۱۴۰۲ بهمن ۱۹, پنجشنبه

خود آموز خود اندیشی (۸۷۹)

Bild

شین میم شین

باب دوم

در احسان

حکایت بیست و دوم

بخش دوم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۷۸)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم!
 

۱

نه بیگانه تیمار خوردش، نه دوست

چو چنگش، رگ و استخوان ماند و پوست.

معنی تحت اللفظی:

نه دوست به داد حریف رسید و نه بیگانه.

در نتیجه بسان چنگی لاغر شد.

 

سعدی در این بیت شعر نیز

دیالک تیک دوست و دشمن

را

به شکل دیالک تیک دوست و بیگانه بسط و تعمیم می دهد.

یعنی معیاری فئودالی ـ اقلیمی برای تعیین دوست و دشمن اختراع می کند.

آشنا را به عنوان دوست قلمداد می کند و بیگانه را به عنوان دشمن.

 

آنچه از دید سعدی دور می ماند،

تعلقات طبقاتی است.

برای سعدی مهم نیست که حریف رعیت است، برده و غلام و رهزن و گدا ست و یا ارباب برده دار و فئ<دال و بازرگان.

 

بدآموزی آثار و اشعار سعدی و حافظ همین جا ست.

سعدی و حافظ

مبلغین ایده ئ<لوژی اشراف برده دار و فئودال اند و خواننده را به لحاظ فکری و نظری مسموم می کنند.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر