۱۴۰۱ فروردین ۱۱, پنجشنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (الف) اوتوپی (۲)

  

 

 پروفسور دکتر وینفرید شرودر

(۱۹۴۳ ـ ۲۰۰۹)

برگردان

 شین میم شین  

 

 

۱۰

·    گیلام بونت (۱۴۶۷ ـ ۱۵۴۰) ـ هومانیست فرانسوی ـ نیز رمان توماس مور را به همین معنا تفسیر می کند.

 

۱۱

·    به نظر گیلام بونت، اوتوپیا نه یک پروژه غیرعملی بیگانه با جهان، بلکه الگوی زندگی سعادتمندانه است.

·     مکتب تعالیم و رهنمودهای عملی است.

·    نمایش نمونه واری است که دولت ها باید نهادهای خود را به تقلید از آن بر پا دارند.

 

۱۲

·    به سبب موفقیت غول آسای اوتوپیای توماس مور، مفهوم «اوتوپیا» محبوبیت چشمگیری کسب می کند.

 

۱۳

·    آنسان که در رمان فرانسوا بارلا تحت عنوان «گارگانتوا و پانتاگروئل» (۱۵۳۲ ـ ۱۵۵۲)، از کشور اوتوپی ها و اوتوپیست ها سخن می رود.

 

۱۴

·    نیکولاس گورده ویل در مقدمه ای بر ترجمه خویش از اوتوپیا که در سال ۱۷۳۰ منتشر می شود، می نویسد:

·    «توماس مور از این حقیقت امر غافل نبود که میلیون ها انسان از خزعبلات فرتوت خویش دست بر نخواهند داشت و نتیجتا، جهان از اوتوپی تهی خواهد ماند.»

 

۱۵

·    بریسو ـ رهبر گروندیست ها ـ اما برعکس، تردید ندارد که در اوتوپیای توماس مور، اصول خوب و راهنمای بیشماری توسعه داده شده اند.

 

۱۶

·    از این رو ست که او با کسانی که توماس مور را خیالپرداز و پروژه ساز می نامند، به مخالفت برمی خیزد.

 

۱۷

·    بریسو تأکید می ورزد که واژه «اوتوپی» در قرن هجدهم به معانی مختلف به کار رفته است.

 

۱۸

·    اما این واژه در این دوره با دولترمان توماس مور، یعنی با اوتوپیا، مرتبط می ماند.

 

۱۹

·    در دولترمان هائی که در قرن هفدهم به تقلید از اوتوپیای توماس مور، در فرانسه و آلمان منتشر می شوند، از واژه «اوتوپی» دیگر استفاده نمی شود.

 

۲۰

·    به سبب فرم مشاهده حاکم بر این دولترمان ها عنوان «سفرنامه های تخیلی» در مورد آنها به کار می رود.

 

۲۱

·    تنها پس از انقلاب فرانسه، یعنی زمانی که آماج های اجتماعی روشنگری جامه عمل نمی پوشند و غیرعملی تلقی می شوند، هنگامی که روشن می شود که «نهادهای نوین، هرچند هم که در مقایسه با اوضاع پیشین راسیونال (عقلائی) اند، ولی به هیچوجه مطلقا راسیونال نیستند» و در روند چالش با فلسفه روشنگری، معارف و تئوری های جدیدی غالب می آیند، آنگاه مفهوم «اوتوپی» به یک مفهوم نوعی بدل می شود که در عین حال، بیانگر فرم تفکر خاصی است.

·    (ورنر کراوس)

 

۲۲

·    به این دلیل است که سن سیون در سال ۱۸۲۰ میلادی در نامه هفتم خود به سازمانده می نویسد:

·    کسی که از اوتوپی سخن می گوید، عدم اطمینان به امکان تشکیل یک سیستم سازمان اجتماعی نوین و یا عدم امکان تشکیل آن را بر زبان می راند.

·    سیستم من اما به هیچوجه اوتوپی نیست.

·    برای اینکه آن از تاریخ ۷۰۰ ـ ۸۰۰ استخراج شده است.

 

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم سیاسی (س) سیستم انتخاباتی بورژوایی (۱)

Wahl am vergangenen Sonntag: In den allermeisten Wahlkreisen Frankreichs müssen die Bürger erneut an die Urnen. Doch schon im ersten Wahlgang war die Wahlbeteiligung erschreckende gering 

 
هیئت تحریریه کلکتیو

برگردان 

شین میم شین

 

۱

·     سیستم انتخاباتی بورژوایی به مجموعه اقداماتی اطلاق می شود که برای تدارک، اجرا و ارزیابی انتخابات مربوط به پارلمان (مجلس) بورژوایی صورت می گیرند.

·    پارلمانی که وسیله ای در دست دولت کاپیتالیستی  برای تعیین مناسبات طبقاتی میان بورژوازی حاکم (به مثابه طبقه حاکمه) و طبقه کارگر تحت استثمار است.

 

·    مراجعه کنید به پارلمان (مجلس)، دولت بورژوایی

 

 

دولت بورژوایی

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/9907

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/9912

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/9917

 

۴

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/9924

 

پایان

 

 

۲

·     سیستم انتخاباتی بورژوایی در برگیرنده اقداماتی است که با انتخابات برای پارلمان بورژوایی در رابطه اند.

·    اقداماتی که خصلت سیاسی، حقوقی ـ قضایی و سازمانی دارند.

 

۳

·    اقدامات زیر از انجمله اند:

 

الف

·    حقوق  بورژوایی انتخابات

 

ب

·    قوانین اساسی انتخابات

 

پ

·     سازماندهی انتخابات  

 

ت

·    کردوکار عملی احزاب سیاسی، ارگان های دولتی و نیروهای جامعتی در تدارک و اجرای انتخابات.

 

ث

·     تبلیغات انتخاباتی

 

ج

·    ترویجات (توضیحات سیاسی) انتخاباتی

 

ح

·     تأمین مالی انتخابات

 

ادامه دارد.

زلنسکی، پوتین و استالین

Ist möglicherweise ein Bild von 1 Person, sitzt und außen

 

میم حجری

 

 اوکراین

فرقی
 با 
روسیه
و
زلنسکی
فرقی 
با 
پوتین 
ندارد. 
 
طبقه حاکمه اوکراین و روسیه
از
اولیگارش های انگل
تشکیل می یابد
و
پوتین
یکی از اولیگارش ها و مهمترین متحد آنها و نماینده سیاسی و ایده ئولوژیکی آنها 
ست.
 
زلنسکی
احتمالا جزو اولیگارش ها نیست.
 
اگرچه
نماینده سیاسی آنها
 ست. 
 
در 
این صورت
زلنسکی
مترقی تر از پوتین است. 
 
ما
راجع به استالین و استالینیسم
  تحلیل های مفصل منتشر کرده ایم.
 
مقصر در شکست سوسیالیسم
استالین و استالینیسم 
بوده است. 
 
استالینیسم
جریانی عمیقا ضد کمونیستی
 است. 
 
استالین و استالیینسم
حزب طبقه کارگر را به طویله تبدیل کرده است
و
به تباهی کشیده است. 
 
پوتین
استالین برهنه از کمونیست نمایی
است.
 
پوتین
مظهر ماهیت آنتی کمونیستی استالین 
است.
 
پایان

درنگی در توهمات روسوفیل ها

 In this image from video provided by the Ukrainian Presidential Press Office, Ukrainian President Volodymyr Zelenskyy speaks during an interview with independent Russian news media from Kyiv, Ukraine, Sunday, March 27, 2022.

 

سیا به زلنسکی مأموریت دامن زدن به بحران با روسیه را داده و از او قهرمان ساخته است.
حریف


روسیه
چشم و چراغ امپریالیسم بوده است.

روسیه
را
حتی می خواستند عضو پیمان ناتو بکنند.

برای چه سیا به بحران با روسیه دامن بزند؟
مگر مغز خر خورده است؟

ترامپ می خواست
 ناتو 

را 

حتی

 منحل کند.

هدف امپریالیسم تجزیه ج. خ. چین است.

حتی 

در صدد وحدت با روسیه بوده است.

به قول سران امپریالیسم آلمان
روسیه خدمت عظیمی به امپریالیسم آلمان کرده است:
جمهوری آلمان دموکراتیک
را
که

چشم و چراغ طبقه کارگر جهانی بوده
به تسلیم واداشته است و وحدت آلمان را میسر ساخته است.

در روسیه
دهها هزار کنسرن امپریالیستی و دهها تن از سران امپریالیسم
مثل شرودر و غیره
مشغول غارت و تجارت اند.

شرودر
سالانه
نزدیک به یک میلیون دلار از شرکت گاز روسیه حقوق می گیرد.

زلنسکی
از ملت اوکراین در مقابل اولیگارشیسم تزاریستی هار روس
دفاع می کند
و
از حمایت امپریالیسم برخوردار است.

مثل جوزف استالین
که در مقابل فاشیسم از حمایت امپریالیسم امریکا و انگلیس برخوردار بود.

جوزف استالین
را
در امریکا
عمو جو
مینامیدند و گرامی می داشتند.

زلنسکی
صدهزار بار با شعورتر و با شخصیت تر با صداقت تر از   پوتین و چکمه و چارق و نعلین است.

 

پایان

درنگی در سخنی از کارل مارکس (۲)

Abbildung von Hirsch / Kannankulam | Der Staat der Bürgerlichen Gesellschaft | 2. Auflage | 2015 | 18 | beck-shop.de

  

درنگی 

از

میمحا نجار

کریم دانش
 
کارل مارکس در کتاب سرمایه می نویسد:
دیالکتیک در نزد هگل روی سر ایستاده است. 
برای این که هستۀ عقلانی آن از پوسته عرفانی اش بیرون آید
 باید آن را واژگونه ساخت. 
 
نکته:
در روزگار ما روشنفکران پیشرو نه تنها واژگونی سیاست و مبارزه را نمی بینند 
 بلکه در حال مقدس سازی پوسته عرفانی سرمایه داری هم هستند 
برای مثال 
نظرات افراد و احزاب و تشکل های " چپ" 
درباره اینکه با حمله روسیه به اوکراین " منشور سازمان ملل" زیر پا گذاشته شده ، 
به " آزادی" تعرض شده است.
 گویا مثل اینکه خود امریکا و اروپا خیلی پایبند این مسائلی هستند 
که این رفقا نگران آنند.
 
۱
دیالکتیک در نزد هگل روی سر ایستاده است. 

روی سر ایستادن دیالک تیک
به
چه معنی است؟
 
۲
دیالکتیک در نزد هگل روی سر ایستاده است. 
برای این که هستۀ عقلانی آن از پوسته عرفانی اش بیرون آید
 باید آن را واژگونه ساخت.
 
منظور از هسته عقلایی (راسیونال) دیالک تیک چیست؟
 
منظور از پوسته عرفانی دیالک تیک 
چیست؟
 
منظور از واژگونه کردن دیالک تیک چیست؟
 
برای پیدا کردن پاسخ به این پرسش ها
باید پرسید:
دیالک تیک
چیست؟
 
در کشور ما کسی کمترین علاقه ای به فراگیری تعریف علمی استاندارد مفاهیم ندارد.
 
هر کس بسته به بضاعت تخیلی اش، 
تحریفی از مفاهیم عرضه می دارد.
تازه اگر عرضه بدارد.
 
احسان طبری 
مطلبی راجع به دیالک تیک نوشته است و حتی در کاست خوانده است.
به
زعم او
دیالک تیک
یعنی تغییرو تحول در هستی.
 
تغییر و تحول و توسعه و تکامل
اما
مفاهیم فلسفی مستقلی اند و تعریف خاص دارند و ربطی به دیالک تیک ندارند.
 
دیالک تیک
یعنی
همبایی و همستیزی همزمان اقطاب متضاد در هر سیستم از ذره تا کاینات.
 
سطر سطر آثار سعدی و بیت بیت اشعار او
اختصاص به دیالک تیک دارند.
 
مثال:
نا برده رنج، گنج میسر نمی شود.
مزد ان گرفت
ـ جان برادر ـ
که کار کرد.
 
سعدی در این بیت معروف شعر
دیالک تیک داد و ستد
را
به شکل دیالک تیک رنج و گنج بسط و تعمیم می بخشد
و
ضمنا
اثبات می کند.
 
سعدی برای اثبات صحت و واقعیت دیالک تیک داد و ستد (رنج و گنج) 
دیالک تیک دیگری
را
با 
همان محتوا
توسعه می دهد و به خواننده و شنونده شعر
معرفی می کند:
دیالک تیک کار و مزد
را.

داد و ستد و رنج و گنج و کار و مزد
دو قطب همبا و همستیز
 در سیستم واحدی اند:
«با» هم اند و «بر» هم اند.

مسئله اساسی در هر دیالک تیک اما این است که کدامیک از دو قطب
نقش تعیین کننده به عهده دارد؟
 
مثلا
 در
   دیالک تیک  داد و ستد و رنج و گنج و کار و مزد
نقش تعیین کننده از آن کدام قطب دیالک تیکی است؟

آیا
نقش تعیین کننده
در  
دیالک تیک  داد و ستد و رنج و گنج و کار و مزد
 از آن داد و رنج و کار است و یا از آن ستد و گنج و مزد؟

اکنون
 می توان 
صحت و سقم و قوت و ضعف ادعای مارکس
را
اثبات کرد.

ادامه دارد.