۱۴۰۵ آبان ۹, شنبه

درنگی در تحلیلی از سایت توده ای ها (۴۲)

    

 https://tudehiha.org/fa/11-08-2026/

ویرایشی و درنگی 

از

شین میم شین

 

نگارنده سایت توده ای ها

همسانی‌های یادشده، خودِ زمینه‌ی گفت‌وگو را فراهم می‌آورند و نباید آن‌ها را ناچیز شمرد.

با این همه، ناهمسانی‌ها چندان ژرفند که می‌توان از دو نگاه بسیار ناهمگون با هم در «چپ»ِ امروز سخن گفت.

مقاله‌ی «عموزاد» لحنی دانشورانه، تحلیلی و تا اندازه‌ای بی‌سوگیرانه دارد.

نویسنده با مخالفانِ گفت‌وگو می‌کند و می‌پذیرد که ستیزِ جمهوری اسلامی با آمریکا راستین است.

او می‌کوشد با دلیل، دیدگاه خود را روشن کند و از دامِ دوگانه‌سازی بپرهیزد.

لحنِ او دوستانه و آموزشی است، نه ستیز و دشمنی.

مخالفان را «نیروهای دموکراتیک» می‌خواند و با آن‌ها هم‌دلی می‌کند.

اما مقاله‌ی «حقیقت» لحنی ستیزجویانه و دوقطبی‌ساز و نگاه «عاقل اندر سفیه» دارد.

مخالفانِ نظری را به‌سانِ «تضعیف‌کنندگانِ جبهه» و «هم‌سویان با امپریالیسم» می‌نمایاند.

زبانِ بسیج‌کننده و شعارگونه در سراسر آن به چشم می‌خورد؛ جمله‌هایی که برای برانگیختنِ احساسات ساخته شده‌اند، نه برای واکاوی.

نبودِ جدایی میانِ حاکمیت و ملت در تحلیلِ او آشکار است.

دفاع از ایران را با دفاع از جمهوری اسلامی یکی می‌گیرد و هرگونه جدایی میان «کشور» و «رژیم» را نادیده می‌گذارد.

 

۱

مقاله‌ی «عموزاد» لحنی دانشورانه، تحلیلی و تا اندازه‌ای بی‌سوگیرانه دارد.

نویسنده با مخالفانِ گفت‌وگو می‌کند و می‌پذیرد که ستیزِ جمهوری اسلامی با آمریکا راستین است.

او می‌کوشد با دلیل، دیدگاه خود را روشن کند و از دامِ دوگانه‌سازی بپرهیزد.

لحنِ او دوستانه و آموزشی است، نه ستیز و دشمنی.

مخالفان را «نیروهای دموکراتیک» می‌خواند و با آن‌ها هم‌دلی می‌کند.

۲

نویسنده با مخالفانِ گفت‌وگو می‌کند

نگارنده سایت توده ای ها از ذلت، فضیلت می سازد.

انگار عموزاد باید به عوض گفت و گو هفت تیر بکشد و شقیقه مخالفان را به گلوله ببندد.

  برجسته کردن « گفت‌وگو با مخافان» توسط نگارنده سایت توده ای ها 

از فقر فکری، مفهومی، فلسفی و فرهنگی ایرانیان از هر رقم و دار و دسته پرده برمی دارد:

مشخصه مرکزی و عام و مهم ایرانیان فحش باران کردن هر دگر اندیشی و تحسین توخالی هر موافق و همفکری است.

به همین دلیل گفت و گوی توخالی (وراجی) به مقام فضیلتی ارتقا می یابد.

این برجسته سازی ضمنا و احتمالا به دلیل توخالی و بی محتوا بودن مقاله عموزاد است.

نگارنده سایت توده ای ها  قصد گرم و نرم و خام و خر کردن عموزاد را دارد تا با او هم «گفت و گو» کند و جبهه ضد فلان و بهمان تشکیل یابد و شق القمر شود.

۳

او می‌کوشد با دلیل، دیدگاه خود را روشن کند و از دامِ دوگانه‌سازی بپرهیزد. 

 سؤال نا قابل از راوی موسوم به  نگارنده سایت توده ای ها این است که چرا به دلایل عموزاد نمی پردازد و دیدگاهش را در موضعگیری نسبت به شعار اتحاد یا انتقاد خلاصه می کند و دوگانه سازی کذایی را دام می پندارد و نه موضع سیاسی؟

۴

لحنِ او دوستانه و آموزشی است، نه ستیز و دشمنی. 

لحن دانشورانه و بی طرفانه عموزاد حالا جای خود را به لحنِ دوستانه و آموزشی می دهد:

آنچه دو ثانیه قبل به مثابه ضعف اخلاقی (عیب)، نقد شده، اکنون با تعویض واژه ها به مثابه قوت اخلاقی (حسن) مورد تأیید و تحسین کاسبکارانه و پراگماتیستی قرار می گیرد.

علاوه بر این، لحن یکی از عناصر فرمال و صوری در هماندیشی و چالش نظری است

و

در دیالک تیک فرم و محتوا و پدیده و ماهیت، 

نقش تعیین کننده از آن محتوا و ماهیت است و نه فرم و نمود (لحن).

دوستانه بودن در هماندیشی تعیین کننده نیست.

تعیین کننده صداقت مندانه بودن است.

یعنی

تعیین کننده حقیقت پرستی است.

 

دوستانه بودن ضمنا و حتما نباید مثبت باشد.

برخورد و رفتار اشراف فئودال و روحانی و بورژوازی تجاری هم در گفت و گو دوستانه است.

وقتی خنجر بر ستون فقرات همنوع نشست، از ماهیت برخورد و رفتار دوستانه پرده برمی افتد.

یعنی

وقتی که دیگر دیر شده است.

 


 محمد محمدی ری‌شهری 

(۷ آبان ۱۳۲۵ در ری– ۱ فروردین ۱۴۰۱ در تهران)

 روحانی شیعه، قاضی و سیاستمدار بود.

 او از مبارزان علیه حکومت پهلوی بود و پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ دارای مسئولیت‌های متعدد سیاسی و قضایی ازجمله وزارت اطلاعات، دادستانی کل کشور، دادستانی دادگاه ویژه روحانیت و عضویت مجلس خبرگان رهبری را دارا بود.

ویکی پیدیا

 

برخورد و رفتار ری شهری و شرکاء با افسران حزب در روند کشف کودتاها و خنثی سازی آنها، خیلی دوستانه بود، اما از ماهیت خصمانه ی برخورد و رفتار دوستانه وقتی پرده بر افتاد که افسران توده ای پس از تحمل ذلت و خفت و زجر بی پایان، به جوخه تیرباران سپرده شدند.

صورت (فرم، نمود، پدیده، فنومن) زیبای ظاهر هیچ نیست.

تا توانی سیرت (محتوا، ماهیت، باطن، ذات )  زیبا بیار.

(سعدی)

۵
لحنِ او آموزشی است 

لحن که نمی تواند آموزشی باشد.

محتوا می تواند آموزشی باشد و یا نباشد.

لحن آموزشی فقط می تواند ادا و اطوار  باشد:

دانشورانه و گنده گوزانه و معلم مآبانه باشد.

۶
لحنِ او دوستانه و آموزشی است، نه ستیز و دشمنی.

کسی که ادعای داشتن متد دیالک تیکی را دارد، هنوز نمی داند که ضد دیالک تیکی دوستانه، خصمانه می شود و نه ستیز و دشمنی.

راستی منظور نگارنده سایت توده ای ها  از آموزشی چیست؟

 ضمنا ضد دیالک تیکی آموزشی چیست؟

 آموزش در واژه نامه ها به معنی تعلیم  (یاد دادن) به کار می رود.

در این صورت ضد دیالک تیکی اش می شود تعلم (یاد گرفتن):

دیالک تیک تعلیم و تعلم.

ما فکر می کنیم که آموزش خود دیالک تیکی از یاد دادن و یاد گرفتن است.

برای اینکه هیچ یاد دادنی (تعلیمی) وجود ندارد که با یاد گرفتن (تعلم) توأم نباشد.


اگر منظور نگارنده سایت توده ای ها از طرز گفت و گوی عموزاد (و نه لحن او) آموزشی به معنی تعلیمی صرف و معلم مأبانه باشد، این نه مثبت است و نه امکان پذیر.

چون نمی توان معلم بود و ضمنا متعلم نبود.

امتحانش آسان است.

ادامه دارد.

درنگی در کلمات قصار استاد (کنفوسیوس) (۶۴)

Die Worte des Meisters: Konfuzianische Weisheiten 

به قلم

چائو هسیو چن

ترجمه به آلمانی از متن امریکایی

هانس کریستیان مایسر

(۲۰۰۵) 

برگردان به فارسی و تحلیل مارکسیستی

شین میم شین

 

۲۳

برای جلوگیری از نق زدن (غرغر کردن)

 به بزرگواری (بخشندگی، دست و دل بازی) نیاز است.

 

کنفوسیوس و طلابش

برای درمان هر دردی راه حل اخلاقی عرضه می کنند.

نق نق زدن ویا غرغر کردن دهها علت و دلیل دارد و هر خردمند و خردگرایی درمان با توجه به غلل و دلایل مربوطه، راه حلی عینی و عقلی و علمی و اثبات تجربی شده تجویز می کند.

 

بزرگواری و دست و دل بازی که نمی تواند جای راه حل های عینی و علمی و عقلی و به محک تجربه خورده را بگیرد.

 

حریفی در خاطراتش می نویسد:

روزی در کلاس سوم مدرسه ابتدایی به دلیل گرفتاری معلم مان، یکی از معلمان دیگر سر کلاس آمد.

معلمی بی حوصله که برای وقت کشی مسائل بی محتوا روی تخته می نوشت.

من که شاگرد اول کلاس بودم، شروع کردم به نق نق زدن.

او هم متوجه شد و سیلی محکمی بر صورتم زد که همچنان و هنوز رنجم می دهد.

 

او هم شبیه کنفوسیوس و طلابش برای جلوگیری از نق زدن (غرغر کردن)

به عوض ذره ای مغز اندیشنده، راه حل بند تنبانی و ضد انسانی در کله داشت.

 

ادامه دارد.


فرهنگ مفاهیم فلسفی (س) سوسیالیسم و کمونیسم اوتوپیکی (۱)

https://www.philosophicum.com/fileadmin/_processed_/9/8/csm_R2007-Winfried-Schr%C3%B6der_47eb058f64.jpg

 

پروفسور دکتر وینفرید شرودر

(۱۹۵۶ ـ ۲۰۲۲)

برگردان

 شین میم شین

 

۱

·     مارکس و انگلس دو دسته از جنبش ها و تئوری ها را تحت عنوان کمونیستی ـ اوتوپیکی نام می بردند:

 

الف

·    جنبش ها و تئوری هائی را که بیانگر گرایشات اقشار توده ای ـ پیش پرولتری در دوره مبارزه بورژوازی بر ضد  نظام جامعتی فئودالی و سلطنت فئودالی ـ استبدادی بوده اند .

 

ب

·    جنبش ها و تئوری هائی را که بیانگر منافع پرولتاریا در دوره ای بوده اند که بورژوازی مواضع سیاسی قدرت خود را تحکیم کرده بود.

·    (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۴، ص ۳۵۸)

 

۲

·    از آنجا که مارکس و انگلس میان توسعه کمونیسم اوتوپیکی و مناسبات اقتصادی ـ جامعتی و سیاسی پیوند بی واسطه می دیدند، میان فرم های نمودین زیرین کمونیسم اوتوپیکی تفاوت می گذاشتند:

 

الف

·    توصیفات اوتوپیکی از اوضاع و احوال جامعتی ایدئال در قرن شانزدهم و هفدهم   

 

ب

·    تئوری های کمونیستی مستقیم در فرانسه در قرن هجدهم

 

پ

·    اولین ظهور حزب کمونیستی واقعا فعال در انقلاب بورژوائی، بعد از براندازی سلطنت مشروطه

 

ت

·    سوسیالیسم انتقادی ـ اوتوپیکی

 

ث

·    احیای جنبش پرولتری بعد از انقلاب فرانسه در سال ۱۸۳۰، آخرین و عالی ترین فرم کمونیسم اوتوپیکی

 

۳

·    مارکس و انگلس برای عمده کردن گرایشات خودویژه کمونیسم اوتوپیکی از جنبه های زیر نیز صحبت می کردند:

 

۱

·    از کمونیسم سنگ بزرگ بردار و سطحی

·    (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۱، ص ۴۸۲)

۲

·    از کمونیسم صغیر، هوادار برابرسازی و ریاضت کشی

·    (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۴، ص ۴۸۹) 

 

۳

·    از کمونیسم کارگری خودرو

·    (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۷، ص ۵۱۳) 

 

۴

·    از کمونیسم تخیلی

·    (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۸، ص ۵۸۲)

 

۵

·    کمونیسم مبتنی بر انتزاع دگماتیکی

·    (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۱، ص  ۳۴۴)

 

۶

·    کمونیسم انتقادی ـ اوتوپیکی

·     (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۴، ص ۴۸۹، ۵۸۰)

 

۴


 

فرانسوا ماری چارلز فوریه (۱۷۷۲ ـ ۱۸۳۷)

سوسیالیست اوتوپیکی فرانسه

 

·    مارکس و انگلس فوریه، سن سیمون و اون  را که در دوره تشکیل سیطره بورژوازی در فرانسه و بلافاصله پس از شکست توطئه براندازانه بابوف، آموزش خود را تدوین می کنند، به عناوین زیر نام می برند:

 

۱

·    بورژواهای کمونیست

·    (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۳، ص ۲۰۷)

 

۲

·    مؤسسان سوسیالیسم

·    (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۲۰، ص ۱۹)

 

۳

·    سه اوتوپیست بزرگ

·    (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۲۱، ص ۴۹۳)

 

۴

·    بزرگترین اندیشمندان در میان سوسیالیست های سابق

·    (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۴، ص ۱۴۳، ۴۸۹)

 

۵

·    سوسیالیست های اوتوپیکی.

·    (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۴، ص ۴۸۹، ۱۴۳)

 

ادامه دارد.