انتقاداتی از هانا آرندت
مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی
گاربزن
سال ۲۰۲۰
نشر انجمن دیالک تیک
(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)
(Hertzstrasse 39
30827 Garbsen)
Erinnyen
Zeitschrift für materialistische Ethik
برگردان
شین میم شین
تقدم فهم بر عقل در قاموس هانا آرندت
ادامه
درنگی در دعاوی ایمانوئل کانت راجع به فهم و خرد، پذیرش دربست آنها توسط بودو گاسمن و غفلت او از مارکسیسم.
۲
معنی خرد (عقل) و ایده های مربوطه در اثر کانت تحت عنوان «نقد خرد محض» مطرح و مورد استفاده قرار داده شده اند.
کانت در این اثر خود می نویسد:
«همه معارف ما از حواس ما بر می خیزند و به فهم می روند و در خرد (عقل) خاتمه می یابند که بالاتر از آن برای حلاجی مواد حاصل از مشاهدات و بردن آن به زیر عالی ترین وحدت تفکر، در ما یافت نمی شود.»
(ایمانوئل کانت، «نقد خرد محض»، ص ۳۳۸، ب ۳۵۵)
بودو گاسمن
ما این جمله کانت را نخست به اجزای آن تجزیه و سپس جزء به جزء تحلیل کارکسیستی ـ لنینیستی می کنیم:
۱
«همه معارف ما از حواس ما بر می خیزند و به فهم می روند و در خرد (عقل) خاتمه می یابند که بالاتر از آن برای حلاجی مواد حاصل از مشاهدات و بردن آن به زیر عالی ترین وحدت تفکر، در ما یافت نمی شود.»
۱
کانت به سبب گرفتاری در منجلاب ایدئالیسم ذهنی دست به خیال بافی تجربی می زند:
همانطور که آدمیان برای رسیدن از طبقه عمارتی به طبقه بالاتر از پله اول بالا می روند و به خانه مسکونی خود می رسند، «همه معارف ما از حواس ما بر می خیزند و به فهم می روند.»
۲
فهم در قاموس کانت، پلکانی بالاتر از پلکان حواس و در واقع شناخت حسی است.
۳
کانت سیگنال های حسی را، یعنی سیگنال هایی را توسط حواس پنجگانه به مغز ارسال می شوند، معارف (شناخت های) ما می نامد.
۴
مثال:
طفلی ناقص العقل دست به بخاری می زند و دستش می سوزد.
اما هنوز مغز اندیشنده ای تشکیل نیافته است تا سیگنال مربوطه را حلاجی کند و به شناخت (معرفت) بخاری نایل آید.
یعنی
دیالک تیک حسی و عقلی قوام یابد و ضمنا به توصیه و دستور عقل اندیشنده دیگر دست به بخاری نزند.
۵
تنها شناخت حسی حاصله برای طفل نافص العقل واکنش پسیکولوژیکی (روانی) ـ غریزی است:
ترس از بخاری است.
لولو تصور کردن بخاری است.
۶
کانت نمی گوید که وقتی «سیگنال های حسی و نه «همه معارف ما» توسط حواس ما به مغز و نه به فهم می روند»، چه می شود؟
۷
انگار در قاموس کانت، حواس پنجگانه ما منبع و سرچشمه معارف ما هستند.
۸
یعنی
معارف ما ساخته و پرداخته از چشم و گوش و غیره به اراده خودشان فقط نقل مکان می کنند:
از حواس پنجگانه به فهم می روند.
پله عوض می کنند:
دست نخورده از پله حواس به پله فهم می روند
«و در خرد (عقل) خاتمه می یابند.»
۹
خرد دیگر چیست که معارف (سیگنال های حسی) در آن خاتمه یابند؟
سیگنال های حسی مگربه فهم کذایی نرفته اند؟
از خرد که حرفی در بین نبوده است.
۱۰
خرد در قاموس کانت، پلکانی بالاتر از پلکان فهم حتی نیست.
معلوم نیست که چیست؟
۱۱
کانت همینقدر می داند و می داناند «که بالاتر از آن برای حلاجی مواد حاصل از مشاهدات و بردن آن به زیر عالی ترین وحدت تفکر، در ما یافت نمی شود.»
۱۲
اگر به قول پیشاپیش کانت، «همه معارف ما از حواس ما بر می خیزند و به فهم می روند»، پس «حلاجی مواد حاصل از مشاهدات» برای چیست؟
۱۳
مگر هدف از «حلاجی مواد حاصل از مشاهدات»، معرفت و یا شناخت آنها نیست؟
مگر حواس ما به قول کانت،
همه کاره قدر قدرتی نیستند و اصلا کمترین نیازی به فهم و عقل ندارند؟
۱۴
بودو گاسمن به تخیلات کانت، انتظام تئوریکی ـ منطقی سوبژکتیو می بخشد:
«عالی ترین وحدت تفکر که عاری از تناقضات است، از مفاهیم فهم نیست.»
یعنی
سؤالات ما اصلا به ذهنش نمی رسند تا به عوض توجیه تخیلات کانت، آنها را زیر ذره بین تحلیل مارکسیستی قرار دهد.
در نتیجه می نویسد:
«برای اینکه فهم مرتبط با موضوعات تجربی (امپیریکی) است که فهم با فرم های محض مشاهده، زمان و مکان و مقولات محض آن، مثلا مقولات علت و معلول می شناسد.
فهم اما وحدت تفکر را نمی شناسد.»
این حرف های بودو گاسمن، چیزی جز تلاش مذبوحانه برای توجیه تخیلات کانت نیستند.
۱۵
اگر بودو گاسمن از دیالک تیک حسی و عقلی خبر می داشت، نیازی به این زحمات توجیهی بی پایه و اساس نداشت.
حسی و عقلی
(سنسوئال و راسیونال)
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14897
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر