رباعیات خیام
تحلیلی
از
شین میم شین
۴
گر مِی نخوری طعنه مزن مستان را
بنیاد مکَن تو حیله و دستان را
تو غره بدان مشو که مِی مینخوری
صد لقمه خوری که مِی غلام است آن را
شاعر
میگوید که اگر خود شراب نمینوشی، حق نداری به مستان طعنه بزنی. همچنین
هشدار میدهد که نباید به می نخوردن و عدم گناه مستی غره و مغرور باشی چون
تو صدها لغمه (لقمه) حرام و گناه آلود میخوری که می و شراب پیش آن گناه کوچکیست.
گنجور
شاعر این رباعی
به انتقاد بیشرمانه و واپسگرایانه از منتقدین میخواری بالاخص و منتقدین اجتماعی و منتقدین از خود بالاعم می پردازد.
ضمنا
خرمن احسنت و مرحیابی لاشخوران بی شرم و مرتجع را درو می کند.
خیام دانشمند
اصولا و اساسا
نباید مخالف انتقاد و انتقاد از خود باشد.
کسب و کار دانشمندان انتقاد است و بس.
حتی محتوای بخش مهمی از رباعیات خیام و یا خایمی
مبتنی بر انتقاد و انتقاد اجتماعی اند که خواهیم دید.
انتقاد ستیزی کثیف ترین کاری است که هر کس و به ویژه هر دانشمند می کند، چه رسد به اینکه یک حکیم و یا فیلسوف بکند.
مثال:
خیام ستاره شناس و ریاصی دان چه بسا نظرات منجمان دیگر و یا ریاضی دانان دیگر را نقد و تکمیل ویا تصحیح کرده است.
چرا انتقاد از دانشمندان دیگر باید مجاز باشد و انتقاد از میخواران که سلامتی خود را و حتی سلامتی جامعه را به خطر می اندازند، باید ممنوع باشد؟
ما باید این رباعی را تجزیه و بعد تحلیل کنیم و محتوای ارتجاعی، ضد عقلی، ضد علمی، ضد منطقی و ضد تجربی آن را اثبات کنیم:
ادامه دارد.