ایراد اسلوبی (متدیکی) کنفوسیوس و طلابش در سر هم بندی و ابلاغ اندرزهای شان، دیدن مخاطب خود در مجزایی و ایزولاسیون مطلق است.
حضرات اصلا نمی اندیشند که نزدیک شدن و یاری رساندن، فقط بسته به سوبژکت معین مثلا حسن و یا حسین نیستند.
اوبژکتی هم همیشه با سوبژکت در بین است:
دیالک تیک سوبژکت و اوبژکت
یکی از دیالک تیک های مهم در فلسفه و تئوری شناخت مارکسیستی ـ لنینیستی است.
تخریب دیالک تیک سوبژکت و اوبژکت و تجزیه (جداسازی) اقطاب دیالک تیکی از یکدیگر نه امکان پذیر است و نه شرط خردگرایی و خردمندی.
مثال:
کسی به پیروی از اندرز سوبژکتیویستی کنفوسیوس و طلابش به دد درنده ای نزدیک شود، دریده شدن و خورده شدنش پیش برنامه ریزی شده است.
در جامعه هم همه نمی خواهند که هر کسی به او نزدیک شود.
تقرب به تنهایی وجود ندارد.
هیچ چیز به تنهایی وجود ندارد.
تقرب در دیالک تیک تقرب و تباعد (نردیک شدن و دور شدن، همگرایی و واگرایی) وجود دارد.
حیلی ها اصلا اجازه نمی دهند که هر کسی به آنها نزدیک شود.
حتی به نیت خیر، مثلا به نیت یاری رساندن.
خودشان سعی می کنند، بی نیاز از یاری این و آن از عهده انجام کار خود برآیند.
برای اینکه از دیالک تیک یاری رساندن و یاری خواستن خبر دارند.
کسی قربة الی الله به کسی نزدیک نمی شود و به او یاری نمی رساند.
حتی نزدیک شدن به خدای کذایی به خاطر خدا نیست،
به خاطر تأمین منافع شخصی خویش است.
به خاطر چشمداشت حمایت الهی است.
ددیالک تیک داد و ستد، مثلا دیالک تیک یاری داد و یاری گرفتن
دیالک تیکی لایزال و همه جا معتبر است.
حتی خدا برای کسی که در دنیا دادی نداده است، اجری در عقبی نمی دهد.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر