تحلیلی
از
شین میم شین

مهره سرخ
بسیار قصه ها که به پایان رسید و باز
غمگین کلاغ پیر، ره آشیان نجست
اما هنوز در تک این شام، می پرد
پرسان و پی کننده ی هر قصه از نخست
دل دل زنان ستاره خونین شامگاه
در ابر می چکید
سیمرغ ابرها
می رفت تا بمیرد در آشیان شب
پهلو شکافته
سهراب
روی خاک
می سوخت، می گداخت
در شعله های تب
آوا اگر که بود تک شیهه بود،
شوم
ز یک اسب بی سوار
و آهنگ گام های گریزنده ای ز دشت
آغاز نا شده
پایان ناگزیرش
را
می خواست، سرگذشت
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر