۱۴۰۵ آبان ۱۴, پنجشنبه

تحلیل مارکسیستی رباعیات خیام و یا خیامی نیشابوری (۶)

 

 رباعیات خیام 

 

تحلیلی

از

شین میم شین
 
۴

گر مِی نخوری طعنه مزن مستان را

بنیاد مکَن تو حیله و دستان را

تو غره بدان مشو که مِی می‌نخوری

صد لقمه خوری که مِی غلام است آن را

این شعر به اهمیت دوری از قضاوت و انتقاد نسبت به دیگران اشاره دارد. 
شاعر می‌گوید که اگر خود شراب نمی‌نوشی، حق نداری به مستان طعنه بزنی. همچنین هشدار می‌دهد که نباید به می نخوردن و عدم گناه مستی غره و مغرور باشی چون تو صدها لغمه (لقمه) حرام و گناه آلود میخوری که می و شراب پیش آن گناه کوچکیست.
گنجور
 
همانطور که گفته شد:
  این رباعی باید تجزیه و بعد تحلیل  شود تا محتوای ارتجاعی، ضد عقلی، ضد علمی، ضد منطقی  و ضد تجربی آن  اثبات شود:
 
۱

گر مِی نخوری طعنه مزن مستان را

انتقاد از میخواران و خلافکاران از هر نوع، بی اعتنا به میخواری و خلافکاری منتقد، قابل استقبال است و نباید سرکوب شود.

انتقاد میخواره از میخواری و میخواران فرمی از انتقاد از خود است.
فرق هم نمی کند که خود او قادر به غلبه بر اعتیاد خویش باشد و یا نباشد.

محتوای انتقاد را مهر و محبت به همنوع و جامعه و همبود (اجتماع) و خویشتن خویش تشکیل می دهد.

انتقاد هسته پسته مهر و عشق و علاقه است.
انتقاد نشانه هومانیسم (یشر دوستی) است.
 
کسی از دشمن خود انتقاد نمی کند و می گذارد که معایبش را با خود به گور ببرد.
 
۲

بنیاد مکَن تو حیله و دستان را

شاعر بدبخت و بیسواد این رباعی
انتقاد از میخواران را مکر و حیله و نیرنگ قلمداد می کند.
 
سؤال این است که چرا و به چه دلیل؟
 
انتقاد از همنوع بی اعتنا به خود منتقد و کردوکار منتقد، کار مثبتی است.
در حالیکه مکر و حیله و نیرنگ امری منفی است.
 
دلیل شاعر این رباعی در دو بیت بعدی است:

تو غره بدان مشو که مِی می‌نخوری

صد لقمه خوری که مِی غلام است آن را

چون منتقد میخواری خودش لقمه حرام می خورد، مثلا رشوه می گیرد و مال یتیم می خورد و غیره ، پس نباید انتقاد کند.

کسی که چنین استدلال کند، بی اعتنا به محتوای عینی انتقاد است.
 
این بدان معنی است که متد فکری شاعر این رباعی، خواه خیام باشد و خواه خیامی،
سوبژکتیویستی است و نه حتی اوبژکتیویستی، چه رسد به اینکه دیالک تیکی باشد.
 
سوبژکتیویسم
یکی از مکاتب معرفتی ارتجاعی است که کماکان رواج جهانگیر دارد.
محتوای همه رسانه ها را لاطائلات سوبژکت های سیاسی و غیره تشکیل می دهد:
ترامپ چه گفت.
ترامپ چه کرد.
...
 
۳

تو غره بدان مشو که مِی می‌نخوری

صد لقمه خوری که مِی غلام است آن را

اولا کسی که به هر دلیلی مشروبات الکلی  نمی خورد، چرا نباید خوشحال و خودخشنود باشد؟

ثانیا
خوردن لقمه بدتر از می، مثلا استثمار همنوع و غصب دار و ندارش و یا رابطه جنسی با زن و بچه اش نیز قابل انتقاد علمی و انقلابی است و ربطی به انتقاد از میخواری و غیره ندارد.

ثالثا
کسی که می می خورد، حتما نباید لقمه حرام نخورد.
 
رابعا
در زمان شاعر این رباعی همان مذهبی که نهی از میخوارگی می کند، همان مذهبی است که نهی از خوردن لقمه حرام هم می کند.
 
یعنی
شاعر این رباعی از موضعی مذهبی به انتقاد از منتقد میخواری می پردازد.
 
یعنی
این اشعار انتقادی سطحی و چپ نمایانه و ضد مذهبی 
ماهیتا مذهبی اند.

در نتیجه شاعر رباعی خودش «بنیاد می کَند مکر و حیله و دستان را.»
 
ادامه دارد.

قرآن کریم از دیدی دیگر سوره توبه (التوبة) (۶۲۳)


 ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

﴿اشْتَرَوْا بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَصَدُّوا عَن سَبِيلِهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾
[ التوبة: ۹]

آيات خدا را به بهاى اندك فروختند و مردم را از راه خدا باز داشتند و بد كارى كردند.

منظور کریم در این آیه، ظاهرا این است که مشرکین بر آیات خدا در بازار چوب حراج زده اند و به بهای ناچیز فروخته اند.
واقعا؟
 
مگر آیات خدا کالا بوده اند که خرید و فروش شوند؟
مشرکین ضمنا مردم را  از رفتن به راه خدا بازداشته اند.
ظاهرا جلوی مردم را از رفتن به مسجد الحرام گرفته اند.
کاری که از دید کریم، مذموم بوده است.
 
اختلاف مسلمین با مشرکین ظاهرا در تبدیل بتکده کعبه به خانه خدا و دور افکندن بت ها بوده است.
تبدیل بتخانه کعبه به بیت الله.

﴿لَا يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً ۚ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ﴾
[ التوبة: ۱۰]

عهد و سوگند و خويشاوندى هيچ مؤمنى را رعايت نمى‌كنند و مردمى تجاوزكارند.

 
کریم 
در این آیه، به معرفی مشرکین می پردازد:
عدم اعتنا به عهد و پیمانی که با مؤمنین بسته اند و تجاوز به حقوق شان.
کریم 
در این آیه،  از موضع ضعف مسلمین حرف می زند.

ادامه دارد.