۱۴۰۵ مهر ۲۴, جمعه

درنگی در ذهن و عکاسی (۵۰)

   کتاب ذهن و عکاسی 

Paul Martin Lester  

پل مارتین لستر

(۱۹۵۳ ـ ۲۰۲۳)

ذهن و عکاسی

 اثر پل مارتین لستر 

ترجمه زانیار بلوری 

درنگی

از

شین میم شین

 

پل مارتین لستر

 استاد ارتباطات در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا 
 
۲۸
نیروی بیداری ات را با ممارست بسط بده.
لحظه های ساتوری همواره رخ می دهد. 
 
ساتوری
  ( Satori) 
به گشوده شدن جهانی نو می‌ماند در جان رهرو
  اندیشه منطقی را راهی به او نیست.
 
۱
ساتوری در واقع بازگشت به موقعیت اصلی و ابتدایی وجود است. 
ساتوری را نمی‌توان در طبقه‌بندی‌های مفهومی و زبانی جا داد.
 نمی‌توان ساتوری را آموخت، دریافت کرد یا انتقال داد. 
باید خود فرد آن را تجربه کند و استاد فقط کمک می‌کند.
 
 ۱
ساتوری در واقع بازگشت به موقعیت اصلی و ابتدایی وجود است.
 
همانطور که ذکرش گذشت،
ایدئآل و آرمان و آرزوی حریف یاتکی و مترجم و ناشر ایرانی
ساتوری است:
«بازگشت به موقعیت اصلی و ابتدایی وجود» است.
موقعیت و شرایطی قبل از تشکیل حتی نطفه.
 
چنین موقعیت و شرایطی فقط می تواند چیزی ایراسیونال (ضد عقلی) و ایرئال (ضد واقعی) باشد.

حضرات حتی از فقهای اسلام عقب مانده تر اند.
چون فقهای اسلام
آنقدر خر نیستند تا  از «بازگشت به موقعیت اصلی و ابتدایی وجود» ایدئال و آرمان و آرزو بسازند.

کریم در قرآنش از خرافه عالم الست برای اثبات توحید فطری به هر مصیبتی بهره برمی گیرد:
به زعم کریم، آحاد بشری در عالم الست و یا ذر به سؤال خدا که آیا من هستم، جواب مثبت داده اند.
یعنی
به وجود خدا اقرار کرده اند.
 
کریم از این ادعای ضد عقلی (ایراسیونال) و ضد واقعی (ایرئال) خود، نتیجه می گیرد که همه انسان ها بدون استثناء به خدا قول داده اند (با خدا عهد و پیمان بسته اند) که او را بپرستند.

irreal

(ایرئال)
یعنی
ضد واقعی.
 
irrational
(ایراسیونال)  
یعنی
ضد عقلی.
 
کریم بر مبنای این ادعای واهی و خرافی (ضد واقعی و ضد عقلی) ادعا می کند که هر کس به عهد روز الست وفا نکند، یعنی کفر ورزد، بیدادگر و ظالم و ستمگر است.
 
بیدادگر از دید کریم کسی است که از دیالک تیک داد و ستد تخطی کند:
داد در خور به ستدی که از خدا دریافت کرده، ندهد.
 
بیداد از دید کریم = ستد بدون داد درخور
چیزی را از کسی بگیری.
ولی در عوض آن چیز و به ازای آن چیز، چیزی به او ندهی.

بیدادگر کسی است که به وعده ای که در عالم ذر و یا روز الست به خدا داده، وفا نکند.
 
این تعریف از بیداد در سراسر قرآن بارها و بارها تکرار می شود.
 
مراجعه کنید
به

قرآن کریم از دیدی دیگر 

https://hadgarie.blogspot.com/2026/10/blog-post_395.html
 
۲
ساتوری را نمی‌توان در طبقه‌بندی‌های مفهومی و زبانی جا داد.
 
طبقه بندی های مفهومی؟
من ـ زور حریف  احتمالا این است که ساتوری واژه ای بی مفهوم است.
فرم محض است.
ظرفی بی مظروف است.
 
برای اینکه واژه و یا کلمه محتوایی دارد که مفهوم نامیده می شود.
دیالک تیک کلمه و مفهوم
 فرمی از دیالک تیک فرم و محتوا (ظرف و مظروف) است.
 
۳
 نمی‌توان ساتوری را آموخت، دریافت کرد یا انتقال داد. 
 
چیزی را می توان آموخت و تجربه کرد و یا انتقال داد، که وجود واقعی داشته باشد.
 
ساتوری و یا روز ویا عالم الست و ذر اصلا وجود نداشته اند.
ادعای محض اند.
ایرئال و ایراسیونال اند. 

۴
باید خود فرد آن را تجربه کند و استاد فقط کمک می‌کند.
 
همین جمله حریف نشانه خریت او ست.
پیش شرط تجربه کردن چیزی، وجود مادی و عینی و مشخص و  واقعی آن چیز است.
چیزی که فقط در خیال و وهم مدعی وجود داشته باشد، غیرقابل  حس کردن و تجربه کردن است.

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر