۱۴۰۵ شهریور ۱۶, دوشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۵۰۳)

Der Denker 

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

دلایل قوی باید و معنوی

نه رگهای گردن به حجت، قوی

معنی تحت اللفظی:

برای اثبات صحت اندیشه ای به عوض هارت و پورت و فحش و پرخاش و خشم و خروش، باید به ارائه و اقامه دلیل قوی و معنامند مبادرت ورزید.

سعدی

با این بیت شعر از موضوع (تواضع) خارج می شود و وارد خطه تئوری شناخت می شود:

سعدی در دیالک تیک استدلال و احساسات نقش تعیین کننده را از ان استدلال می داند.

دیالک تیک استدلال و احساسات

را

می توان فرمی از دیالک تیک شعور و شور محسوب داشت.

نقش تعیین کننده در دیالک تیک شعور و شور هم از آن شعور است.

در کشور ما (و نه فقط در کشور ما)

جای شعور (استدلال علمی و عقلی و تجربی) را شور (شعر و شعار و تهییج و تحریک عاطفی و احساسات) می گیرد.

 

جای استدلال علمی و عقلی و تجربی را هم استدلال اسکولاستیکی (ذکر آیه ای، حدیثی، روایتی، کلام قصاری، بیت شعری، نقل قصه ای، اندرزی، وعظی می گیرد.

 

سعدی در این بیت شعر برای توضیح نظرخویش،

 دیالک تیک فرم و محتوا

را

به صورت دیالک تیک قوت و معنویت (معنامندی) و به صورت  دیالک تیک قوت منطقی و معنامندی بسط و تعمیم می دهد.

اما منظور سعدی از دلایل قوی و معنوی چیست؟

دلایل قوی سعدی مبتنی اند بر مثالهائی از جهان جمادات، نباتات و جانوران و یا قصص و روایات خرافی و یا کلمات قصار خردمندی بی نام و با نام.

 

دلایل قوی در واقع باید بر تجارب زنده زندگی و بر استنتاجات علمی مبتنی باشند.

 از پراتیک زندگی نتیجه گرفته شوند و صحت شان در کوره پراتیک زندگی به ثبوت رسیده باشد.

منظور سعدی از دلایل معنوی بر طرز تفکر دیالک تیکی خودپوی او مبتنی است.

 

سعدی با مفهوم «دلایل معنوی»، ضمنا دیالک تیک فرم و محتوا را به صورت دیالک تیک صورت و معنی بسط و تعمیم می دهد.

 

به نظر او دلایل باید به محتوای (معنی) چیزها، پدیده ها و سیستم ها مربوط باشند، نه به فرم (صورت ظاهر) آنها.

این نظر سعدی، نه تنها به طور کلی درست، بلکه حتی در عصر حاضر نبوغ آمیز است.

او خواننده خود را از ارائه دلایل صوری منع می کند و به غور و بررسی روندهای درونی (ماهوی) فرا می خواند.

منظور او از دلایل معنوی را در بیت شعر بعدی به روشنی بیشتری می توان دید:

سر از کوی صورت به معنی کشید

قلم بر سر حرف دعوی کشید.

 

ادامه دارد.

۱۴۰۵ شهریور ۱۵, یکشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۵۰۲)

Der Denker 

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم
 

به عزت هر آن کاو فروتر نشست

به خواری نیفتد ز بالا به پست

معنی تحت اللفظی:

اگر کسی با عزت در مجلسی و مسجدی در محل تجمع افراد عادی بنشیند، مجبور نمی شود که تحقیر شود. 

دلایل قوی باید و معنوی

نه رگهای گردن به حجت، قوی

معنی تحت اللفظی:

برای اثبات صحت اندیشه ای به عوض هارت و پورت و فحش و پرخاش و خشم و خروش، باید به ارائه و اقامه دلیل قوی و معنامند مبادرت ورزید.

 

پس تواضع چه می شود؟

 

سعدی در این بیت شعر، برای حقیقت ادعاها معیار تعیین می کند، ولی نه معیار عینی ـ واقعی و علمی و عملی، بلکه معیار ذهنی ـ معرفتی.

ولی او در هر حال معیار تعیین می کند و از این رو جای شکر و سپاس است.

سعدی برای اثبت صحت نظر، دلیل قوی و معنوی طلب می کند و خشم و پرخاش و شور و احساس را هیچ می شمارد.

 

ادامه دارد.

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنفال ) (۵۹۳)

  

 ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

﴿إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلًا ۖ وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَّفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ ۗ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ﴾
[ الأنفال: ۴۳]

در خواب، خدا شمارشان را به تو اندك نشان داد. 

اگر شمار آنها را بسيار نشان داده بود، از ترس ناتوان مى‌شديد و در تصميم به جنگ به مناقشه برمى‌خاستيد، 

 ولى خداوند شما را از دشمنان در امان داشت، كه او به آنچه در دلهاست آگاه است.

 کریم

در این آیه، از جنگی بین مسلمانان و دشمنان گزارش می دهد.

جای تحلیل رئالیستی و راسیونالیستی و امپیریستی و آزمونی (واقع نگرانه، عقلایی و تجربی و آزمایشی) دشمنان را انعکاس دشمنان در عالم خواب می گیرد.

خوابی که الهی است.

خدا در عالم خواب تعداد دشمنان را کمتر از آن نمودار می سازد که در عالم واقع وجود دارند.

چرا و به چه دلیل خدا خواب مسلمانان را تحریف می کند و نه خواب دشمنان شان را؟

چرا خدا تعداد مسلمانان را در عالم خواب دشمنان چند صد برابر نمودار نمی سازد؟

چرا خدا به ترفند پسیکولوژیکی متوسل می شود و نه به تدبیر رزمی؟

چون اگر تعداد مسلمانان کمتر بوده، شیوه رزم شان می توانست پارتیزانی باشد و نه منظم.

کریم چنان وانمود می کند که انگار با تقویت روحی و روانی خشک و خالی می توان در جنگ پیروز شد.

خدا را صد هزار شکر که اکنون آیات خدا دیگر پس از نفله و ترور و نابود شدن هزاران تن از بهترین سان و سرداران و سپاهیان و دانشمندان و پزشکان و یاران شان

دیگر به خواب و خیال الهی اعتمادی ندارند و حملات خود را به طرز علمی و عقلی تدارک و اجرا می کنند

و گرنه کشورشان تاکنون هزاران بار با خاک یکسان شده بود.

مرلجعه کنید

به 

سپه را نباید به کوچک شمرد

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17753

ادامه دارد.