۱۳۹۹ اسفند ۱۱, دوشنبه

درنگی در اخلاق الاشراف عبید زاکانی (۷)

  Bild
  

خواجه نظام‌الدین عبیدالله زاکانی معروف به عبید زاکانی
 (۷۰۱ ـ ۷۷۲ هجری قمری)
رساله اخلاق الاشراف
نهايت خساست
 
تحلیلی
از
یدالله سلطان پور
 
۱
باب اول 
در حکمت 
 
عبید
در نامگذاری فصول این اثر ارزشمند خویش 
احتمالا 
تحت تأثیر سعدی 
است
که
یک نسل جلوتر از او بوده است:
  (۶۰۶ – ۶۹۰ هجری قمری) 
 
سعدی هم بوستان و بعد گلستان
را
به
 باب های 
(درهای)
مختلف طبقه بندی کرده است.

مفاهیم باب و بوستان و گلستان
را
سعدی سخندان
به 
دو معنی مختلف به کار برده است:

الف
به
معنی در مادی باغ (بوستان و گلستان)

ب
به
معنی فصول و یا بخش های کتب بوستان و گلستان.

۲
باب اول 
در حکمت 
 
حکمت
به
معنی فلسفه
است.
 
البته
باید در روند تحلیل این اثر عبید
به
منظور او از حکمت پی ببریم.
 
تفاوت موضوعی فلسفه با علوم،
تفاوت کل با جزء
است:
موضوع علوم
 جزئیات
  است.
مثلا
موضوع شیمی
اتم
موضوع فیزیک 
مولکول
موضوع فیزیک کوانتومی
ذره
موضوع بیول وژی
سلول
...

موضوع حکمت و یا فلسفه
اما
کل
است.

۳
باب اول 
در حکمت 
مذهب منسوخ
 
عبید هر باب این اثر خود را به دو مذهب (روش؟) منسوخ و مختار
 اختصاص می دهد.
باید در روند تحلیل
منظور او را از مفاهیم مذهب و منسوخ و مختار دریابیم.
 
۴
حکما 
در حد حکمت فرموده اند:
 الحکمه استکمال النفس الانسانیه فی قوتیها العلمیه و العملیه. 
اما العلمیه فانها تعلم حقایق الاشیاء کماهی، 
و اما العملیه فانها تحصیل ملکه نفسانیه بها تقدر علی اصدار الافعال الجمیله و الاحتراز عن الافعال القبیحه و تسمی خلقا 
یعنی در نفس ناطقه دو قوه مرکوز است
 
در این بند از این باب،
حکمت
تعریف می شود:
حکمت
به
حکمت نظری و حکمت عملی
طبقه بندی می شود.
 
آدم
یاد ایمانوئل کانت می افتد:

ایمانوئل کانت  

(۱۷۲۴ ـ ۱۸۰۴)

 
کانت هم همه مباحث و مفاهیم مهم فلسفه خود
را
به
همین سان
طبقه بندی کرده است:
مثلا 
خرد نظری و خرد عملی
 
۵
و 
کمال او به تکمیل آن دو منوط: 
یکی قوه نظری و یکی قوه عملی
 
کمال بشری
به
نظر فلاسفه و عبید،
وابسته به تکمیل حکمت نظری و حکمت عملی است.
 
عبید و حکما
در
هر صورت
دیالک تیک تئوری و پراتیک
را
به
شکل دیالک تیک حکت نظری و عملی بسط و تعمیم می دهند.
 
این طرز نگرش آنها
خیلی فخر انگیز
است.
 
۶
قوه نظری آن است
 که 
شوق او به سوی ادراک معارف و نیل به علوم باشد 
تا بر مقتضای آن شوق 
کسب (معرفت) اشیاء چنانکه حق او ست 
حاصل کند
 
عبید 
اکنون
تئوری
(قوه و یا حکمت نظری)
را
تعریف می کند:
مفهوم تئوری 
بدین طریق
از
تجرید ادراک و معرفت و علوم و غیره
تشکیل می یابد.
 
هدف از تکمیل قوه نظری
کسب شوق لازم برای طبیعت شناسی
است.
 
تئوری
(حکمت نظری)
چراغ شناخت اشیاء مادی است.
 
این سخن حکما و عبید
خیلی زیبا ست.
 
 از این سخن 
عطر افکار مارکسیستی به مشام می رسد.
 
ادامه دارد.

درنگی در کاریکلماتور های پرویز شاپور (۹)

 از کاریکلماتور چه می‌دانید - 1

 کاریکَلِماتور

(مرکب از کاریکاتور + کلمات)

نامی است 

که 

پرویز شاپور 

 بر نوشته‌های خود داده است.

 

مأخذ:

سایت انترنتی دیده ور

 

درنگی

از

ربابه نون

 


۳
  آن چنان در تو غرق شده‌ام که وقتی برابر آینه می‌ایستم،

 تو را می‌بینم.

 

از این کاریکلماتور شاپور معلوم می شود 

که 

کاریکلماتور 

ابزاری برای خردستیزی و خرپروری

 است.

 

چون

کسی که در چیزی و یا در کسی غرق شده باشد،

دیگر نمی تواند «برابر آینه بایستد و کسی را در آیینه ببیند.»

این کاریکلماتور 

خانه خرد خواننده را تخریب می کند:

هم

فونکسیون آیینه 

(انعکاس آیینه وار) 

را
منکر می شود

و

هم

واقعیت عینی

را.

بی جهت نبوده که احمد شاملو ـ سردسته خردستیزان ـ از کاریکلماتور

خوشش می آمده است.


۴
 تشنگی در آب هم دست از سر ماهی برنمی‌دارد.

 

معنی تحت اللفظی:

ماهی اگرچه همیشه در آب است

ولی

علیرغم آن، همیشه تشنه است.

 

گشتاور ایراسیونالیستی و ایرئالیستی (ضد عقلی و ضد واقعی) و ضد علمی این کاریکلماتور

تحریف ماهیت قضیه است:

ماهی

آب

را

برای رفع تشنگی نمی خورد.

ماهی

اولا

آب را برای استخراج اکسیژن محلول از آن می خورد.

 

ماهی

ثانیا

از

مواد غذایی محلول و موجود در آب 

تغذیه می کند.

 

کاریکلماتور 

بنابرین

نه

به

روشنگری جامعه

نه

به

اشاعه دانش

بلکه 

به

تحمیق سرشته به لذت توده

منجر می شود:

خواننده

با

خواندن و شنیدن کاریکلماتور

عینا و عملا

خر می شود

و

به

ازای خریت،

پاداش دریافت می کند

و

کیف خر می کند.

 

کاریکلماتور 

دیالک تیکی از تحمیق و تشویق

در

اختیار خواننده قرار می دهد:

مغز خواننده را از کار می اندازد و دلش را از شوق و شادی الکی و خرکی پر می کند.

 در حالیکه فونکسیون طنز درست بر عکس کاریکلماتور است:

طنز خواننده و شنونده را به تفکر عمیق برمی انگیزد.

ضمنا

دلش را از شوق و شادی پرمی کند.


پیش شرط طنز پردازی و طنز فهمی

خردمندی طنزپرداز و خواننده است.

 

مراجعه کنید

به

 اشعار و تحلیل اشعار میرزا علی معجز

در

دایرة المعارف روشنگری


 

میرزا علی معجز

شاعر بزرگ روشنگری

 

سیری در اشعار طنزآمیز میرزا علی معجز شبستری  

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/2289

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/2290

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/2291

 

۴

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/2292

 

۵

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/2293

 

۶

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/2294

 

۷

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/2295

 

۸

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/2296

 

پایان


 درنگی در اشعار طنز آمیز شعرای دیار آتش ها (بخش اول)

معجز

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/7615

 

ادامه دارد.

 

فرهنگ مفاهیم فلسفی (د) دوئالیسم ذره و موج (۲)

Bild

 پروفسور دکتر گئورگ کلاوس

  پروفسور دکتر گونتر کروبر

برگردان 

شین میم شین

  

۹

·     وقوف به اینکه امواج نوری همزمان حاوی خواص ذره ای نیز هستند، دبروگلی را در سال ۱۹۲۵ به بررسی مسئله گذاری معکوس سوق داد:

·     آیا ذرات بنیادی نیز احتمالا حاوی خواص موجی نیستند؟

 

۱۰

Interferenz von Wellen

 

تداخل امواج
(Interferenz)

در فیزیک تداخل یا اندرزنش موج پدیدهٔ ایجاد موجی با شکل دامنه جدید هنگام گذر همزمان دو موج یا بیشتر از یک نقطه است. اندرزنش دو موج با بسامد و دامنه یکسان به تشکیل موج ایستا می‌انجامد. اندرزنش و برهم‌نهش موج‌ها خیلی وقت‌ها به یک معنی بکار می‌روند که برآمده از نزدیکی این دو مفهوم به یکدیگر است. 

 ویکی‌پدیا

 

https://www.youtube.com/watch?v=j13vBH-qns4

https://www.youtube.com/watch?v=Zzaz8aWp2a0

 

·     پدیده های اینترفرنتس و خمیگی قابل مشاهده در ذرات، دال بر آن بودند که ذرات حاوی خواص موجی (فرکانس و امپلیتود) اند.

 

·     (اینترفرنتس و یا تداخل موجی، به روی هم افتادن دو و یا چند موج اطلاق می شود،  که به وسعت یابی و یا به نفی امپلیتود منجر می شود:

 

الف

·     اینترفرنتس سازنده

ب

·     اینترفرنتس مخرب

 

·     خمیگی به گسترش موج در سایه مانعی اطلاق می شود که می تواند موجب اینترفرنتس باشد.

·     مترجم)

 

۱۱

·     بنابرین هر موج الکترومغناطیسی و هر ذره باید در آن واحد، هم حاوی خواص ذره ای باشد و هم حاوی خواص موجی.

·     وابستگی متقابل این خواص دیالک تیکی متضاد با رابطه نادقیق که توسط هایزنبرگ در سال ۱۹۲۷ کشف می شود، روشن می گردد.

 

·     مراجعه کنید به رابطه نادقیق.

 

۱۲

·     دوئالیسم ذره و موج  یکی از مشخصیت بخشی ها به حکم فلسفی عام ماتریالیسم دیالک تیکی است که فیزیک کوانتومی پیدا کرده است.

·     این حکم عبارت از این است که ماده حاوی تضادهای دیالک تیکی درونی است.

 

·     (دوئالیسم نامیدن دیالک تیک اگر نتیجه فقر فلسفی فیزیک دانان نباشد، ترفند ایده ئولوژیکی برای ماستمالی خصلت دیالک تیکی و پرهیز از استفاده از مفهوم دیالک تیک است.

·     مفاهیم فیزیکی ـ کوانتومی ضد ماده، ضد ذره، مادیت زدایی و غیره نیز از همین قبیله اند.

·      مترجم)

 

۱۳

·     خصلت دیالک تیکی دوئالیسم ذره و موج  را می توان در آن دید که کلیه تلاش ها و تشبثات در جهت از بین بردن یکی از دو قطب عینی تضاد در تئوری ورشکست گشته اند.

 

۱۴

·     تشبثات  ایده ئولوژیکی ترفندآمیز ورشکسته در این زمینه به شرح زیر بوده اند:

 

الف

·     تلاش برای اعاده حیثیت بخشیدن به ذره تئوری (تئوری ذره) کلاسیک و بدین طریق حذف خصلت واقعی جنبه موجی و معتبر قلمداد کردن امواج احتمالی.

·     (تنزل دادن قطب موجی دیالک تیک تا حد چیزی احتمالی)

 

ب

·     تلاش در جهت امحای جنبه ذره ای از طریق اعتبار بخشی فقط به امواج و تقلیل دادن پدیده ذره ای به وجود فرضی جنبه های موجی.

·     (فرضا قبول کرده شدن قطب ذره دیالک تیک.)

 

۱۴

·     پیش شرط برآمدن از عهده درک و توضیح معرفتی ـ نظری (درک و توضیح مربوط به تئوری شناخت)  دوئالیسم ذره و موج، عبارت است از غلبه بر تصورات ماتریالیسم مکانیکی از طریق گذار به موضع ماتریالیسم دیالک تیکی. 

 

ادامه دارد.