۱۴۰۵ آبان ۱۰, یکشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۵۳۷)

Der Denker 

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

   حکایت پنجم

 (ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.

 

یکی پیش دانای خلوت نشین

بنالید و بگریست، سر بر زمین،

 

که باری بر این رند ناپاک مست

دعا کن، که ما بی زبانیم و دست

 

دمی سوزناک از دلی با خبر

قوی تر که هفتاد تیغ و تبر

معنی تحت اللفظی:

حریفی که زورش به شاهزاده نمی رسید، پیش گوشه نشین علامه رفت و از او خواست که در حق شاهزاده رند و ناپاک و مست دعا کند.

دلیلش این بود که نفس سوزناکی مؤثرتر از هفتاد تیغ و تبر است.

 
۱

یکی پیش دانای خلوت نشین

بنالید و بگریست، سر بر زمین،

 

که باری بر این رند ناپاک مست

دعا کن، که ما بی زبانیم و دست

سعدی در این دو بیت شعر دیالک تیک طبقه حاکمه و توده را (۱) و پا در هوا می کند.

 

۱

سعدی در این بیت شعر دیالک تیک طبقه حاکمه و توده را وارونه و پا در هوا می کند.

 

او نقش تعیین کننده را در دیالک تیک طبقه حاکمه و توده نه از آن توده، بلکه از آن طبقه حاکمه می داند.

 

این به هزاران دلیل غلط و نادرست است.

 

جامعه بر دوش توده مولد و زحمتکش قرار دارد و  نه بردوش اقلیتی مفتخور و انگل و راحت طلب.

 

این وارونه سازی نه ناآگاهانه است و نه تصادفی.

 

سعدی با یک تیر همزمان چند نشان می زند:

 

او از سوئی توده های خلق را خلع سلاح فکری می کند و بی دست و بی زبان بودن را به ضمیر کرخت آنها تزریق می کند.

 

او اما از سوی دیگر به وارونه سازی حقایق اجتماعی مبادرت می ورزد و طبقه حاکمه هیچکاره و انگل و ناتوان را قدر قدرت قلمداد می کند.

و گرنه، هم سعدی به قدرت توده واقف است و هم حافظ:

 

(دکتر حسین رزمجو: بوستان سعدی، ص ۲۷.)

 

عدو را به کوچک نباید شمرد

که کوه کلان دیدم از سنگ خرد

 

نبینی که چون با هم آیند مور

ز شیران جنگی بر آرند شور؟

 

نه موری که موئی کزان کمتر است

چو پر شد، ز زنجیر محکمتر است.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر