Paul Martin Lester
پل مارتین لستر
(۱۹۵۳ ـ ۲۰۲۳)
ذهن و عکاسی
اثر پل مارتین لستر
ترجمه زانیار بلوری
درنگی
از
شین میم شین
![]()
پل مارتین لستر
استاد ارتباطات در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا
۲۸
نیروی بیداری ات را با ممارست بسط بده.
لحظه های ساتوری همواره رخ می دهد.
۱
ساتوری در واقع بازگشت به موقعیت اصلی و ابتدایی وجود است.
ساتوری را نمیتوان در طبقهبندیهای مفهومی و زبانی جا داد.
نمیتوان ساتوری را آموخت، دریافت کرد یا انتقال داد.
باید خود فرد آن را تجربه کند و استاد فقط کمک میکند.
۱
ساتوری در واقع بازگشت به موقعیت اصلی و ابتدایی وجود است.
همانطور که ذکرش گذشت،
ایدئآل و آرمان و آرزوی حریف یاتکی و مترجم و ناشر ایرانی
ساتوری است:
«بازگشت به موقعیت اصلی و ابتدایی وجود» است.
موقعیت و شرایطی قبل از تشکیل حتی نطفه.
چنین موقعیت و شرایطی فقط می تواند چیزی ایراسیونال (ضد عقلی) و ایرئال (ضد واقعی) باشد.
حضرات حتی از فقهای اسلام عقب مانده تر اند.
چون فقهای اسلام
آنقدر خر نیستند تا از «بازگشت به موقعیت اصلی و ابتدایی وجود» ایدئال و آرمان و آرزو بسازند.
کریم در قرآنش از خرافه عالم الست برای اثبات توحید فطری به هر مصیبتی بهره برمی گیرد:
به زعم کریم، آحاد بشری در عالم الست و یا ذر به سؤال خدا که آیا من هستم، جواب مثبت داده اند.
یعنی
به وجود خدا اقرار کرده اند.
کریم از این ادعای ضد عقلی (ایراسیونال) و ضد واقعی (ایرئال) خود، نتیجه می گیرد که همه انسان ها بدون استثناء به خدا قول داده اند (با خدا عهد و پیمان بسته اند) که او را بپرستند.
irreal
(ایرئال)یعنی
ضد واقعی.
irrational
(ایراسیونال)
یعنی
ضد عقلی.
کریم بر مبنای این ادعای واهی و خرافی (ضد واقعی و ضد عقلی) ادعا می کند که هر کس به عهد روز الست وفا نکند، یعنی کفر ورزد، بیدادگر و ظالم و ستمگر است.
بیدادگر از دید کریم کسی است که از دیالک تیک داد و ستد تخطی کند:
داد در خور به ستدی که از خدا دریافت کرده، ندهد.
بیداد از دید کریم = ستد بدون داد درخور
چیزی را از کسی بگیری.
ولی در عوض آن چیز و به ازای آن چیز، چیزی به او ندهی.
بیدادگر کسی است که به وعده ای که در عالم ذر و یا روز الست به خدا داده، وفا نکند.
این تعریف از بیداد در سراسر قرآن بارها و بارها تکرار می شود.
مراجعه کنید
به
قرآن کریم از دیدی دیگر
https://hadgarie.blogspot.com/2026/10/blog-post_395.html ۲
ساتوری را نمیتوان در طبقهبندیهای مفهومی و زبانی جا داد.
طبقه بندی های مفهومی؟
من ـ زور حریف احتمالا این است که ساتوری واژه ای بی مفهوم است.
فرم محض است.
ظرفی بی مظروف است.
برای اینکه واژه و یا کلمه محتوایی دارد که مفهوم نامیده می شود.
دیالک تیک کلمه و مفهوم
فرمی از دیالک تیک فرم و محتوا (ظرف و مظروف) است.
۳
نمیتوان ساتوری را آموخت، دریافت کرد یا انتقال داد.
چیزی را می توان آموخت و تجربه کرد و یا انتقال داد، که وجود واقعی داشته باشد.
ساتوری و یا روز ویا عالم الست و ذر اصلا وجود نداشته اند.
ادعای محض اند.
ایرئال و ایراسیونال اند.
۴
باید خود فرد آن را تجربه کند و استاد فقط کمک میکند.
همین جمله حریف نشانه خریت او ست.
پیش شرط تجربه کردن چیزی، وجود مادی و عینی و مشخص و واقعی آن چیز است.
چیزی که فقط در خیال و وهم مدعی وجود داشته باشد، غیرقابل حس کردن و تجربه کردن است.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر