۱۴۰۰ خرداد ۱۲, چهارشنبه

کلنجار سنگ سخنگویی با سگ سخن جویی (۴۹۹)

ناگفته‌هایی از زندگی فروغ فرخزاد منتشر شد 

میم حجری


۶۵۲۳

سنگ سخنگو

این بابا
علامه ای علامه زاده است.
فرنگی ها حاضرند
میلیاردها دلار بدهند و او را بخرند و ببرند.

می گفت:
برای روشن شدن ماجرای پول های گمشده
روح رفسنجانی را
احضار کنید
و ازش بپرسید


۶۵۲۴

سنگ سخنگو

علامه جم کران

در سال های اول انقلاب
از هر ۱۰۰ نوزاد
۱۵۰ تاش می مردند


سگ سخن جو

 

شاهکار.
این را باید پاتنت کنند تا فرنگی ها ندزدند و نبرند.

۶۵۲۵

سنگ سخنگو

روایتی جدید از اسرار شکلبندی اسلام سیاسی
قراگوزلو


سگ سخن جو

 

این مفهوم امپریالیستی «اسلام سیاسی»
مفهومی عوام فریبانه به توان ۲ است.

۱
اولا به نیت تطهیر مفهوم فوندامنتالیسم فئودالی است.
ن آلترناتیومفهومی برای آن
جهت زهر زدایی از آن است.

۲
ثانیا
این مفهوم قلابی
اسلام و دین و مذهب را سیاست زدایی می کند:
این توهم را در توده نشا می زند که گویا اسلام دو گونه است:
الف
اسلام غیر سیاسی

ب
اسلام سیاسی

بدین طریق و با این ترفند
اولا
فوندامنتالیسم فئودالی را چیزی اسلامی (ایده ئولوژیکی) و مذهبی جا می زند
ثانیا ماهیت طبقاتی آن را ماستمالی می کند.

فوندامنتالیسم فئودالی (چه شیعی و چه سنی)
همانقدر اسلامی است که فاشیسم و نازیسم مسیحی اند.
تفاوت خمینی با بروجردی قابل مقایسه با تفاوت نیچه با شوپنهاور است
بروجردی و شوپنهاور
به لحاظ ایده ئولوژیکی فرقی با خمینی و نیچه ندارند.
تفاوت آندو
در پاسیویته و نومیدی اولی
و
اکتیویته و امیدمندی دومی است.
نیچه
بورژوازی امپریالیستی (واپسین) ایستاده بر لب گور تاریخی اش را
شیر می کند
و به ضرب شلاق
به مصاف پرولتاریای انقلابی گسیل می دارد
خمینی
اشرافیت فئودال و روحانی و بورژوازی و خرده بورژوازی سنتی ـ بازاری واپسین مرتجع ایستاده بر لب گور تاریخی اش را
شیر می کند و به مصاف بورژوازی
از یکسو
و
پرولتاریای سازمان یافته (سوسیالیسم) و سازمان نیافته می فرستد
(نه شرقی - نه غربی)

۶۵۲۶

سنگ سخنگو


نه.
شاملو
عوامفریب بوده است:
باطنا سیاه
و ظاهرا سرخ بوده است.
به همین دلیل
نه در زمان شاه
کسی به او کاری داشت
و
نه در زمان شیخ.
شاملو نماینده فاشیسم بوده است.
سطر سطر اشعار و آثار شاملو
نیچه ئیستی ـ اگزیستانسیالیستی ـ فاشیستی ـ ایراسیونالیستی (ضدعقلی) و ایرئالیستی (ضد رئالیستی) است.
شاملو و مریدانش (چریک ها و مجاهدین و دیمدام و لیملام و غیره)
خودشیفته، خودنما و خودمحوربین و خودستا و از خودراضی بوده اند و هستند.
«من» این جماعت
مستقیم و یا غیرمستقیم
سانترالیزه می شود
تا
توده و جامعه
تحقیر و بی رنگ شود.
تفاوت چپ مارکسیستی با چپ فاشیستی و فئودالی ـ فوندامنتالیستی و استالینیستی
همین جا ست.
برای چپ مارکسیستی
پرولتاریا و توده
خدا ست.
برای این جماعت
نخبه
خدا ست.
نخبه شاملو
قبل از همه
خودش است:
من بامداد اول و آخرم
من شرف کیهانم
من هابیلم
الله اکبر وصفی است که از من می کنی
من اینجا درنگ کرده ام تا همین را بگویم


۶۵۲۷

سنگ سخنگو

کودکان
ادراک دیگری از بوسه دارند.
بوسه
را چه بسا آزارنده ادراک می کنند.
بوس شان
هم سطحی، الکی و مکانیکی است
و نه عقلی و آگاهانه و عاشقانه و عاطفی.
می بوسند
بی انکه بدانند بوسه وسیله ابراز چیست.
احساس و عاطفه
همگام با عقل
توسعه می یابد.

۶۵۲۸

سنگ سخنگو

 
بحث بر سر مفهوم اسلام سیاسی است.
ربطی به کتاب دکتر ندارد.
ضمنا افکاری از کتاب دکتر را می توانید همین جا منتشر کنید تا ما هم روی شان خم شویم

۶۵۲۹

سنگ سخنگو

اینها از همان آغاز تروریست بوده اند.
کسروی را ترور کرده اند که روشنگر جسور بزرگی بود

۶۵۳۰

سنگ سخنگو

ایا واژه فکر با اندیشه دارای یک مفهوم است؟
پس چرا دو واژه ایجاد شده است؟


سگ سخن جو

 

رابطه واژه با مفهوم = رابطه ظرف با مظروف (رابطه فرم با محتوا)
همانطور که در ظروف متعدد
می توان
مظروف واحدی
را
نگهداشت،
مفهوم واحدی
را
هم می توان در قالب واژه های متعدد ریخت:
مثال:
مفهوم «درخت» در قالب واژه های متعدد به زبان های متعدد ریخته می شود:
درخت به فارسی
شجر
آغاج
باوم
تری
...

مفهوم
یکی از فرم های روح و یا شعور است.
چیزی مجرد و ذهنی است.

واژه
یکی از فرم های ماده است
چیزی مشخص و محسوس و عینی است.

۶۵۳۱

سنگ سخنگو

 همه چیز در ماضی و مضارع و مستقبل (گذشته، حال و اینده) وجود دارد. 

بعد 

فرمی از آینده است

۶۵۳۲

سنگ سخنگو

تنها انتخابات برگزار شده در تاریخ صدر اسلام این بود که
پیامبر اسلام محل ساخت مسجد مدینه را به انتخاب شترش تعین کرد!!
بعد شما انتظار داریدکه
آخوندها به شما حق انتخاب و رای بدهد
حریف


سگ سخن جو

 

بشریت یا باید مارکسیستی بیندیشد و یا ول معطل خواهد بود.
اندیشه به شرطی اندیشه است که تئوریکی ـ فلسفی باشد.
صدر اسلام چی بوده و حضرت محمد کی بوده است؟


۶۵۳۳

سنگ سخنگو

ایگناتسیو سیلونه
نان و شراب
آزادی چیزی نیست که آن را به کسی هدیه کنند.
می توان در یک کشور دیکتاتوری زندگی کرد و آزاد بود.
فقط کافی است که علیه دیکتاتور مبارزه کرد.


سگ سخن جو

 

نه
اخوی.
آزادی یعنی درک جبر.
این بدان معنی است که آزادی با آگاهی در رابطه ناگسستنی قرار دارد.
برای کسب آزادی
باید
عالم جهل و نادانی را پشت سر نهاد و آدم شد.
دیکتاتوری چیست.
ما با دو نوع دیکتاتوری سر و کار داریم:
الف
دیکتاتوری انقلابی

ب
دیکتاتوری ارتجاعی

هر گردی
گردو نیست.

همین روحانیت
علیه انقلاب سفید (دیکتاتوری انقلابی شاه)
مبارزه کرد.
بی انکه آزد باشد
بی انکه معنی آزادی را بداند.

۶۵۳۴

سنگ سخنگو

پیر مرد و دریا
همینگوی

هر صبح یک روز جدید در انتظار ما ست .
انسان ها می گویند که اگر خوش شانس باشی بهتر است .
اما من ترجیح می دهم که هوشیار باشم
تا که وقتی شانس به سراغم می آید از دستش ندهم.

پایان


سگ سخن جو

 

 مفهوم شانس
یکی از زیرمفاهیم تصادف است.
شانس
یکی از فرم های تصادف است.
تصادف قابل پیش بینی نیست.
تصادف اما چیست؟
تصادف در دیالک تیک ضرورت و تصادف وجود دارد.
تصادف
فرم تحقق ضرور (جبر) است.

مثال:
تولد نوزاد
امری ضرور و جبری است.
و گرنه یا نوزاد می میرد و یا مادر و یا هر دو.
تولد نوزاد اما در فرم های متنوع (تصادف) صورت می گیرد:
یا
به طور طبیعی توسط قابله
و
یا
با سزارین توسط جراح

یعنی جیر تولد به صورت تصادف (قابله، سزارین) تحقق می یابد.

مثال دیگر:
مرگ هر موجود زنده امری ضرور و یا جبری است.
مرگ اما به صورت تصادف صورت می گیرد:
فرد بیمار می شود و می میرد
از پشت بام می افتد و می میرد
سکته میکند و می میرد
تیر می خورد و می میرد
اعدام می شود و می میرد
زیر ماشین می رود و می میرد.
می خوابد و می میرد.
اینها فرمهای متنوع تصادف اند.
خلایق خام اندیش می گویند:
بدشانسی اورد.

۶۵۳۵

سنگ سخنگو

دلیلش چیست؟ 

چرا درخت در زمستان برگ و بار ندارد؟

ادامه دارد.

 



۱۴۰۰ خرداد ۱۱, سه‌شنبه

فرهنگ مفاهیم سیاسی (الف) آنارشیسم (هرج و مرج طلبی) (۲)


هیئت تحریریه کلکتیو

برگردان 

شین میم شین 

 

۸

·    مؤسسین آنارشیسم به شرح زیر بوده اند:

 

الف

·    و. گودوین

ب

·    م. اشتیرنر

 

پ

·    پرودون

 

۹

·    مارکس و انگلس در اثرشان تحت عنوان «ایده ئولوژی آلمانی» نظرات اشتیرنر را به چالش می کشند و بطلان  آنها را اثبات می کنند.

 

۱۰

·    مارکس در اثر خود تحت عنوان «فقر فلسفه»، نظرات پرودون را به چالش ویرانگر می کشد و ضدعلمی و خرده بورژوایی بودن شان را افشا می کند.

 

۱۰

·    یکی از معروف ترین نمایندگان آنارشیسم، باکونین بوده است که در سال های ۶۰ قرن ۱۹، با پیروانش وارد انجمن بین المللی کارگران (بین الملل اول) شد تا جنبش کارگری را تحت نفوذ خود قرار دهد .

 

·    مراجعه کنید به بین الملل اول

 

۱۱

·    مارکس و انگلس و بسیاری از رهبران برجسته جنبش بین المللی کارگران به مبارزه بر ضد خرابکاری های باکونیست ها پرداختند و آنها را به عنوان خاین به امر طبقه کارگر افشا کردند و اثبات کردند که اینها با آماج های طبقه کارگر وجه مشترکی ندارند.

 

۱۲

·    باکونیست ها در کنگره هاگر (۱۸۷۲) از بین الملل اخراج شدند.

 

۱۳

·    آنارشیسم در اواخر قرن ۱۹، قبل از همه در فرم آنارکوسندیکالیسم فعالیت می کرد.

 

۱۴

·    آنارکوسندیکالیسم جریانی خرده بورژوایی ـ نیمه آنارشیستی در جنبش کارگری بود که از فرانسه برخاسته بود و در سندیکاهای کشورهای عمدتا رومی (ایتالیا،‌ اسپانیا، سوئیس، فرانسه) و امریکای جنوبی نفوذ کسب کرده بود.

 

۱۵

·    آنارکوسندیکالیسم هم بسان آنارشیسم منکر ضرورت مبارزه سیاسی طبقه کارگر، ضرورت نقش رهبری حزب طبقه کارگر و ضرورت دیکتاتوری پرولتاریا برای ساختمان جامعه سوسیالیستی بود.

 

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم سیاسی (الف) آنارشیسم (هرج و مرج طلبی) (۱)


هیئت تحریریه کلکتیو

برگردان 

شین میم شین 
 

۱

·    آنارشیسم به جریان سیاسی و ایده ئولوژیکی خرده بورژوایی «انقلابی» (به اصطلاح انقلابی، انقلابی کاذب و دروغین) اطلاق می شود که اصولا منکر هر سازمان دولتی و سیاسی است.

 

۲

·    آنارشیسم به دلایل زیر نقش منفی و بازدارنده در جنبش کارگری بازی کرده است:

 

الف

·    به دلیل بی اعتنایی و بی احترامی به مبارزه سیاسی طبقه کارگر در راه تسخیر قدرت دولتی

 

ب

·    به دلیل موضعگیری خصمانه بر ضد حزب مارکسیستی ـ لنینیستی طبقه کارگر

 

پ

·    به دلیل رد دیکتاتوری پرولتاریا به مثابه ابزار ساختمان جامعه سوسیالیستی

 

۳

·    آنارشیسم در نیمه دوم قرن ۱۹ و در دهه اول قرن بیستم، در کشورهای رومی (ایتالیا، اسپانیا، فرانسه و سوئیس) و در کشورهای امریکای لاتین تأثیر قوی تری بر جنبش کارگری داشته است.

 

۴

·    شالوده اجتماعی آنارشیسم، تجزیه و تلاشی مالکیت خرده بورژوایی در اثر توسعه کاپیتالیستی بوده است.

 

۵

·    خانه خرابی اقتصادی، خرده مالکین را به مخالفت با دولت کاپیتالیستی واداشت.

·    خرده مالکین اما ضمنا از دولت سوسیالیستی هم هراس داشتند.

·    برای اینکه در سوسیالیسم دورنمایی برای مالکیت خصوصی نمی دیدند.

 

۶

·    به قول لنین، «آنارشیسم محصول یأس و نومیدی است.

·    آنارشیسم نه روحیه پرولتاریا، بلکه روحیه روشنفکران پرت گشته از ریل و یا لومپن پرولتاریا ست.»

 

۷

·    شالوده تئوریکی ـ فلسفی آنارشیسم، عبارت است از ایندیویدوئالیسم (فردگرایی) ایدئالیستی ـ ذهنی افراطی و ولونتاریسم (اراده گرایی)

 

·    مراجعه کنید به ایندیویدوئالیسم (فردگرایی)،ولونتاریسم (اراده گرایی)

 

ادامه دارد.