رباعیات خیام
تحلیلی
از
شین میم شین
۴
گر مِی نخوری طعنه مزن مستان را
بنیاد مکَن تو حیله و دستان را
تو غره بدان مشو که مِی مینخوری
صد لقمه خوری که مِی غلام است آن را
شاعر
میگوید که اگر خود شراب نمینوشی، حق نداری به مستان طعنه بزنی. همچنین
هشدار میدهد که نباید به می نخوردن و عدم گناه مستی غره و مغرور باشی چون
تو صدها لغمه (لقمه) حرام و گناه آلود میخوری که می و شراب پیش آن گناه کوچکیست.
گنجور
همانطور که گفته شد:
این رباعی باید تجزیه و بعد تحلیل شود تا محتوای ارتجاعی، ضد عقلی، ضد علمی، ضد منطقی و ضد تجربی آن اثبات شود:
۱
گر مِی نخوری طعنه مزن مستان را
انتقاد میخواره از میخواری و میخواران فرمی از انتقاد از خود است.
فرق هم نمی کند که خود او قادر به غلبه بر اعتیاد خویش باشد و یا نباشد.
محتوای انتقاد را مهر و محبت به همنوع و جامعه و همبود (اجتماع) و خویشتن خویش تشکیل می دهد.
انتقاد هسته پسته مهر و عشق و علاقه است.
انتقاد نشانه هومانیسم (یشر دوستی) است.
کسی از دشمن خود انتقاد نمی کند و می گذارد که معایبش را با خود به گور ببرد.
۲
بنیاد مکَن تو حیله و دستان را
شاعر بدبخت و بیسواد این رباعی
انتقاد از میخواران را مکر و حیله و نیرنگ قلمداد می کند.
سؤال این است که چرا و به چه دلیل؟
انتقاد از همنوع بی اعتنا به خود منتقد و کردوکار منتقد، کار مثبتی است.
در حالیکه مکر و حیله و نیرنگ امری منفی است.
دلیل شاعر این رباعی در دو بیت بعدی است:
تو غره بدان مشو که مِی مینخوری
صد لقمه خوری که مِی غلام است آن را
کسی که چنین استدلال کند، بی اعتنا به محتوای عینی انتقاد است.
این بدان معنی است که متد فکری شاعر این رباعی، خواه خیام باشد و خواه خیامی،
سوبژکتیویستی است و نه حتی اوبژکتیویستی، چه رسد به اینکه دیالک تیکی باشد.
سوبژکتیویسم
یکی از مکاتب معرفتی ارتجاعی است که کماکان رواج جهانگیر دارد.
محتوای همه رسانه ها را لاطائلات سوبژکت های سیاسی و غیره تشکیل می دهد:
ترامپ چه گفت.
ترامپ چه کرد.
...
۳
تو غره بدان مشو که مِی مینخوری
صد لقمه خوری که مِی غلام است آن را
ثانیا
خوردن لقمه بدتر از می، مثلا استثمار همنوع و غصب دار و ندارش و یا رابطه جنسی با زن و بچه اش نیز قابل انتقاد علمی و انقلابی است و ربطی به انتقاد از میخواری و غیره ندارد.
ثالثا
کسی که می می خورد، حتما نباید لقمه حرام نخورد.
رابعا
در زمان شاعر این رباعی همان مذهبی که نهی از میخوارگی می کند، همان مذهبی است که نهی از خوردن لقمه حرام هم می کند.
یعنی
شاعر این رباعی از موضعی مذهبی به انتقاد از منتقد میخواری می پردازد.
یعنی
این اشعار انتقادی سطحی و چپ نمایانه و ضد مذهبی
ماهیتا مذهبی اند.
در نتیجه شاعر رباعی خودش «بنیاد می کَند مکر و حیله و دستان را.»
ادامه دارد.