آن هم افتخار میکرد. یعنی جایگزین بشار اسد کراواتی با زن بی حجاب، شد یک داعشی، که با کمی آرایش و کوتاه کردن ریش و کراوات زدن، همه چیز حل شد و دیروز دوشنبه ۸ دسامبر هم سالگرد یک سالگی روی کار آمدنش را جشن گرفتند
خانم آنیتا آناند وزیر خارجه کانادای متمدن با چهره زیبای بین المللی هم، دمشق را از فهرست دولت های حامی تروریسم خارج کرد و تمامی تحریم های کانادا، بر علیه سوریه را هم برداشت.
البته همه اینها، بخاطر اینست که الان دیگر فقط ۳۰٪ از خاک سوریه برای اهل سوریه باقی مانده و بقیه اش، نصیب شغال یعنی اسرائیل شده است که به بهانه «بافرزون» خاک سوریه را زیر حاکمیت اسرائیل برده است.
مثال دوم، بیست و چند سال پیش، به بهانه از بین بردن طالبان، افغانستان را کشورهای ناتو ، به سرگردگی آمریکا اشغال کردند و بعد از غارت و چپاول و کشتار، بیست سال بعد باز تحویل همان طالبان دادند.
کار آمریکا در صد سال اخیر همین بوده و حالا هم، اگرچه ممکن است مادورو هر آنچه ترامپ میگوید باشد ولی هدف ترامپ برای از بردن او چیه؟
آوردن یک پاپت و یک بله قربانگو و اجازه دادن برای غارت منابع ، از جمله نفت.
هائیتی از کشورهای همان منطقه، بعد از دو کودتا، توسط بیل کلینتون و رئیس جمهورهای قبلی و بعد از زلزله سال ۲۰۱۰ و آلوده کردن مردم به کلرا « وبا» توسط افراد سازمان ملل، دیگر کمر راست نکرده و حالا دیگر آن کشور را با نام جنگ داخلی، کنار گذاشتند تا هر چه میتوانند همدیگر را بکشند و منابعش را هم آمریکا و کانادا غارت میکنند و اتباع شان را هم از آمریکا و کانادا دیپورت میکنند.
این زن و شازده هم که تصویرشان در زیر آمده، به خوبی همدیگر را پیدا کرده اند، فرقی با جولانی ندارند. هر دو پاپت و مزدور اسرائیل هستند.
قابل توجه است که ترامپ، از این زن، در حرفهایش بعنوان جایگزین مادورو صحبت کرده ولی، هیچوقت، هیچوقت از شازده صحبتی بر زبان نیاورده، چرا؟
چون میداند که حتی شازده به اندازه جولانی و این زن « ماچادو، »عرضه هیچ کار دیگر ندارد غیر از ۴۷ سال زندگی انگلی…
شایسته الهامی
یکی از دلایل لاس زدن های مش دونالد با مش پوتین
تقسیم جهان است:
اوکراین به روسیه
و
ونزوئلا به امریکا
ج خ چین
در سیاست خارجی
بیطرف و تماشاچی است
به همین دلیل
دونالد و شرکاء
با چینی ها حال نمی کنند و برای شان فرش قرمز پهن نمی کنند
ایران چرا سوریه را رها کرد؟
«فاطمه صمادی»، کارشناس ارشد مسائل ایران در مرکز پژوهشهای الجزیره، در مورد واکنش ایران هنگام سقوط سوریه گفت:
«تحول جدید این است که سوریه بسیار پرهزینه شده بود.
مشخصاً اسد برای ایران بسیار پرهزینه شده بود و به یک سرمایهگذاری زیانده به شکل بزرگی تبدیل شده بود.
برای همین، من تمایل دارم بگویم که ایران، اسد را رها کرد یا دیگر اصراری بر ماندن او نداشت.»
او در بخشی از صحبتش در پادکست «اثیر» وابسته به شبکه الجزیره گفت:
«با دخالت یکی از کشورهای خلیج فارس که به بشار اسد وعدههای بسیار بزرگی در این زمینه داد، یعنی وعده بازسازی به او داد، وعده تثبیت حکومتش را داد و همین هم اتفاق افتاد؛ کمکم، حتی فرماندهانی که روابط مستحکمی با ایران داشتند عوض شدند و به جای آنهاو فرماندهانی گماشته شدند که تمایل به کشورهای خلیج فارس داشتند؛ در ارتش و جاهای دیگر»
اسکندر
اسکندر و منابع و منابرش
الجزیره یکی از منابر امپریالیستی است
تنها لاشخوری که در سوربه باند چاقوکش نداشت
کفتارها و کرکس های کویر بودند.
کدام دولت عربی به اسد وعده بازسازی داده است؟
اسد که خر نبوده است.
امپریالیسم و صهیونیسم و پان ترکیسم و پان عربیسم
پس از تجزیه و تقسیم و تخریب همه جانبه سوریه
سران نظامی آن کشور را تحت فشار مادی و مالی و فکری وفیزیکی قرار دادند و به بیطرفی راندند
در نتیجه
ارتش سوریه
مقاومتی از خود نشان داد
مثل ارتش ایران شاهنشاهی منفعل ماند و لاشخورها به آسانی به قدرت رسیدند.
روسیه هم برای تمرین و تدارک حمله به اوکراین به عملیات خرابکارانه در سوریه دست زده بود
روسیه
سوریه را به روز چچستان انداخت
جنگ برای اولیگارشیسم روس و امپریالیسم
نوشدارو ست
پوتین به مدد جنگ
توانسته حاکمیت طبقاتی اولیگارش ها را حفظ و تحکیم کند
و
خطر احیای سوسیالیسم را
خنثی کند
اسد هم پس از مشاهده اوضاع فرار را بر قرار ترجیح داده است
حای اردوگااه سوسیالیستی در جهان خالی است
بیدار شیم علیه کودتای مافیای مالی
پ.ن:
در ایران یک مدل اقتصاد - مالی راست نولبیرالی حاکم است که با جهان گرایان همکاری میکند.اصولا کنترل و سیاست ارز و تورم از وظایف بانک مرکزی است، خصوصی سازی بانک مرکزی یعنی دولت هیچ حقوق و وظایفی در مقابل ملت ایران نداره، بانک مرکزی خود یک قدرت جداگانه است که مطیع دولت ایران نیست ، بلکه زیرکنترل بانک مرکزی آمریکا یعنی فدرال رزو سیستم است.
به همین علت پزشکیان داد و فریاد میزند که او هیچ کاره است.یعنی او هیچ اهرم کنترل نداره.همین پزشکیان بود که خواستار کوچک کردن دولت بود،یعنی کوتاه کردن دست دولت از عرصه اقتصادی - مالی تا حداقل و واگذاری وظایف دولت به بخش خصوصی.
همین مشکل را امروز ترامپ در آمریکا داره،
دوستان چکار باید کرد؟
والستانی.ا
کودتای مافیای مالی؟
اولیگارشی مالی (سرمایه بانکی)
مهم ترنی قشر بورژوازی امپریالیستی است که افسار اقشار دیگرش را در دست دارد (لنین)
محبویت و اهمیت عزرائیل به دلیل نفوذ عمیق و عظیم بورژوازی مالی ویا بانکی است که از صهیونیست ها هستند
سرمایه مالی
از هر اب گلالودی ماهی می گیرد
نقش بی ثبات سازی عزرائیل هم در رابطه با منافع سرمایه مالی است که سرمایه نظامی و صنعتی و ساختمانی و کشاورزی و غیره تابع آنند
پروردگار همه سران دول امپریالیستی
سرمایه مالکی ویا بانکی است
از ماکرون تا مرتس
عدالت در ج اسلامی یک واژه غلط است
منیژه
چرا و به چه عدالت واژه غلطی است؟
درستش چیست؟
اصلا منظور از عدالت چیست؟
اتفاقا علمی ترین و دیالک تیکی ترین تعریف از ظبم و عدل
را
کریم در قرآنش عرضه کرده است
آنهم قرن ها قبل از کشف مفهوم استثمار توسط مارکس
منظور منیژه نه واژه عدالت، بلکه مفهوم عدالت است
تفاوت واژه با مفهوم چیست؟
ماهیت طبقاتی و فرماسیونی ـ اقتضادی ج. اسلامی چیست؟
ج. اسلامی مگر بدتر از ط. طبقاتی دیگر است؟
هم در ارتش زلنسکی مزدوران خارجی شرکت دارند و هم در ارتش پوتین. .
فقرا و فاشیست ها و پوچی گرایان از اقصا نقاط جهان برای امرار معاش خونین و یا برای «طغبان علیه پوچی» به جبهه های جنگ می ایند و می کشند و کشته می شوند.
یکی از شهدای ارتش پوتین
پسر یکی از سران سازمان سیا بود که پوتین شخصا به خانواده اش «تبریک و تسلیت» گفت
پوتین کمترین تفاوت طبقاتی با زلنسکی ندارد
هر دو نوکر اولیگارش های کشور خود هستند و خودشان هم چه بسا اولیگارش اند
مادر زلنسکی در خارج از اوکراین قصر مجللی دارد و زلنسکی حساب های بانکی در پاناما و عزرائیل و غیره دارد
پوتین قصر محللی در روسیه دارد که افشا شده است و زنش در قصری مجلل در سوئیس با مادر و پدری و غیره اش زندگی می کند
هر دو مرتجعند
امروز پنجشنبه، گفته شد که ماچادو، یک روز دیرتر از مراسم دادن جایزه نوبل صلح به اسلو پایتخت نروژ رسید،
چرا که او در جائی در ونزوئلا پنهان شده بود و به سختی میتوانست دور از چشم ماموران ونزوئلایی از کشورش خارج شده و خودش را سر موقع به مراسم صلح برساند، در حالیکه چند ماه از نامزد شدن او میگذرد.
بالاخره دو روز پیش دخترش در مراسم جایزه را گرفت و روز بعد هم او خودش را به نروژ رساند و از پنجره ای که سال گذشته پسر و دختر نرگس محمدی بعد از مراسم دادن جایزه نوبل صلح به مادرشان، ظاهر شده بودند، ماچادو هم ظاهر شد و اینطور که در زیرنویس بی بی سی آمده بود، این رسانه هم با او مصاحبه کرده است.
البته بی بی سی نگفت که مردم اسلو، در زمان دادن جایزه به دختر او، تظاهرات کرده و خشم خود را ابراز میکردند.
تبلیغات بد اینقدر در مورد ایران زیاد بود که چنین تظاهرات ضد جایزه نوبل در مورد نرگس محمدی، نشان داده نشد ولی بالاخره با دادن جایزه به ماچادو، که در خط جنگ بر علیه کشورش ونزوئلا و تحریم هموطنانش است و از نسل کشی مردم غزه، با حمایت از نتانیابو خصوصیات جنگ طلبی خودش را نشان داده، ماهیت این جایزه و جوایز نظیر آن نشان داده میشود.
بطور مثال وقتی فیلم جعفر پناهی، برای چهار جایزه گلدن گلوب نامزد میشود، یک عده در ایران یا خارج فکر میکنند با حمایت از او، احساسات ضد حکومت ایران را نشان میدهند، در حالیکه نمیدانند که از خود برای این جنایتکارها، یک پاپت احمق میسازند.
این موقعیت فقط در زمان ترامپ میتوانست بوجود بیاید، که دو روز گذشته بخصوص با دزدی دریائی و توقیف نفتکش ونزوئلا، مردم را آگاه میکند، چون درست بر عکس اوباما، ترامپ در دنیا محبوبیتی ندارد.
حتی کمیته نوبل هم رویش نشد که جایزه صلح را به ترامپ بدهد، وگرنه مگر جایزه نوبل صلح را به اوباما نداد که توانست پنج کشور را با تجاوز به ویرانه تبدیل کند و کسی در دوره اول او، نه تنها متوجه چنین جنایتی نشد، بلکه دور دوم را هم انتخاب کردند که کارهای نیمه تمامش را باتهام برساند. چرا که ریاکاری اوباما و دموکراتها بینهایت بود.
منتها ترامپ بخاطر خودشیفتگی از یک طرف و عدم فهم سیاست، مشت این جنایتکاران را دارد باز میکند.
جورج اورول میگوید، جنگها تمام نمیشود و ادامه پیدا خواهد کرد.
با تمام شدن جنگ اوکراین، اینها مجبورند جنگ دیگری را آغاز کنند که ترامپ با حماقت تمام فکر میکند که جنگ به بهانه « جنگ با مواد مخدر » رامیتواند به مردم طرفدار خودش بفروشد و یا بخوراند.
منتها از یک طرف با آزاد کردن رئیس جمهور سابق هندوراس که به جرم قاچاق چندین تن مواد مخدر و اسلحه به ۴۵ سال زندان در آمریکا محکوم شده بود دست خود را رو کرد و از طرفی، کمیته نوبل هم دستش را رو کرد و با دادن جایزه صلح نوبل که از یک جنایتکار مثل نتانیابو حمایت میکند و از طرفی جایزه نوبل اش را به ترامپ هدیه میکند، ماهیت این کمیته هم آشکار شد.
تعجب نیست که تازگی ها، رسانه ها با ترامپ دیگر دشمنی سابق را نشان نمیدهند و مهربان شده اند و زنهای مخالف با اپیستین، بخصوص خانواده ویرجینیا جوفری، هم از رسانه ها جمع شدند.
«ما قصد داریم تمام صنایع ونزوئلا را خصوصی کنیم، ما قصد داریم نفت، گاز، مواد معدنی، زمین، فناوری را خصوصی کنیم... شرکتهای آمریکایی پول زیادی به دست خواهند آورد.»
ماریا ماچادو، برنده جایزه صلح نوبل.
این سیاستمدار راست افراطی، کشورش را برای
تصاحب قدرت میفروشد.
اینهم خیلی علاقه داره بده بره.
عادتها میتوانند انسان را نابود کنند.
کافی است انسان به گرسنگی و رنج بردن عادت کند، به زیر ستم بودن، تا دیگر هرگز به رهایی فکر نکند و ترجیح بدهد در بند بماند.
گرسنگی و ابریشم
نویسنده: هرتا_مولر
هرتا مولر (به آلمانی: Herta Müller) (زاده ۱۷ اوت ۱۹۵۳) نویسنده، شاعر و مقالهنویس رومانیاییتبار آلمانی است که سال ۲۰۰۹ برنده جایزه نوبل ادبیات شد
هرتا
به عوض ایستادن روی پاهایش، پا در هوا ایستاده است
یعنی روی کله خالی از مغزش ایستاده است.
هرتا
اصلا
نمیداند که عادت چیست و نتیجه چیست.
عادت به گرسنگی و شکنجه و زجر و آزار
چیزی ثانوی است
یعنی
نتیجه واکنش اندام هوشمند بشر بر گرسنگی و شلاق و زجر و شکنجه و آزار مکرر است
عادت
سپر پدافندی اندام هوشمند نبات و جانور و بشر است تا بتواند ادامه حیات دهد
کسی از سر خوشدلی به گرسنگی و شکنجه و زجر و آزار عادت نمی کند
عجب جنگلی شده جهان که به چنین کسی جاایزه نوبل موبل می دهند
پوتین مستقیماً خطاب به کشورهای غربی میگوید:
«روسیه مسئول رنج شما نیست.» «مشکلات شما ناشی از نخبگان خودتان است؛ از اشتباهات آنها، طمع آنها و وسواس آنها به سود. سالهاست که آنها افسانه «تهدید روسیه» را به شما فروختهاند تا فداکاریهای شما را توجیه کنند. آنها به شما میگویند که تورم، افزایش قیمت انرژی و فروپاشی خدمات عمومی شما تقصیر مسکو است. پوتین میگوید حقیقت این است که رهبران شما عمداً شما را فقیر کردهاند. آنها پساندازهای شما را نابود کردهاند، منابع شما را هدر دادهاند و میلیونها خانواده را به فقر کشاندهاند. و در حالی که آنها ادعا میکنند تحریمهایشان «روسیه را هدف قرار میدهد»، شما هستید که هزینهها را متحمل میشوید.»
ولادیمیر پوتین: میخواهم شهروندان عادی کشورهای غربی به حرفهای من گوش دهند.
اکنون میکوشند با پافشاری شما را قانع کنند که تمام مشکلاتتان ناشی از برخی اقدامات خصمانه روسیه است، که باید از جیب خودتان هزینهی مبارزهی «افسانه» تهدید روسیه را بپردازید.
همهی اینها دروغ است و حقیقت این است که مشکلات کنونی که میلیونها نفر در غرب با آن روبرو هستند، نتیجهی سالها اقدامات نخبگان حاکم کشورهایشان، اشتباهات، کوتهبینی و جاهطلبیهای آنهاست.
این نخبگان به چگونگی بهبود زندگی شهروندان کشورهای غربی نمیاندیشند، بلکه وسواسگونه درگیر منافع خاص و سودهای کلانی هستند که برای خود ایجاد کردهاند.
آمار سازمانهای بینالمللی به وضوح این را نشان میدهد که مشکلات اجتماعی در سالهای اخیر، حتی در کشورهای عمدهی غربی، پیوسته در حال تشدید بوده است: نابرابری، شکاف بین فقیر و غنی، تنشهای نژادی و قومی رو به افزایش است.
اسطورهی جامعه رفاه غربیِ معروف به «میلیارد طلایی» در حال فروپاشی است.
تکرار میکنم، امروز تمام کرهی زمین مجبور است تاوان جاهطلبیهای غرب و تلاشهایش برای حفظ سلطهی در حال لغزش خود را به هر قیمتی را بپردازد.
دعاوی پوتین
فقط به درد عمه اش میخورند
پوتین غیر از ذره ای مغز اندیشه
کم و کسری ندارد
سران دول مسخره عربی
متحدین امپریالیسم جهانی اند و فرق ماهوی با نتان و عردوغان ندارند
پیراترای (رهزنی دریایی) است.
و نه ابر قدرت انرژی
شیوه های مافیایی اند.
نامعاصرند.
بشر دوباره به جنگل پناه آورده است
عنوان این مطلب شما چیست؟
خود داستایفسکی در این مطلب تماتیزه می شود (موضوعیت کسب می کند) و نه ادبیات و نه آثار او.
داستایفسکی بیوگرافی دارد.
خانه اموات او متعلق به دوره جوانی او ست
آثار بعدی اش اما متعلق به دوره آخوندی او.
ضمنا
حقیقت راجع به چیزی و یا کسی
همیشه یکی است
ده تا حقیقت راجع به چیزی و یا کسی وجود ندارد
دموکراسی: تعابیر و واقعیات
انترناسیونال:
به این ترتیب از نظر شما اینگونه اصلاحات در نظام پارلمانی آن را به تصویر مارکسیستی از آزادی نزدیک تر نمیکند؟
منصور حکمت:
مبحث آزادی از نقطه نظر مارکسیستی کلا در صفحه متفاوتی جریان پیدا میکند. موضوع دموکراسی " دولت مشروع " است. اما آزادی مقوله ای مربوط به فرم حکومت و رابطه فرد و دولت نیست، بلکه مربوط به نفس حکومت و وجود و عدم وجود دولت است. مفهوم گرهی در مبحث آزادی، طبقه و استثمار و سرکوب طبقاتی است. این منشاء دولت است. شرط آزادی واقعی انسان محو تقسیم طبقاتی، پایان استثمار بخشی از جامعه توسط بخشی دیگر، از میان رفتن مبنای سرکوب و سلب آزادی و در نتیجه زوال دولت بعنوان ابزار تحمیل منافع و حفظ برتری طبقاتی است. نظام پارلمانی نه فقط سرسوزنی به این مفاهیم نزدیک نمیشود، بلکه خود یکی از موانعی است که جامعه انسانی در مسیر آزادی کامل و واقعی باید از آن عبور کند.
مفهوم آزادی در مارکسیسم تجزیه پذیر به قلمرو سیاست و اقتصاد و یا به جامعه و ذهن نیست. رهایی، یک رهایی کامل است. بیرونی و درونی. همان پروسه ای موانع بیرونی ای را که اراده آزاد انسانها را مانع میشود از بین میبرد، از خود بیگانگی انسان و تمام آن منافع مادی و معنویات واژگونه ای را که انسانها را به پذیرش اخلاقی نابرابری و انقیاد و قبول نقش سرکوبگر و سرکوب شونده سوق میدهد از میان میبرد. قوانین و نیاز به قوانین با هم از میان میروند. همان پروسه ای که برابری ایجاد میکند، نوعدوستی و احترام عمیق به سعادت و آزادی یکدیگر را بوجود میاورد.
نمیوان مزد بده دنبال سود و مزد بگیر مجبور به کار داشت و در قلمرو سیاسی آزاد بود. نمیتوان طبقات فرادست و فرودست داشت و تعصب و جهالت و ستمگری و جنایت نداشت. آزادی واقعی تنها حاصل دگرگونی سوسیالیستی جامعه و خروج انسان از دوران توحش طبقاتی اش است. آزادی واقعی مفهومی اجتماعی و فراگیر است و نه صرفا حقوقی و اداری. به این اعتبار آزادی واقعی موضوع دموکلراسی نیست زیرا دموکراسی و لیبرالیسم با فرض بنیاد اجتماعی و اقتصادی بورژوایی، با فرض وجود سرمایه و سود و مزد و بازار و مالکیت خصوصی، به مشخصات روبنای سیاسی و اداری جامعه میپردازد.
منصور حکمت: مجموعه آثار جلد هشتم. ١٩٩٢-١٩٩٧. ١٣٧٠-١٣٧٦
دموکراسی: تعابیر و واقعیات ( ص ٩٥-٩٦ )
اما آزادی مربوط به نفس حکومت و وجود و عدم وجود دولت است؟ منصور حکمت منصور این دعاوی خرافی را از کجا پیدا کرده است؟ از آثار پرودون و یا باکونین و یا ماخنو؟ انکار ضرورت دولت کسب و کار آنارشیست ها ست آنارشیست ها دیالک تیک جبر و اختیار را تخریب می کنند جبر را دور می اندازند و اختیار (آزادی) را مطلق می کنند اسم آنارشی و خر تو خر را آزادی می گذارند
عجب پرت و پلاهای بی ربطی
نفت فروشان که شماره تلفن سران نظامی را ندارند تا به سیا و موساد و ام آی سیکس بدهند
فئودور داستایفسکی بهصورت ناگهانی به یکی از بزرگترین نویسندگان جهان تبدیل نشد؛ او در طول سالها، در میان رنجهای شدید، شکل گرفت.
جوانیاش با بدهی، اضطراب و بیماری گذشت. سپس دستگیر شد، تا آستانه اعدام پیش رفت و چهار سال را در سیبری، میان مجرمان واقعی سپری کرد.
اما درست همانجا، در تاریکترین نقطه زندگیاش، چیزی در او ساخته شد: نگاهی تازه به انسان.
داستایفسکی فهمید که انسان فقط مجموعهای از ضعفها نیست؛ انسانی که درد میکشد، میتواند عمیقتر ببیند، مهربانتر شود و حقیقت را روشنتر لمس کند. او همه این تجربهها را به ادبیات برد و شخصیتهایی خلق کرد که هنوز پس از صدها سال نفس میکشند.
داستایفسکی “شد” چون از رنج خود گریزان نبود. او آنها را تبدیل به سوختی برای اندیشیدن، نوشتن و فهمیدن کرد.
شاید راز بزرگ او همین باشد:
اینکه گاهی مسیر تعالی، از میان درد و سایهها میگذرد—و هر کس میتواند از تجربههای سخت، معنای تازهای برای خودش
. بسازد
عجب تحلیلاتی
ما را باش
فکر می کردیم که ایران یکشبه ره صد ساله رفته است
داستایفسکی
در جوانی
از اعضای باند تروریستی موسوم به نار.دنیک ها (سوسیال ـ روولوسیونرها) بود
به همین دلیل دولت تزار بازداشت و زندانی میکند تا تربیت شود و دست از تروریسم بردارد و ادم شود
صهیونیست ها هم از همین نارودنیک ها بوده اند و به ترور زنان و بچه ها و پیران مشغولند و کیف می کنند
داستایفسکی
در زندان به مسیحیت می گرود
آخوندتر از آخوندهای مسیحی می شود و شروع به خرافه بافی می کند.
فقط کافی است که آثار داستایفسکی تحلیل شوند:
یکی از قهرمانان داستایفسکی
برای چندر غازی پیر زن بدبختی را خفه می کند
بعد عذاب وجدان می گیرد و خودش را به پلیس معرفی می کند
کجای داستایفسکی
نویسنده بزرگی است
امپریالیسم از هر دیوانه ای علامه می سازد و به جان خلایق می اندازد تا خرتر شوند و نه خردمندتر
در باب آنکه کار را به کاردان می باید سپرد...
مردکی را چشم درد خاست، پیش بیطار[=دامپزشک] رفت که دوا کن.
بیطار از آنچه در چشم چارپای می کُند در دیدهٔ او کشید و کور شد.
حکومت به داور بردند، گفت:
بر او هیچ تاوان نیست.
اگر این[مرد] خر نبودی، پیش بیطار نرفتی.
مقصود از این سخن آن است تا بدانی که هر آن که ناآزموده را کار بزرگ فرماید، با آن که ندامت بَرَد، به نزدیک خردمندان به خِفت رای منسوب گردد.
ندهد هوشمندِ روشن رأی
به فرومایه کارهای خطیر
بوریا باف اگر چه بافنده است
نبَرندش به کارگاه حریر
از گلستان سعدی ، باب هفتم-در تاثیر تربیت
آره.
سعدی هنوز نمی داند که ساختار و مکانیسم چشم بشر با چشم خر یکی است
یعنی دارویی که برای چشم خر مؤثر باشد در چشم بشر هم مؤثر خواهد بود
دندانسازی دندان خر با دندانسازی دندان بشر در مجموع فرقی ندارد.
ضمنا
بوریا باف صدهزار بار ماهرتر و داننده تر از سعدی در حریربافی است
مکانیسم
بوریا بافی با حریر بافی یکی است
تارهای بوریا با تارهای حریر یکسان است
هدایت در نوشتههایش به دنبال معنا بود؛
معنایی که در تنهایی، رنج و پرسشهای بیپاسخ شکل میگرفت.
او میخواست پوستهی ظاهری زندگی را کنار بزند و آنچه را در پشت آن پنهان است نشان دهد؛
ترسها، شکستها و حقیقتهایی که بسیاری از ما از روبهرو شدن با آنها میگریزیم.
هدایت در جستجوی معنایی بود که شاید هیچوقت پیدا نشد
اما همین جستجو، او را به یکی از صداهای ماندگار ادبیات فارسی تبدیل کرد.
تو فکر میکنی انسان در نهایت دنبال چه چیزی است؟
تو فکر میکنی انسان در نهایت دنبال چه چیزی است؟
حریف
بشر چیست و کیست؟
مولانا حتی می داند.
فقط هدایت و روحانیت (که جهان بینی واحدی دارند)
نمی دانند.
بشر
از حمادی مرده و نامی (نبات) شده
و ز نما (نبات) مرده و به حیوان سر زده
مرده از حیوانی و آدم شده
نبات و جانور و بشر
قبل از هر چیز
دنبال آب و نان و مسکن و نور و غیره است تا بتواند ادامه حیات دهد.
کسانی که انگل اند و علاف و عیاشند
دنبال معنا می گردند
اگر کسی کار بکند
کار به زندگی اش محتوا و معنا می بخشد و احساس خلاء و پوچی نمی کند تا خودکشی کند و به قول البر کامو بر ضد پوچی طغیان کند و شق القمر کند
چگونه تقسیم کار ساختار اجتماعی ـ طبقاتی یک ملت را شکل میدهد
«تقسیم کار در درون یک ملت، نخست به جدایی کار صنعتی و بازرگانی از کار کشاورزی میانجامد و از همینرو جدایی شهر و روستا و برخورد منافع میان آنها پدید میآید. گسترش بیشتر این روند، جدایی کار بازرگانی از کار صنعتی را در پی دارد. همزمان، بهواسطهٔ تقسیم کار، در درون هر یک از این شاخهها نیز، جداییهای تازهای میان افرادی که در گونههای معینی از کار با یکدیگر همکاری میکنند بهوجود میآید. جایگاه نسبی این گروههای فردی را شیوههایی که در کشاورزی، صنعت و بازرگانی بهکار بسته میشود ـ همچون پدرسرری، بردهداری، نظام صنفی–رتبهای (estates) و طبقات، تعیین میکند. همین شرایط را، در سطحی گستردهتر و با دادوستد و روابط پیشرفتهتر، میتوان در مناسبات ملتهای گوناگون با یکدیگر نیز مشاهده کرد.»
سنگ ما همان کارهای تکراری، روتینهای بیپایان و تلاشهایی است که گاهی هیچ نتیجه مشخصی ندارند.
کامو میگوید «پوچی» زمانی پیدایش میشود که ما به دنبال معنا هستیم، اما جهان پاسخی نمیدهد.
با این حال، سیزیف دست از حرکت نمیکشد؛ سنگ را دوباره بالا میبرد با انتخاب خودش.
ما هم هر روز در برابر پوچی میایستیم؛ با درس خواندن، کار کردن، ادامه دادن، و ساختن.
شاید جهان پاسخی ندهد، اما انتخابهای ما معنا خلق میکند
و در ادامه خود کامو میگوید «درک پوچی پایان نیست بله شروع زندگی کردن است»
کمیته فلان و بهمان
طوطی وش است.
این دعاوی مارکس قابل تحلیل و تردید اند.
تقسیم کار
خودش تابع توسعه نیروهای مولده است.
نیروهای مولده چیستند؟
یعنی
تقسیم کار
ساز دوم را می زند.
به مارکس بگو دایرة المعارف روشنگری بخواند تا با مارکسیسم آشنا شود
سنگ ما
همان کارهای تکراری، روتینهای بیپایان و تلاشهایی است که گاهی هیچ نتیجه مشخصی ندارند.
حریف
البر کامو
مثل احمد شاملو ست:
بی سواد ولی پر مدعا و خود بزرگ نما، خودفریب و عوامفریب
در کل هستی (طبیعت و جامعه و تفکر)
تکراری وجود ندارد.
همه چیز هستی در تحول و تغییر مدام است
اگر کسی سواد بدان و بمیری داشته باشد
می داند که همین سنگ یک ثاینه قبل با سنگ کنونی متفاوت است
سیزیف خیالی کامو هم به همین سان.
هم به لحاظ فیزیکی (جسمانی) و هم به لحاظ فکری (معرفتی، روحی، روانی، عاطفی، احساسی ...)
اگزیستاسنیالیسم
مکتب علافان و عیاشان پر مدهای بیسواد و بی صداقت است
اگزیستاسنیالیسم در فرانسه و فلسفه حیات در آلمان
آبشخور فاشیسم بوده است
حقیقت چیست؟
حقیقت انعکاس (عکس اندازی و یا عکسبرداری از) واقعیت عینی است.
حقیقت مثل عکس است و واقعیت مثل اصل.
عکس که نمی تواند اصل باشد.
حقیقت چیزی معرفتی (شناختی) و فکری است.
واقعیت اما چیزی مادی و عینی است
مثال:
لنگه کفش یکی از فرم های بسط و تعمیم مفهوم واقعیت است
حقیقت لنگه کفش = امعکاس کلی و ماهوی و حبری و عام و علمی لنگه کفش در ایینه ذهن و ضمیر بشر
رئالیسم جادویی نمیخواهد جهان را «تخیلیتر» نشان دهد؛ میخواهد حقیقت را عمیقتر ببینیم.
در این شیوه، امر معمولی با امر شگفتانگیز ترکیب میشود تا نشان دهد در زندگی روزمره، لایههایی پنهان از رنج، تاریخ، سیاست و رؤیا جریان دارد؛ لایههایی که با واقعیت خشک قابل بیان نیست.
رئالیسم جادویی تلاش میکند چیزی را بگوید که واقعیتِ عادی توان گفتنش را ندارد:
احساسات سرکوبشده، دردهای جمعی، حافظههای تبعید، و آن بخش از تجربه انسانی که در مرز بین حقیقت و خیال قرار دارد.
هدفش این نیست که ما «جادو» را باور کنیم؛
بلکه میخواهد ما را وادار کند دوباره به جهان به نوعی دیگر نگاه کنیم.
رئالیسم جادویی میخواهد حقیقت را عمیقتر ببینیم.
حریف
هنر اصلا نمی تواند به صدها فرسنگی حقیقت نزدیک شود
حقیقت از مفاهیم مربوط به شعور هنری نیست
حقیقت مفهومی فلسفی ـ علمی است
حقیقت اصلا چیست؟
مثالی بزنید.
مگر گروهبان گارسیا مارکش
دنبال حقیقت است؟
آدم باید خر باشد و زرتشتیسم را بر اسلام ترجیح دهد.
اسلام بهترین دین است
اسلام صدهزار بار پیشرفته تر و علمی تر و مترقی تر ار یهودت و مسیحیت و زرتشتیت و مانویت و غیره است
طرز تفکر کریم
عمدتا دیالک تیکی است
در قران کریم
افکار متعالی مارکسیستی به چشم می خورند
زرتشسم چیزی ندارد
طبری را هم اگر دیدی به اش بگو که فرزندانش قران را تحلیل مارکسیستی می کنند
چرا بیشتر کارگران آمریکایی و اروپایی و کلاً کشورهای صنعتی به ترامپ و رهبران راستگرا و فاشیست رأی میدهند؟
آمریکاییها عموماً از کمونیستها متنفرند چرا؟
حریف
از خودشان باید بپرسید.
پرولتاریا شکست خورده است و در حال فرار از همه سنگرها ست
آب ها سر بالا می روند
و
قورباغه ها ابوعطا می خوانند
بهایی که اوکراین و اروپا برای نقض استقلال پرداخته و می پردازند
دلخواسته
این ظاهر قضیه است
باطن قضیه را جریفه امور خارجی اروپا گفت:
هدف تضعیف و تخریب و تجزیه روسیه بوده است
طبقه حاکمه روسیه و اوکراین و بقیه کشورهای سابقا سوسیالیستی یکی است:
اولیگارش ها هستند.
نه.
مملکت پیشرفت کرده است
ایران زمان شاه کجا
و ایران کنونی کجا؟
ایران یکشبه ره صد ساله رفته است
مسئله چیز دیگری است.
مثلا ما که داغ عزیزان دیده ایم
دیگر اعتمادی به اجامر نداریم تا برگردیم
و گرنه حسرت برگشت به کشور داریم
اگر برگ امانی بدهند ما حتما برمی گردیم
ولی ادم باید خر باشد و به این جماعت خردستیز اعتماد کند
ایدهها هرگز نمیتوانند از یک نظم کهنه جهانی فراتر روند، بلکه تنها میتوانند از ایدههای آن نظم کهنه فراتر بروند.
ایدهها به خودی خود نمیتوانند هیچ کاری انجام دهند.
برای تحقق ایدهها، به افرادی نیاز است که نیروی عملی به کار گیرند.
(مارکس، خانواده مقدس)
این حرفها را مارکس در انتقاد از هگلیانیست های جوان نوشته است که خیال می کردند با تبلیغ ایده های هگل
جامعه متحول خواهد شد.
۱
ایدهها هرگز نمیتوانند از یک نظم کهنه جهانی فراتر روند، بلکه تنها میتوانند از ایدههای آن نظم کهنه فراتر بروند. بودند.
این جمله مارکس
غلط است.
ایده ها چیزهای فکری اند و نه چیزهای مادی تا از نظام مادی قدیمو و موجود فراتر بروند.
ایده ها می توانند نظام موجود و قدیم را به چالش کشند و ضرورت نابودی اش را از مناره های بلند جهان به گوش بشریت برسانند.
۲
ایدهها به خودی خود نمیتوانند هیچ کاری انجام دهند.
آره.
ایده ها نه به خودی خود
بلکه در اثر نفوذ در انسان ها می توانند به قوه ای جامعه دگرگونساز مبدل شوند و در عمل انسانی مادیت یابند.
تجسم (مادیت یابی ایده ها)
یکی از مفاهیم مهم فلسفی در فلسفه هگل و مارکس و انگلس و لنین است.
عمل = مادیت یابی ایده ها
حانه قبل از ساخته دشن در ذهن بنا به صورت مدل فکری پیشاپیش ساخته می شود
بعد با مصالح ساختمانی مادیت و شیئیت و جسمیت می یابد
تجسم
۳
برای تحقق ایدهها، به افرادی نیاز است که نیروی عملی به کار گیرند.
آره.
ما با دیالک تیک تئوری (ایده ها) و پراتیک سر و کار داریم
و
نقش تعیین کننده از ان پراتیک است
اما بدون تئوری انقلابی
جنبش انقلابی محال است و خواب و خیال است
لنین
خر نمی تواند انقلاب کند
روزی اگر نبودم،
یک آرزویم را بر آورده کن،
و زیر لب بگو:
«یادش بخـــیر...»!
سیمین دانشور
مولدین مادی و فکری
نیاز به «یادش به خیر» ندارند
انگل ها و علاف ها بدان نیاز دارند:
که کار (آثار کار فیزیکی و فکری) أدمی باقی است
ار جسمش فنا گردد
(احسان طبری تواب)
سیستم چندین حزبی از بزرگترین ابزار امپر یالیسم است؟
فیدل
این ترجمه معیوب است.
ویرایش:
حکومت چند حزبی یکی از ترفندی های عوامفریبی امپریالیسم است.
اگر تیز بنگریم
ماهیت طبقاتی احزاب مختلف در جوامع امپریالیستی
یکی است.
هدف همه شان یکی است
فقط حرف های شان متفاوت است
وجود احزاب متعدد برای خر پروری است.
کوبا و ویتنام
دموکراتیک تر از امریکا و انگلستان و فرانسه و آلمان و غیره اند
هانا آرنت:
در زمان شکست است که ناتوانی ذاتی تبلیغات خودکامه آشکار میشود، با از دست رفتن نیروی توتالیتر، اعضای آن ناگهان از باور جزمی که تا دیروز جانشان را برایش فدا میکردند، روی بر میگردانند.
برگرفته از:
هانا آرنت، فیلسوف و نظریهپرداز سیاسی
کتاب توتالیتاریسم ترجمه محسن ثلاثی - انتشارات ثالث - چاپ هشتم
توتالیتاریسم از مفاهیم امپریالیستی برای عوامفریبی همگانی است.
هانا هم سردسته عوامفریبان بوده است.
با این خرافه میان هوشی مبن و پینوچه و میان استالین و هیتلر علامت تساوی گذاشته می شود
۲۱ اصل سامورایی برای ساختن ذهن، بدن و روحی شکستناپذیر
۱. برخاستن پیش از خورشید
شروع روز زمانی که جهان هنوز ساکت است؛ جایی که ذهن پاک و اراده تیز میشود.
۲. تنفس ژرف
ورود هوا = ورود آگاهی. خروج هوا = خروج ترس.
۳. سکوت مقدس
چند دقیقه خاموشی… تا صدای جهان درون شنیده شود.
۴. نبرد ذهنی با شمشیر ناپیدا
حرکتها را در ذهن تمرین میکردند؛ واکنشها میشدند غریزی.
۵. مطالعهی روزانه
سامورایی شمشیر دارد، اما مغزش فرمانده است.
۶. نوشتن با قلممو
زیبایی، نظم و دقت… سه ستون شخصیت سامورایی.
۷. تمرین با چشمان بسته
برای تیز کردن شنیدن، حسکردن و شهود.
۸. غذای ساده، زندگی سبک
نه پرخوری، نه تجمل. فقط سوخت پاک برای جنگجو.
۹. مراقبه زیر باران
پذیرفتن سختیها بدون شکستن خم به ابرو.
۱۰. تمرین با وزن بدن
بدن ابزار است؛ همیشه همراه، همیشه کافی.
۱۱. چوب بامبو، کنترل قدرت
قدرت وقتی ارزش دارد که تحت فرمان باشد.
۱۲. پیادهروی در کوهستان
جا دادن زمین زیر پا و آسمان در سینه.
۱۳. تقویت سمت ضعیف
سامورایی میدانست زنجیر از ضعیفترین حلقهاش میشکند.
۱۴. تمرین در تاریکی
غلبه بر ترس، دیدن با دل.
۱۵. تمرکز بر یک نقطه
همهچیز از تمرکز آغاز میشود.
۱۶. دشمن خیالی
برای لحظهای که دشمن واقعی پیدایش شود.
۱۷. آب سرد بر تن
شوک بیداری؛ تقویت اراده؛ پاکسازی جسم.
۱۸. اندیشیدن به مرگ
نه از سر ترس، از سر فهم ارزش زندگی.
۱۹. خدمت به دیگران
سامورایی قوی بود، اما قدرتش برای مردم بود.
۲۰. نظم آهنین
تمرین نکردن = خیانت به خود.
21. زندگی با هدف
هر نگاه، هر گام، هر کلمه، دقیق و پرمعنا.
⚔️ ساموراییها میگفتند:
«بر هدفت متمرکز شو، نه بر حواسپرتیها.»
حالا از تو میپرسم:
امروز کدام راز را انتخاب میکنی؟ همان را شروع کن… حتی اگر فقط ۳۰ ثانیه.
تو جزو دردمندان نبوده ای.
مرتجعین جهان با واژه درد پوز می دهند تا خود بزرگ نمایی کند.
به همین دلیل به درد های نداشته ات می خندی
استاد سایه (امیر هوشنگ ابتهاج )
راهی و آهی
برای محمد رضا لطفی
پیش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم
که زبانی چو بیان تو ندارد سخنم
ره مگردان و نگه دار همین پرده ی راست
تا من از راز سپهرت گرهی باز کنم
چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم
شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت
کی بود باز که شوری به چمن در فکنم
همه مرغان هم آواز پراکنده شدند
آه از این باد بلاخیز که زد در چمنم
نی جدا زان لب و دندان جه نوایی دارد؟
من ز بی همنفسی ناله به دل می شکنم
بی تو آری غزل «سایه» ندارد «لطفی»
باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم
تحلیلی سوسیولوژیکی ـ رئآلیستی
در عین سادکی و بی ادعایی
زنان شان جنینند
ایرانیان
تاریخ معاصر ایران، تاریخِ کنارزدن مردم از قدرت سیاسی است
نوید
ایراد نظری این ادعا
این است
که
نوید نمی داند که در تحلیل نهایی
طبقات اجتماعی حکومت می کنند
و
عملا
هیئت های حاکمه به نمایندگی از طرف طبقات حاکمه
حکومت می کنند
و
نه مردم.
حتی در جامعه سوسیالیستی
طبقه کارگر و متخدینش دهقانان و روشنفکران خلقی حکومت می کنند و نه مردم
مردم سالازی (توده فرمایی) و یا دموکراسی
در کمونیسم امکان پذیر خواهد شد
خیلی از دوستان و کسانیکه خبرهای ونزوئلا را دنبال میکنند، میدانند که تا حالا بیش از یک دوجین قایق ماهیگیری در دریای کارائیب، چند هزار کیلومتر دور تر از آمریکا، بدستور مستقیم ترامپ و پیت هگزت وزیر دفاع یا جنگ آمریکا مورد حمله نظامیان جنایتکار آمریکائی آنهم به بهانه حمل مواد مخدر قرار گرفته و حدود ۹۰ نفر به قتل رسیدند.
مسخره است که ترامپ و مترسک او پیت هگزت منتظر نمیشوند که این قایق ها را در مرزهای ساحلی خود و هنگام تحویل مواد مخدر بکشند و چند هزار کیلومتر آنطرفتر این قتل ها را انجام میدهند، بدون اینکه ثابت بشود سرنشینان آن واقعاً قاچاقچی و محموله آنها واقعاً مواد مخدر هستند. تاسف بار اینکه چند روز پیش ترامپ رئیس جمهور سابق هندوراس را که بجرم حمل مواد مخدر و قاچاق اسلحه در آمریکا محکومیت ۴۵ ساله خود را میگذراند، پاردن کرد و او از زندان آزاد شد.
مادورو که ترامپ برای سرش ۵۰ میلیون جایزه گذاشته بود، بعد از صحبت با ترامپ قبول نکرد که از ونزوئلا خارج شود و در همین حال هم، سه کشور چین و روسیه و مکزیک از مادورو، حمایت لفظی کردند که خود این آمریکا را متوجه کار احمقانه خود کرد. خصوصیات ترامپ، تنها و ضعیف کردن کشور دیگر است تا یکباره حمله اش را صورت بدهد، کاری « گوه خوردنش در ایران » که در ایران کرد و جواب گرفت.
البته ترامپ هیچوقت پشیمان نمیشود و همیشه در پی فرصت میماند که از نظر خودش ضربه نهائی را بزند.
اخیراً کشته شدن دو نفر نجات یافته از حمله اول در آمریکا باعث جنجال زیادی شده و یک عده که در پی استیضاح ترامپ و یا پیت هگزت هستند، در مورد چگونگی قتل این دو نفر و قانونی بودن و یا نبودن آن بحث میکنند.
در ضمن اگرچه ترامپ قبول کرده که ویدئوی صحنه این قتل را علنی پخش کنند ولی پیت هگزت هنوز این کار را نکرده است.
رید برودی، حقوقدان آمریکایی ( تصویر زیر ) در رابطه با کشتن این دو نفر در حمله دوم، بعد از نجات از حمله اول میگوید :
« از نظر قانونی آگر آمریکا با کشوری در جنگ باشد و چنین کاری را انجام بدهد، کشتن آن دو نفر جنایت جنگی محسوب میشود ولی اگر در جنگ نباشد، این کار قتل حساب میشود و قاتل و یا قاتلین باید در دادگاه محکوم بشوند. »
مثل فیلمهای سریالی :
ادامه دارد….
شایسته الهامی
کار کثیفی که درخواست کرده بودید رو انجام دادیم و ۱۲ روز ایران رو بمباران کردیم،
پول و سلاح رو رد کن بیاد
هرتزوگ، به صدر اعظم آلمان مرتس
آلمان نقش بسیار بزرگی دارد، هم در اروپا و هم بهعنوان یک کشور بسیار مهم در جهان…
ما با یک امپراتوری شرارت از تهران روبهرو هستیم، و به همین دلیل تعادل در جهان بسیار روشن است:
این ما هستیم که از اروپا دفاع میکنیم.
مهدیقلی خان:
توان شناخت به یک روز در شمایل، مرد
که تا کجاش رسیده است پایگاه علوم
ولی ز باطنش ایمن مباش و غره مشو
که خبث نفس نگردد به سال ها معلوم
معنی تحت اللغظی:
برای شناخت بضاعت علمی کسی تماشای یک روزه شمایلش (ادا و اطوار و روش و رفتارش) کافی است
ولی شناخت صوری قابل اطمینان و اعتماد نیست
برای اینکه شناخت ماهیت و ذات افراد حتی در طول زمان دشوار است
این شعر مهدیقلی خان
شعری فلسفی است
در این شعر
دیالک تیک نمود و بود (ظاهر و ذات) به صورت دیالک تیک شمایل و نفس بسط و تعمیم داده شده است و نقش تعیین کننده بود ویا ذات اعلام شده است
مرکز گفتگوی آزاد ایرانیان در اسلو امکانیست برای برخورد آراء و افکار، تبادل نظر و به استقبال چالشها رفتن. علاقمندان و باورمندان به گفتگو و مدارا میتوانند هر پنجشنبه از ساعت ۱۷-۲۱ در این مکان با دیگر علاقمندان و دوستداران , به گپ و گفت بنشینند. خوش آمدید.
امروز در خبر سی بی اس، مصاحبه ترامپ را نشان میداد که میگفت
روزهای مادورو به شماره افتاده، منظور اینکه مدت زیادی از حکومت او باقی نمانده است در کنار آن گفته شد که هزینه های ساعتی این نمایش های هواپیماهای جنگی را که در آسمان دریای کارائیب افراد را در قایق ها میکشند و برای ترساندن مردم ونزوئلا مانوور میدهند ، سر به آسمان زده است.
امپراطوری، زمانی حداقل بخاطر ظاهر هم شده، دولتی را ساقط میکرد ولی جایگزین آن دیگر مثل الجولانی نبود که جایگزین بشار اسد کند.
جولانی که ده میلیون جایزه بر سرش گذاشته بودند و در اصل داعشی بود که کله از تن جدا میکرد و به آن هم افتخار میکرد. یعنی جایگزین بشار اسد کراواتی با زن بی حجاب، شد یک داعشی، که با کمی آرایش و کوتاه کردن ریش و کراوات زدن، همه چیز حل شد و دیروز دوشنبه ۸ دسامبر هم سالگرد یک سالگی روی کار آمدنش را جشن گرفتند
خانم آنیتا آناند وزیر خارجه کانادای متمدن با چهره زیبای بین المللی هم، دمشق را از فهرست دولت های حامی تروریسم خارج کرد و تمامی تحریم های کانادا، بر علیه سوریه را هم برداشت.
البته همه اینها، بخاطر اینست که الان دیگر فقط ۳۰٪ از خاک سوریه برای اهل سوریه باقی مانده و بقیه اش، نصیب شغال یعنی اسرائیل شده است که به بهانه «بافرزون» خاک سوریه را زیر حاکمیت اسرائیل برده است.
مثال دوم، بیست و چند سال پیش، به بهانه از بین بردن طالبان، افغانستان را کشورهای ناتو ، به سرگردگی آمریکا اشغال کردند و بعد از غارت و چپاول و کشتار، بیست سال بعد باز تحویل همان طالبان دادند.
کار آمریکا در صد سال اخیر همین بوده و حالا هم، اگرچه ممکن است مادورو هر آنچه ترامپ میگوید باشد ولی هدف ترامپ برای از بردن او چیه؟
آوردن یک پاپت و یک بله قربانگو و اجازه دادن برای غارت منابع ، از جمله نفت.
هائیتی از کشورهای همان منطقه، بعد از دو کودتا، توسط بیل کلینتون و رئیس جمهورهای قبلی و بعد از زلزله سال ۲۰۱۰ و آلوده کردن مردم به کلرا « وبا» توسط افراد سازمان ملل، دیگر کمر راست نکرده و حالا دیگر آن کشور را با نام جنگ داخلی، کنار گذاشتند تا هر چه میتوانند همدیگر را بکشند و منابعش را هم آمریکا و کانادا غارت میکنند و اتباع شان را هم از آمریکا و کانادا دیپورت میکنند.
این زن و شازده هم که تصویرشان در زیر آمده، به خوبی همدیگر را پیدا کرده اند، فرقی با جولانی ندارند. هر دو پاپت و مزدور اسرائیل هستند.
قابل توجه است که ترامپ، از این زن، در حرفهایش بعنوان جایگزین مادورو صحبت کرده ولی، هیچوقت، هیچوقت از شازده صحبتی بر زبان نیاورده، چرا؟
چون میداند که حتی شازده به اندازه جولانی و این زن « ماچادو، »عرضه هیچ کار دیگر ندارد غیر از ۴۷ سال زندگی انگلی…
شایسته الهامی
یکی از دلایل لاس زدن های مش دونالد با مش پوتین
تقسیم جهان است:
اوکراین به روسیه
و
ونزوئلا به امریکا
ج خ چین
در سیاست خارجی
بیطرف و تماشاچی است
به همین دلیل
دونالد و شرکاء
با چینی ها حال نمی کنند و برای شان فرش قرمز پهن نمی کنند
ایران چرا سوریه را رها کرد؟
«فاطمه صمادی»، کارشناس ارشد مسائل ایران در مرکز پژوهشهای الجزیره، در مورد واکنش ایران هنگام سقوط سوریه گفت:
«تحول جدید این است که سوریه بسیار پرهزینه شده بود.
مشخصاً اسد برای ایران بسیار پرهزینه شده بود و به یک سرمایهگذاری زیانده به شکل بزرگی تبدیل شده بود.
برای همین، من تمایل دارم بگویم که ایران، اسد را رها کرد یا دیگر اصراری بر ماندن او نداشت.»
او در بخشی از صحبتش در پادکست «اثیر» وابسته به شبکه الجزیره گفت:
«با دخالت یکی از کشورهای خلیج فارس که به بشار اسد وعدههای بسیار بزرگی در این زمینه داد، یعنی وعده بازسازی به او داد، وعده تثبیت حکومتش را داد و همین هم اتفاق افتاد؛ کمکم، حتی فرماندهانی که روابط مستحکمی با ایران داشتند عوض شدند و به جای آنهاو فرماندهانی گماشته شدند که تمایل به کشورهای خلیج فارس داشتند؛ در ارتش و جاهای دیگر»
اسکندر
اسکندر و منابع و منابرش
الجزیره یکی از منابر امپریالیستی است
تنها لاشخوری که در سوربه باند چاقوکش نداشت
کفتارها و کرکس های کویر بودند.
کدام دولت عربی به اسد وعده بازسازی داده است؟
اسد که خر نبوده است.
امپریالیسم و صهیونیسم و پان ترکیسم و پان عربیسم
پس از تجزیه و تقسیم و تخریب همه جانبه سوریه
سران نظامی آن کشور را تحت فشار مادی و مالی و فکری وفیزیکی قرار دادند و به بیطرفی راندند
در نتیجه
ارتش سوریه
مقاومتی از خود نشان داد
مثل ارتش ایران شاهنشاهی منفعل ماند و لاشخورها به آسانی به قدرت رسیدند.
روسیه هم برای تمرین و تدارک حمله به اوکراین به عملیات خرابکارانه در سوریه دست زده بود
روسیه
سوریه را به روز چچستان انداخت
جنگ برای اولیگارشیسم روس و امپریالیسم
نوشدارو ست
پوتین به مدد جنگ
توانسته حاکمیت طبقاتی اولیگارش ها را حفظ و تحکیم کند
و
خطر احیای سوسیالیسم را
خنثی کند
اسد هم پس از مشاهده اوضاع فرار را بر قرار ترجیح داده است
حای اردوگااه سوسیالیستی در جهان خالی است
بیدار شیم علیه کودتای مافیای مالی
پ.ن:
در ایران یک مدل اقتصاد - مالی راست نولبیرالی حاکم است که با جهان گرایان همکاری میکند.اصولا کنترل و سیاست ارز و تورم از وظایف بانک مرکزی است، خصوصی سازی بانک مرکزی یعنی دولت هیچ حقوق و وظایفی در مقابل ملت ایران نداره، بانک مرکزی خود یک قدرت جداگانه است که مطیع دولت ایران نیست ، بلکه زیرکنترل بانک مرکزی آمریکا یعنی فدرال رزو سیستم است.
به همین علت پزشکیان داد و فریاد میزند که او هیچ کاره است.یعنی او هیچ اهرم کنترل نداره.همین پزشکیان بود که خواستار کوچک کردن دولت بود،یعنی کوتاه کردن دست دولت از عرصه اقتصادی - مالی تا حداقل و واگذاری وظایف دولت به بخش خصوصی.
همین مشکل را امروز ترامپ در آمریکا داره،
دوستان چکار باید کرد؟
والستانی.ا
کودتای مافیای مالی؟
اولیگارشی مالی (سرمایه بانکی)
مهم ترنی قشر بورژوازی امپریالیستی است که افسار اقشار دیگرش را در دست دارد (لنین)
محبویت و اهمیت عزرائیل به دلیل نفوذ عمیق و عظیم بورژوازی مالی ویا بانکی است که از صهیونیست ها هستند
سرمایه مالی
از هر اب گلالودی ماهی می گیرد
نقش بی ثبات سازی عزرائیل هم در رابطه با منافع سرمایه مالی است که سرمایه نظامی و صنعتی و ساختمانی و کشاورزی و غیره تابع آنند
پروردگار همه سران دول امپریالیستی
سرمایه مالکی ویا بانکی است
از ماکرون تا مرتس
عدالت در ج اسلامی یک واژه غلط است
منیژه
چرا و به چه عدالت واژه غلطی است؟
درستش چیست؟
اصلا منظور از عدالت چیست؟
اتفاقا علمی ترین و دیالک تیکی ترین تعریف از ظبم و عدل
را
کریم در قرآنش عرضه کرده است
آنهم قرن ها قبل از کشف مفهوم استثمار توسط مارکس
منظور منیژه نه واژه عدالت، بلکه مفهوم عدالت است
تفاوت واژه با مفهوم چیست؟
ماهیت طبقاتی و فرماسیونی ـ اقتضادی ج. اسلامی چیست؟
ج. اسلامی مگر بدتر از ط. طبقاتی دیگر است؟
هم در ارتش زلنسکی مزدوران خارجی شرکت دارند و هم در ارتش پوتین. .
فقرا و فاشیست ها و پوچی گرایان از اقصا نقاط جهان برای امرار معاش خونین و یا برای «طغبان علیه پوچی» به جبهه های جنگ می ایند و می کشند و کشته می شوند.
یکی از شهدای ارتش پوتین
پسر یکی از سران سازمان سیا بود که پوتین شخصا به خانواده اش «تبریک و تسلیت» گفت
پوتین کمترین تفاوت طبقاتی با زلنسکی ندارد
هر دو نوکر اولیگارش های کشور خود هستند و خودشان هم چه بسا اولیگارش اند
مادر زلنسکی در خارج از اوکراین قصر مجللی دارد و زلنسکی حساب های بانکی در پاناما و عزرائیل و غیره دارد
پوتین قصر محللی در روسیه دارد که افشا شده است و زنش در قصری مجلل در سوئیس با مادر و پدری و غیره اش زندگی می کند
هر دو مرتجعند
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر