تاریخ اتیک
(تاریخ اخلاق)
اخلاق و حاکمیت
تشکیل اخلاق
بودو گاسمن
(Hertzstrasse 39
30827 Garbsen)
Zeitschrift für materialistische Ethik
برگردان
شین میم شین
۵۴
در مبارزه روزمره برای بقای جامعه نجابتی
هنوز شرایط لازم برای اینکه افراد منفرد، مثلا به مثابه کاهن و یا متخصص، بتوانند بیندیشند، وجود نداشت.
۵۵
برای اینکه جوامع اولیه فقط به اندازه ای می توانستند تولید کنند که برای بقا لازم داشتند.
(یعنی به اندازه بخور و نمیر تولید می کردند.
مترجم)
۵۶
هر فرد جزئی از کلکتیو بود و فقط در کلکتیو می توانست زنده بماند.
(یعنی پیش شرط بقای هر فرد، زندگی در کلکتیو بود.
مترجم)
۵۷
«خصلت کلکتیو تولید و کلکتیویسم جامعتی اولیه به طور کلی، به ویژه در تقسیم فراورده های کار تولیدی برای مصرف به وضوح نمودار می گشت.»
۵۸
(Charles Pearcy Mountford)
چارلز پیرسی مونتفورد
(۱۸۹۰ - ۱۹۷۶)
آنتروپولوگ و عکاس استرالیایی
به نظر چارلز پیرسی مونتفورد
شکارچی موقق در طایفه اش
در بین سکنه اولیه آسترالیا
در زمینه توزیع و تقسیم شکار از هیچ امتیازی برخوردار نبوده است.
۵۹
تنها دستاورد (دستمزد) شکارچی موفق، احساس موفقیت در شکار و احسنت و مرحبای دیگر اعضای طایفه بود.
(همانجا. ص ۶۵)
۶۰
زندگی بنا بر اصل «از هر کس به اندازه استعدادش و به هر کس به اندازه احتیاجش» که رفتار عاری از اجبار و زور اعضای طایفه با یکدیگر بنا بر اخلاق (عادات و آداب و رسوم) حاکم را تشکیل می داد،
(چیزی که امروز برای ما به مثابه گشتاور اوتوپیکی (رؤیایی) جامعه اولیه نمودار می گردد)، اعضای جامعه اولیه ای که از سوی دیگر قربانی بی دفاع طبیعت بیرحم بودند و در سطح مادی بدوی ئی (پریمیتیوی) می چریدند،
همزمان و در عین حال، دال بر کمبود (فقر) بزرگ این فرهنگ بود.
(رواج اصل «از هر کس به اندازه استعدادش و به هر کس به اندازه احتیاجش»،
به دلیل سطح نازل توسعه نیروهای مولده جامعه نجابتی،
نه نشانه خوشبختی اعضای جامعه، بلکه نشانه بدبختی آنها و ناشی از بدبختی آنها بود.
نه ایدئال، بلکه الزام بود.
مترجم)
۶۱
اگر شرایط، تغییر می یافت، طایفه هم می بایستی تغییر یابد.
چیزی که فقط در اثر رویارویی های (چالش های، تضادهای آشتی ناپذیری) امکان پذیر بود.
۶۲
برای اینکه این جوامع ساز و برگ (اینسترومنتاریوم) دیگری جز اعمال قهر (جنگ و دعوا) برای برخورد با تغییرات شرایط زندگی در اختیار نداشتند.
۶۳
در نتیجه بسته به اوضاع و احوال خیلی از اعضای جامعه کشته می شدند، جنگ درونطایفه ای شعله ور می شد و جامعه نجابتی در هم می شکست واضمحلال طایفه به طور کلی را به دنبال می آورد.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر