۱۴۰۵ آبان ۱۲, سه‌شنبه

تحلیل مارکسیستی رباعیات خیام و یا خیامی نیشابوری (۵)

 

 رباعیات خیام 

 

تحلیلی

از

شین میم شین
 
۴

گر مِی نخوری طعنه مزن مستان را

بنیاد مکَن تو حیله و دستان را

تو غره بدان مشو که مِی می‌نخوری

صد لقمه خوری که مِی غلام است آن را

این شعر به اهمیت دوری از قضاوت و انتقاد نسبت به دیگران اشاره دارد. 
شاعر می‌گوید که اگر خود شراب نمی‌نوشی، حق نداری به مستان طعنه بزنی. همچنین هشدار می‌دهد که نباید به می نخوردن و عدم گناه مستی غره و مغرور باشی چون تو صدها لغمه (لقمه) حرام و گناه آلود میخوری که می و شراب پیش آن گناه کوچکیست.
گنجور
 
شاعر این رباعی 
به انتقاد بیشرمانه و واپسگرایانه از منتقدین میخواری بالاخص و منتقدین  اجتماعی و منتقدین از خود بالاعم می پردازد.
 
ضمنا
خرمن احسنت و مرحیابی لاشخوران بی شرم و مرتجع را درو می کند.
 
خیام دانشمند 
اصولا و اساسا 
نباید مخالف انتقاد و انتقاد از خود باشد.
کسب و کار دانشمندان انتقاد است و بس.
حتی محتوای بخش مهمی از رباعیات خیام و یا خایمی
مبتنی بر انتقاد و انتقاد اجتماعی اند که خواهیم دید.
 
انتقاد ستیزی کثیف ترین کاری است که هر کس و به ویژه هر دانشمند می کند، چه رسد به اینکه یک حکیم و یا فیلسوف بکند.
 
مثال:
خیام ستاره شناس و ریاصی دان چه بسا نظرات منجمان دیگر و یا ریاضی دانان دیگر را نقد و تکمیل ویا تصحیح کرده است.
چرا انتقاد از دانشمندان دیگر باید مجاز باشد و انتقاد از میخواران که سلامتی خود را و حتی سلامتی جامعه را به خطر می اندازند، باید ممنوع باشد؟
 
ما باید این رباعی را تجزیه و بعد تحلیل کنیم و محتوای ارتجاعی، ضد عقلی، ضد علمی، ضد منطقی  و ضد تجربی آن را  اثبات کنیم:

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۵۳۹)

Der Denker 

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

   حکایت پنجم

 (ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.

 

یکی پیش دانای خلوت نشین

بنالید و بگریست، سر بر زمین،

 

که باری بر این رند ناپاک مست

دعا کن، که ما بی زبانیم و دست

 

دمی سوزناک از دلی با خبر

قوی تر که هفتاد تیغ و تبر

معنی تحت اللفظی:

حریفی که زورش به شاهزاده نمی رسید، پیش گوشه نشین علامه رفت و از او خواست که در حق شاهزاده رند و ناپاک و مست دعا کند.

دلیلش این بود که نفس سوزناکی مؤثرتر از هفتاد تیغ و تبر است.

 
۱

یکی پیش دانای خلوت نشین

بنالید و بگریست، سر بر زمین،

 

که باری بر این رند ناپاک مست

دعا کن، که ما بی زبانیم و دست
 

 

همانطور که گفته شد،

هم سعدی به قدرت توده واقف است و هم حافظ:

 

(دکتر حسین رزمجو: بوستان سعدی، ص ۲۷.)

نبینی که چون با هم آیند مور

ز شیران جنگی بر آرند شور؟

معنی تحت اللفظی:

همانطور که مورچه ها در صورت همستی می توانند شیر شرزه را به زانو در اندازند، توده هم اگر متحد شود، طبقات حاکمه را به زانو در می آورد.

 

در این بیت شعر، متد فکری سعدی عرض اندام می کند:

سعدی برای اثبات نظر و اندیشه ای از طبیعت مثال می آورد:

یعنی پدیده های طبیعتی را جامعتی می کند.

Three quarter length studio photo showing Darwin's characteristic large forehead and bushy eyebrows with deep set eyes, pug nose and mouth set in a determined look. He is bald on top, with dark hair and long side whiskers but no beard or moustache. His jacket is dark, with very wide lapels, and his trousers are a light check pattern. His shirt has an upright wing collar, and his cravat is tucked into his waistcoat which is a light fine checked pattern.

چارلز رابرت داروین 

 ( ۱۲ فوریهٔ ۱۸۰۹ – ۱۹ آوریل ۱۸۸۲)  

طبیعت‌شناس، زمین‌شناس و زیست‌شناس انگلیسی بود که به‌طور گسترده به‌خاطر سهم خود در زیست‌شناسی فرگشتی شناخته می‌شود.

او نظریه‌ای مطرح کرد که بر اساس آن، همهٔ گونه‌های جانداران دارای نیای مشترک هستند.

 امروزه این نظریه در میان دانشمندان پذیرفته شده است و یکی از مفاهیم بنیادی زیست‌شناسی به‌شمار می‌آید.

 داروین همراه با آلفرد راسل والاس، نظریهٔ خود را مطرح کرد؛ مبنی بر اینکه این تبارزایی فرگشت نتیجه فرآیندی به نام انتخاب طبیعی بوده است که در آن، جدال برای بقا اثری مشابه انتخاب مصنوعی در زادگیری گزینشی دارد.

 داروین یکی از تأثیرگذارترین شخصیت‌های تاریخ بشر توصیف شده و پس از مرگ با خاک‌سپاری در کلیسای وست‌مینستر مفتخر شد.

ویکی پیدیا

 

عکس این هم امکان پذیر است:

ناتورالیزه (طبیعتی کردن) مسائل و پدیده های جامعتی.

کاری که چالز داروین و به ویژه سوسیال ـ داروینیسم و نئو داروینیسم کرده است:

آنها تغذیه حیوانات از نباتات و حیوانات دیگر را مبارزه طبقاتی بین موجودات قلمداد کرده اند که نعمت بی نظیری برای ایده ئولوژی بورژوازی بوده است:

توجیه استثمار اربابان از برده ها و رعایا و پرولتاریا با توسل به طبیعت.

 

چنین کردوکارهایی ارزش علمی و عقلی و منطقی ندارند.

ولی به درد عوامفریبی خورده اند و می خورند.

 

مفاهیم جامعتی

 فقط به درد درک و توضیح پدیده های جامعتی می خورند.

مفاهیم بیولوژیکی

هم فقط به درد درک و توضیح  پدیده های طبیعتی می خورند.

با چرخ خیاطی فقط می توان دوخت و دوز کرد.

ولی نمی توان زمین را شخم زد، کشت و زرع کرد و یا پخت و پز کرد.

در طبیعت طبقات اجتماعی وجود ندارند تا مبارزه طبقاتی هم وجود داشته باشد.

طبقات اجتماعی

در جامعه پدید آمده اند.

نژاد های طبیعتی به طبقات اجتماعی تبدیل شده اند.

 

سوسیال ـ داروینیسم

 

۱

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18154

 

۲

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/18162

 

پایان

 


ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (س) سوسیالیسم و کمونیسم اوتوپیکی (۴)

https://www.philosophicum.com/fileadmin/_processed_/9/8/csm_R2007-Winfried-Schr%C3%B6der_47eb058f64.jpg

 

پروفسور دکتر وینفرید شرودر

(۱۹۵۶ ـ ۲۰۲۲)

برگردان

 شین میم شین

 

ب

کامپانللا


 توماسو کامپانللا

 (۱۵۶۸ ـ ۱۶۳۹)

فیلسوف، شاعر، سیاستمدار ایتالیائی

طراح اوتوپی «دولت آفتاب» (۱۶۰۲)

اوتوپی «دولت آفتاب» بر اساس نقطه نظرهائی از منابع زیر طراحی شده است: 

سلطنت جهانی اسپانیا

کاتولیسیسم

سوسیالیسم

(نفی مالکیت خصوصی)

فلسفه دولت افلاطون

 (همبود زنان، حاکمیت دانایان، فلاسفه، جمهوری فرهیختگان )

 

۱

·    توماسو کامپانللا تصویر اوتوپیکی خود را راجع به دولت کمونیستی در کتابش تحت عنوان «دولت آفتاب» (۱۶۲۳ میلادی) مطرح می سازد.

 

۲

·    او نظریات خود را بر اساس تجارب حاصله ازمبارزات توده ای مردم در منطقه کالابرین ایتالیای جنوبی برای زندگی بهتر تدوین کرده است.

 

۳

·    توده های مردم این منطقه نه تنها از وضع اقتصادی وخیم در نقطه عطف قرن شانزدهم به هفدهم رنج می بردند، بلکه علاوه بر آن از سلطه اسپانیائی های حاکم در آن منطقه در عذاب بودند.

 

۴

·    کامپانللا که شخصا در قیام سال ۱۵۹۹ میلادی شرکت کرده بود و به بیست و هفت سال زندان محکوم شده بود، کتابش را در زندان نوشته است.

 

۵

·    به دلیل شرایط تاریخی خاص در ایتالیا، تصورات کامپانللا راجع به نظام کمونیستی، در جزئیات با تصورات توماس مور فرق دارند.

 

۶

·    کامپانللا فقط از کار در کشاورزی و کشتیرانی سخن می گوید و دولت مورد نظر او از سازمان آهنینی برخوردار است و ریاست کشور تجسمی از قوای اساسی نظام آسمانی است.

 


پ

وراس دالا

 

۱

·    وراس دآلا مهمترین نماینده کمونیسم اوتوپیکی در قرن هفدهم میلادی در فرانسه بوده است و کتابش را تحت عنوان «تاریخ سورامب ها» در سال های (۱۶۷۵ ـ ۱۶۷۹) منتشر کرده است.

 

۲

·    بخش اول این کتاب نخست در لندن به زبان انگلیسی منتشر شده است و اثر کامل در سال های (۱۶۷۷ ـ ۱۶۷۹) در پاریس.

 

۳

·    شکی نیست که در این دوره، هم «تاریخ سورامب ها» و هم اوتوپی های دیگر در فرانسه واکنشی برضد معضلات زیر بوده اند:

 

الف

·    بی سامانی مردم دهات

 

ب

·    رکود توسعه صنعتی

پ

·    عواقب وخیم سیاست جنگی لودویگ چهاردهم

 

ت

·    بیرون راندن هوگنوت ها از کشور بنا بر مصوبات نانت ۱۶۸۵ میلادی.

 

شب بارتولوموس

 (عروسی خون در پاریس)

در شب ۲۴ اوت سال ۱۵۷۲ آدمیرال گاسپار کولینی و دیگر رهبران هوگه نوت ها، همراه با هزاران نفر از همکیشان کاتولیک شان، به فرمان کاترین مدیسی قتل عام شدند.

آنها مهمانان عروسی هاینریش نوارا و مارگاریت فالوا بودند.

 

صلیب هوگه نوت ها

هوگه نوت عنوانی بوده است برای پروتستان های فرانسه که کالوینیست بوده اند.

 

۴

·    تفاوت نظریه  وراس دآلا راجع به نظام کمونیستی با نظریات قبلی دیگر عبارت از این است که او کمونیسم را به مثابه یک نظام عقلی تلقی می کند که با صفات طبیعی انسانها انطباق دارد.

 

۵

·    او توسعه معینی از همبود خانوادگی اولیه در راستای نظام کمونیستی را منطبق با اصول عقلی می بیند.

 

۶

·    در برنامه او کار در تعاونی های تولیدی کشاورزی و صنعتی از واحدهای ۱۰۰۰ نفره تشکیل می یابد، که اوسمازی نامیده می شوند.

 

۷

·    این نظر ظاهرا تحت تأثیر مانوفاکتورهای در حال رشد پدید آمده است.

 

۸

·    اوسمازی ها سرمشق برای فالانسترهای فوریه بوده اند.

 

۹

·    تصور   وراس دآلا از تشکیل جامعه کمونیستی و وظایف رئیس دولت در این جامعه تحت تأثیر اصول کولبرتی مربوط به اداره دولت و ساختار فئودالی ـ استبدادی بوده است.

 

ادامه دارد.