۱۴۰۰ اردیبهشت ۱۰, جمعه

کلنجار سنگ سخنگویی با سگ سخن جویی (۴۵۷)

  Ist möglicherweise ein Bild von 1 Person und Frucht

  میم حجری



۵۷۹۲

سنگ سخنگو

تاریخ مثلا ماتریالیسم و دیالک تیک از چه قرار است؟ 

مارکس و انگلس و هر عالم دیگر 

چیزی را اختراع نکرده اند. 

هر کس سهم خود را به توسعه و تکامل ماتریالیسم و دیالک تیک ادا کرده است. 

سهم حزب توده صدبرابر سهم مارکس است.

۵۷۹۳

سنگ سخنگو

کرونا هم مثل هر چیز منفی و مخرب ضمنا فوایدی دارد.
حتی آخوندها اگر تیز بنگریم فوایدی برای جامعه داشته اند. 

طنز تاریخ همین است. 

تاریخ طناز 

سدها را به دست سد سازان سنتی درهم می شکند


۵۷۹۴

سنگ سخنگو

مهرزاد

دقیقا دوهفته پیش بود
کف مطبخ همایونی را شسته بودم
حواس ام نبود که وقتی نظافتچی هستم دست از سوسول بازی خانمانه بردارم باهمان دمپایی های پاشنه بلند همینجوری بی خیال رفتم
آشپزخونه که چشمتون روز بد نبینه
یکهو انگار گوریل انگوری منو مثل پرکاه اززمین برداشت وباتمام قدرت باتخت پشت کوبید روی سرامیک ها
چنان دردناک بودکه یقین کردم کمرم شکسته وقطع نخاع شدم
باهمون درد وحشتناک هرطور بود بلند شدم سرپا تا ببینم ویلچر لازم شده ام یانه
خداروشکر قطع نخاع نشده بودم
اما پشت وکمرم آسیب جدی دید
دنده هام شکست
( دوبارقبلا درتصادف شکستگی دنده داشته ام وبا دردش آشناهستم)ومیدونم که شکستگی دنده، درمانی به جز صبر وتحمل و گذشت زمان ندارد
رادیولژی نرفتم ازترس کرونا
الان دوهفته است که بامسکن های قوی زندگی می کنم
همینجوری مسافرت هم رفتم،دریا هم رفتم وتمام امورات منزل راهم‌
انجام میدم البته گاهی ازدرد جیغ وداد هم می کنم
اینارو گفتم که یادتون باشه اگر کف آشپزخونه خیس بود خیلی احتیاط کنید ولطفادراینجور مواقع دمپایی سوسولی هم نپوشید

۵۷۹۵

سنگ سخنگو

ممنون.
اولا هماندیشی برای اقناع همنوع نیست.
برای تمرین خوداندیشی است.
خوداندیشی هم نوعی هماندیشی است.
تحلیل اندیشه ای، مقاله ای، کتابی هم نوعی هماندیشی است.
هماندیشی باواسطه است.
ثانیا همین حریف فحاش بهتر از قاضیان است که شما اینهمه وقت صرف هماندیشی با او می کنید.
حریف فحاش هم مدعی توده ای بودن است.
فحاشی او نوعی رقابت حزبی است.
قبلا رفتار دیگری داشته اند.
حالا شمشیر از رو بسته اند.
شاید دلیلش این باشد که حزب توده نیرو گرفته است

۵۷۹۶

سنگ سخنگو

منظور از امپریالیسم چیست؟ 

تعریف کنید تا بتوان هماندیشی کرد. 

همین امپریالیسم در ج. ج. دوم متحد اتحاد شوروی بود. 

یعنی اتحاد با امپریالیسم بر ضد فوندامنتالیسم و فئودالیسم و پان اسلامیسم حتما نباید ارتجاعی باشد.

۵۷۹۷

سنگ سخنگو

نه. 

از کوزه همان برون تراود که در او ست. 

ضرب المثل ها را نباید دستکم گرفت

۵۷۹۸

سنگ سخنگو

جز من اگرت عاشق و شيداست ، بگو
ور ميل دلت به جانب ماست ، بگو
ور هيچ مرا در دل توجاست ، بگو
گر هست بگو ، نيست بگو ، راست بگو
مولانا


سگ سخن جو

 

هی مولا
عشق اگر در بین باشد
به هزار زبان در سخن است.
لازم به پرس و جو و گفت و گو نیست
بدان

۵۷۹۹

سنگ سخنگو

تو تنها می‌توانی آخرین
درمان من باشی
و بی‌شک دیگران بیهوده
می‌جویند تسکینم ...!
محمد علی بهمنی

 
سگ سخن جو

 

معنی تحت اللفظی:
همه برای تسکین یابی به سراغ من می آیند.
درمان درد من اما فقط تویی.

این شعر بهمنی
یک جایش می لنگد.
شاید منظورش نه تسکین جویی
بلکه تسکین دهی باشد:
همه در صدد تسکین دادن به من هستند
ولی مسکن من فقط تویی.

در غیر این صورت، قصدش خود عزیز نمایی است و منتبر سر مخاطب نهادن است.
شاملو جهانپهلوان این جور خودستایی ها و خود شیفتگی ها بوده است:
من بامداد اول و اخرم
من هابیلم
الله اکبر
وصفی است که از من می کنی
خدا ترجمه نام من است.

۵۸۰۰

سنگ سخنگو
 احمدشاملو
آیدا
آنچه به تو می‌دهم عشق من نیست؛ بلکه تو خود، عشق منی.


سگ سخن جو

 

شاملو شاعر بزرگی است
ولی خردستیز است و از خردستیزی فضیلتی ساخته است و اشاعه داده است:
اگر رابطه او با آیدا در این سخن مورد بحث باشد،
قضیه از دو حالت خارج نیست:
الف
یا شاملو عاشق آیدا ست
یعنی آیدا معشوق است و شاملو عاشق
به عبارت دیگر
شاملو نیازمند است
و
آیدا
رازمند و نازفروش.

ب
و یا برعکس.
شاملو معشوق آیدا ست.
یعنی
آیدا نیازمند است و شاملو رازمند و نازفروش

به نظر ما این مورد در باره شاملو صادق است.
شاملو شبیه خدا در قران کریم است:
همه کشته مرده اش هستند.

۵۸۰۱

سنگ سخنگو

روسیه و یا شوروی؟
خیال می کنید پوتین همان لنین است؟
حزب توده
حزب خواهر و برادر حزب ک. شوروی بوده است.
همانطور که حزب رستاخیز حزب خواهر و برادر مثلا حزب جمهوری خواه و یا دموکرات امریکا بوده است.
این خرافه که شاه نوکر امریکا و حزب توده وابسته به شوروی بوده،
فاقد اعتبار علمی و واقعی است.
خرافه است.
بطلان این ادعا را تجربه نشان داده است.
هر که ناموزد ز پیر روزگار
هیچ ناموزد ز هیچ اموزگار
تحلیل علمی این است
که
ایران و حتی منطقه
بدون حزب توده
هیچ چیز ارزشمندی در هیچ زمینه ای نمی توانست داشته باشد.
حزب توده
بهترین نعمتی است که توده در دامان خود بسان گوهری پرورده است.
خدمات حزب توده به بشریت
در مقیاس جهانی بی همانند است.
حزب توده
در کیانوری و طبری و غیره خلاصه نمی شود.
از کهکشان حزب توده
خورشیدی طلوع کرده است.
بی همتا در مقیاس دنیا

۵۸۰۲

سنگ سخنگو

آرزو می کردم،
که تو خواننده شعرم باشی.
راستی شعر مرا می خوانی ؟
نه، دریغا، هرگز
باورم نیست که خواننده شعرم باشی
کاشکی شعر مرا می خواندی
حمید مصدق


سگ سخن جو

 

معنی تحت اللفظی:
کاش استثنائا تو اشعار مرا می خواندی.

عشق هر کس به مولود مادی، فکری و هنری اش
عظیم ترین و اصیل ترین عشق است.
مثلا
عشق شاعر به شعرش.
عشق نویسنده به قصه اش.
عشق معمار به عمارتش.

مصدق آرزو می کند که محبوبش
اشعارش را بخواند.
آنچه که مصدق نمی داند
توان فهم شعر است.
خلایق به ندرت توان فهم اشعار و افکارو آثار این و آن را دارند
چنین انتظاری از خلایق
خوش خیالانه
خوش بینانه
خودفریبانه
است.
فریب لایک ها و احسنت ها و هوراهای توخالی خلایق را نباید خورد
 
 

۵۸۰۳

سنگ سخنگو

بی تو در می یابم،

چون چناران كهن

از درون تلخی واریزم را.

كاهش جان من این شعر من است .

آرزو می كردم،

كه تو خواننده شعرم باشی .

- راستی شعر مرا می خوانی ؟ -

نه، دریغا، هرگز،

باورم نیست كه خواننده شعرم باشی .

- كاشكی شعر مرا می خواندی ! -

*****

...

گاه می اندیشم،

خبر مرگ مرا با تو چه كس می گوید ؟

آن زمان كه خبر مرگ مرا

از كسی می شنوی، روی تو را

كاشكی می دیدم .



شانه بالا زدنت را،

- بی قید -

و تكان دادن دستت كه،

- مهم نیست زیاد -

و تكان دادن سر را كه،

- عجیب ! عاقبت مرد ؟

- افسوس !
- كاشكی می دیدم !



من به خود می گویم :

« چه كسی باور كرد

« جنگل جان مرا

« آتش عشق تو خاكستر كرد ؟


۵۸۰۴

سنگ سخنگو

همه میخواهد بشریت را تغییر دهد ، افسوس که هیچکس دراین اندیشه نیست که خود را تغییر دهد .
 لئو تولستوی

 

سگ سخن جو

 

 لئو جان
کسی نمی خواهد و نمی تواند بشریت را تغییر دهد.
هدف افراد انقلابی
تغییر جامعه است.
تغییر زیربنای اقتصادی جامعه است.
تغییر مناسبات جامعتی است.
که سرچشمه همه تغییرات دیگر است.

هر تلاشی برای تغییر چیزی
ضمنا
تلاشی برای تغییر خویشتن است.
به همان اسن
که
هر یاری به همنوع
ضمنا
به معنی خودیاری (یاری به خویشتن) است.

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم سیاسی (ح) حقوق کشاورزی (قانون کشاورزی) (۲) (بخش آخر)

Ist möglicherweise ein Bild von Text  

هیئت تحریریه کلکتیو

برگردان 

شین میم شین

  

۵

·    حقوق کشاورزی بالاخص در خدمت جامه عمل پوشاندن به وحدت میان طبقه کارگر و دهاقین تعاونی است.

 

۶

·    قوانین ساختمان تعاونی که لنین بر مبنای معارفی از مارکس و انگلس در برنامه تعاونی معروف خود  تعیین کرده و بیانگر قانونمندی های عینی اند، در همه اجزای  حقوق کشاورزی برجسته اند.

 

۷

·    خط شاخص حقوق کشاورزی عبارت است از شرکت دهاقین تعاونی در تشکیل تعاونی و تحقق آن.

 

۸

·    تنظیم روابط درونتعاونی بر مبنای اقتدار دولتی محوله و هنجارهای حقوقی توصیه شده به طرز خودمسئولانه ای توسط تعاونی تولید کشاورزی صورت می گیرد.

 

۹

·    سنگ بنای توسعه حقوق کشاورزی را مصوبات کنگره های دهقانی تشکیل می دهند که به طور منظم تشکیل می یابند.

 

۱۰

·    پیش شرط تمرکز و تخصص تولید کشاورزی، فرم های نوین سازماندهی (و سازمان یابی) هم میان کارخانجات کشاورزی و هم میان مولدین منفرد (دهاقین، کارگران کشاورزی و کارکنان تأسیسات میانتعاونی) و نتیجتا، فرم های حقوقی تشکیل این روابط  را حقوق کشاورزی تشکیل می دهد.

 

۱۱

·    گسترش و تغلیط (تمرکز) تولید و روابط متقابل میان کارخانجات کشاورزی، یعنی میان ال پی گی، گی پی گی و فا ای گی و میان کارخانجات سوسیالیستی کشاورزی و و کارخانجات استفاده از فراورده های کشاورزی به مثابه مواد خام و کارخانجات تجاری، تدوین  رشته حقوقی در برگیرنده کل کشاورزی و مبتنی بر قوانین اساسی واحد را الزامی ساخته اند.

 

·    ال پی گی یعنی تعاونی تولیدی کشاورزی

·    گی پی گی یعنی تعاونی تولیدی باغبانی

·    فا ای گی یعنی کارخانجات کشاورزی تحت مالکیت خلق

 

·    مراجعه کنید به روابط تعاونی در کشاورزی

 

پایان

 

کلنجار سنگ سخنگویی با سگ سخن جویی (۴۵۶)

 Ist möglicherweise ein Bild von 1 Person und Frucht

  میم حجری


۵۷۶۸

سنگ سخنگو

دختر جان، وقتی درجامعه‌ای زندگی میکنی، که مردان آن جامعه به ارزان‌ترین شکل ممکن قادر به خرید خروارها احساس در خیابان‌های شهر هستند،
باید خوب فهم کنی که در چنین جایی سال‌هاست که عشق را، در گورستانی‌ متروک دفن کرده‌اند.
میثرا اشوان
مانتره


سگ سخن جو

 

میترا جان هر چه در هرجا و هر زمان هست، مشخص است و نه مجرد.

 نه مردان مجرد و انتزاعی و یکسان وجود دارند و نه دختران مجرد و انتزاعی و یکسان. 

ستم در جامعه طبقاتی نه جنسیتی، بلکه طبقاتی است

۵۷۶۹

سنگ سخنگو

وقتی خیلی از نداشتنت می‌ترسم کلمات رو فراموش می‌کنم، حرف‌ها و کارهای عادی یادم میره، میشم یه موجودِ ضعیف کنجِ خونه که به هر سوالی از طرف تو دلش میخواد جواب بده: «دوستت دارم.»
"زهره احمدی"


سگ سخن جو

 

عشق همینه. 

آدمی را سلب آدمیت میکند

۵۷۷۰

سنگ سخنگو

  نه. 

ما اهل شوخی نیستیم. 

فقط سؤال می کنیم. 

شما به عوض ارسال ما به دنبال دلیل

 لطف کنید و رویزیوینسم و اوپورتونیسم را تعریف کنید و بعد نشان دهید که سران حزب توده شاخص های مربوطه را دارند. 

خیلی ها ادعا می کنند که خروشچف رویزونیست بوده. 

اینها اصلا نمی دانند که تعریف رویزیوینسم و اوپورتونیسم چیست

۵۷۷۱

سنگ سخنگو

شیدان وثیق
با همه روشنفکران کشور ما فرق دارد.
یک سر و گردن بالاتر از همه انها ست.
ما مطلبی از ایشان را چند سال قبل ویرایش و منتشر کرده ایم.

(بدون تسخیر قدرت سیاسی ...)

این پژوهش ایشان را هم باید با دقت درخور بخوانیم.
اکنون بر روی جملات اول این پژوهش خم می شویم:

۱
موضوع لائیسیته: لائیسیته تنها به موضوع آزادی وجدان و عقیده، برابری دین‌باوران و دین‌ناباوران در برابر قانون و به مناسبات بین دولت و بخش عمومی از یک‌سو و دین و نهادهای دینی از سوی دیگر می‌پردازد. با حرکت از این توضیح، اموری چون «دموکراسی»، »جمهوری»، «برابری زن و مرد» و غیره موضوعِ لائیسیته قرار نمی‌گیرند. اما پیش‌شرط‌های لائیسیته وجود آزادی، دموکراسی و قانون‌مداری است.


سکولاریسم و یا لائیسیته
به دخالت نکردن دین در امور دولتی و دولت در امور دینی اطلاق می شود.
سکولاریسم و یا لائیسیته
حاوی و حامل گشتاوری ضد فئودالی است که مذهب ایده ئولوژی اش بوده است و روحانیت یا به عنوان طبقه حاکمه و یا به عنوان ایده ئولوگ طبقه حاکمه و یا هردو همزمان
در حاکمیت و حکومت شرکت کرده داشته اند.
انقلابات بورژواییب
دین طریق
دست فئودال ها و روحانیت را از حکومت و حاکمیت کوتاه می کنند.
قبلا املاک و امتیازات شان را از دست شان گرفته اند و خون شان را هم ریخته اند.
برخورد شیدان به سکولاریسم و یا لائیسیته نه طبقاتی است و نه فرماسیونی ـ اقتصادی و نه مارکسیستی (ماتریالیستی ـ تاریخی)

۲
مقوله «دولت» در هر جای این نوشته در برگیرنده‌ی سه قوای اجرایی، قانون‌گذاری و قضائی می‌باشد


دولت یک مفهوم ماتریالیستی - تاریخی است.
این جمله شیدان به لحاظ گرامری (دستور زبان فارسی) معیوب است:
سه قوای ..
نادرست است.
سه قوه ...
درست است.
چون خود «سه» حاوی و حامل جمعیت (جمع بودن) است.
«می باشد»
نیز به لحاظ گرامری معیوب است.
می باشد را عمدتا افغانی ها به کار می برند.


۵۷۷۲

سنگ سخنگو

واژگان جنسیت زده :
قول مردانه مگر قول زنانه چه عیبی دارد ؟
زن و بچه مردم
چرا کسی نمیگوید شوهر و بچه مردم نمیگوید ؟
یعنی زن و بچه متعلق به مردم هستند و مردم اصلی را مردان تشکیل میدهند
جوانمرد درحالیکه کسی جوان زن نمیگوید
خاله زنک درحالیست که کسی خاله مردک نمیگوید
زنان بی سرپرست بی سرپرست تنها مربوط به افراد زیر سن قانونی است و زن ها جدای اینکه به سرپرست نیازی ندارند میتوانند خود سرپرست هم بشوند
زن ها رانندگی بلد نیستند بلد بودن رانندگی به جنس افراد ربطی ندارد .
زن گرفتن زن گرفتنی نیست این یک توهین است
دختر دادن دختر دادنی نیست بلکه خودش باید در ازدواجش مختار باشد
خانه پدر مگر خانه فقط مال پدر است ؟
خانه شوهر پس حق زنان چه میشود ؟. مواظب ادبیات وواژگانمان باشیم


سگ سخن جو

 

۱
واژگان جنسیت زده

واژه ها جنیست زده نیستند.
مفاهیم
طبقاتی اند.
مفاهیم طبقاتی تر از هر چیز طبقاتی دیگرند.

۲
قول مردانه مگر قول زنانه چه عیبی دارد ؟

در ایده ئولوژی اشراف برده دار و فئودال و روحانی
زن
تحقیر می شود.
آدم حساب نمی شود.
به همین دلیل قول زنانه
سلب اعتبار می شود و قول مردانه معتبر دانسته می شود.
زنان در ممالک سرمایه داری تا همین چند دهه قبل حق دادن رأی نداشتند.

۳
زن و بچه مردم
چرا کسی نمیگوید شوهر و بچه مردم نمیگوید ؟
یعنی زن و بچه متعلق به مردم هستند و مردم اصلی را مردان تشکیل میدهند

اینهم به همان دلیل است.
زن ستیزی پدیده ای طبقاتی است.
رهایی زنان در گرو رهایی بشریت از شر جامعه طبقاتی است.

۴
جوانمرد درحالیکه کسی جوان زن نمیگوید

مفهوم جوانمرد فقط از این نظر معیوب نیست.
جوانمرد یعنی بخشنده، بزرگوار، سخی
دال بر وجود فقیر و محتاج در جامعه است

۴
خاله زنک درحالیست که کسی خاله مردک نمیگوید

اینهم از مفاهیم آنتی فمینیستی (زن ستیزانه) است.

۵
زنان بی سرپرست
بی سرپرست تنها مربوط به افراد زیر سن قانونی است و زن ها جدای اینکه به سرپرست نیازی ندارند میتوانند خود سرپرست هم بشوند

در این مفهوم فئودالی ـ روحانی
زن
تا درجه اطفال تنزل داده می شود و تحقیر می شود.

۶
زن ها رانندگی بلد نیستند
بلد بودن رانندگی به جنس افراد ربطی ندارد .

وقتی بخشی از اعضای جامعه تحقیر شوند
زیر ذره بین قرار می گیرد و هر نقص و عیب شان
صدبرابر بزرگتر نمودار می گردد.
زنان شوروی فضانورد بودند
زنان المان شرقی
فرزانه و آکادمیسین بوده اند و رهبران جامعه بوده اند.

۷
زن گرفتن
زن گرفتنی نیست این یک توهین است

آره.
اینهم به همین سان

۸
دختر دادن
دختر دادنی نیست بلکه خودش باید در ازدواجش مختار باشد
بیشک
درد این است که زنان چه بسا زن ستیزتر از مردانند.

۹
خانه پدر
مگر خانه فقط مال پدر است ؟
خانه شوهر
پس حق زنان چه میشود ؟.

اینها هم دال بر ارزش نازلتر زنان در ایده ئولوژی طبقات انگل است.

۱۰
مواظب ادبیات وواژگانمان باشیم
مفاهیم
عکس و تصویرند
تا زمانی که اصل بر زن ستیزی باشد
تغییر الکلی و فرمال مفاهیم
کارساز نیست.
البته بهتر از هیچ است.

۵۷۷۳

سنگ سخنگو

سران حزب توده جزو اراذلند؟ 

اگر نظری نادرست است، متمدنانه استدلال کنید و صحت موضع خود را اثبات کنید. 

توهین به دگراندیش کسب و کار لات ها و لاشخورها ست.

۵۷۷۴

سنگ سخنگو

فروغ فیلسوفی جامعه شناس بوده است. 

صد سال دیگر هم نظیری برای فروغ پیدا نخواهد شد. 

یادش به یاد باد. 

انقلابی خردگرای بی همتا

۵۷۷۵

سنگ سخنگو

در این شعر مولانا توسعه و تکامل جماد به نبات / نبات به جانور / جانور به انسان تبیین می یابد. 

مولانا در این نظر  رادیکال تر و پیشرفته تر از داروین است. 

در حد مارکس و انگلس است. 

همه عرفا از این سخنان علمی دارند. 

ولی دلیلی بر صحت آنها ندارند.

۵۷۷۶

سنگ سخنگو

 
چون به رقص آیی و
سرمست برافشانی دست،
پرچم شادی و شوق است
که افراشته‌ای!
لشکرِ غم خورد از
پرچم دست تو شکست!
فریدون مشیری

سگ سخن جو

 

مشیری شاعر بزرگی است
ولی سواد درست و حسابی ندارد.
در نتیجه نمی داند که رقص چیست؟
راستی رقص چیست؟

ضمنا
شادی باید خودپو باشد و نه دلبخواهی و تصنعی و زورکی و قلابی

۵۷۷۷

سنگ سخنگو

 مگر قران را نخوانده ای؟ 

خدا خودشیفته است. 

خودشیفته عاشق نمی شود.

۵۷۷۸

سنگ سخنگو

چرا و به چه دلیل؟ 

انسان نمی تواند از درختان استفاده نکند. 

مسئله چیز دیگری است. 

مسئله اداره راسیونال جنگل ها و باغات و بستان ها ست. مسئله برقراری هارمونی (هماهنگی) بر باد رفته جامعه با طبیعت است. 

جامعه امپریالیستی دچار بحران اوکولوژیکی (زیستمحیطی) است. 

تنها راه خروج از این بحران 

گذار گلوبال بشریت به کمونیسم است

۵۷۷۹

سنگ سخنگو

برای چه از گروه خارج می شوید؟ 

هماندیشی کنید. 

ضمنا تغییر رفتار راه توده را تحلیل کنید. 

فحاشی نشانه بن بست فکری و نظری و سیاسی و اخلاقی است.

۵۷۸۰

سنگ سخنگو

 
  جنگلبانی و باغبانی و مراتع و مزارع بانی 

هر کدام علمی است. 

از درختان و حیوانات و پرندگان و غیره باید هم استفاده شود و هم بقا و تکثیر آنها تضمین شود. 

یعنی رفتار دیالک تیکی صورت گیرد. 

آدم ها هم پیر می شوند و می میرند. 

به همین دلیل تولید مثل بسته به میزان مرگ و میر تعیین می شود

۵۷۸۱

سنگ سخنگو

نه، انسان هرگز بالغ نمی شود
من اين را در دغدغه های هوسناک مردان ديده ام.


سگ سخن جو

 

از قضا قضیه درست برعکس است:
هوس بازی های خلایق
هم
نشانه بلوغ سنی آنها ست
و
هم
ناشی از بلوغ سنی آنها.

نابالغین
حتی بوسه خشک و خالی را ادراک نمی کنند

۵۷۸۲

سنگ سخنگو

 ما تعاریف مفاهیم را می دانیم. 

به همین دلیل نوشته ایم: 

اگر سران حزب توده رویزیونیست اند،

رویزیونیسم را تعریف کنید و ادعای خود را اثبات کنید. رویزیونیسم که فحش خواهر و مادر نیست. 

ضمنا چرا نوید آنتونی خودش واکنش نشان نمی دهد؟ 

چرا از هماندیشی فرار می کند؟

۵۷۸۳

سنگ سخنگو

بشریت متمدن
چاره ای جز هماندیشی ندارد.

هماندیشی بهتر از هفت تیرکشی و همنوع کشی است.

۵۷۸۴

سنگ سخنگو

حزب توده بهترین سازمان سیاسی کشور بوده و است.
با ترور و تحقیر و توهین نمی توان حزب توده را تخریب کرد.
شما هر اندیشه و نظر و موضعی را که باطل می دانید، ذکر کنید و با اقامه دلیل منطقی و علمی بطلانش را اثبات کنید.
ضمنا
به عوض گیر دادن به افراد به افکار بپردازید تا رستگار شوید.
افراد تغییر می یابند.
افکار می مانند و مؤثر می افتند.
ضمنا حزب توده چه ربطی به محیط زیست دارد؟

۵۷۸۵

سنگ سخنگو

تأسف کافی نیست. 

باید تحلیل و ریشه یابی شود تا کودکان مردم تخریب نشوند

۵۷۸۶

سنگ سخنگو

این فرمالیته ها مهم نیستند. 

مهم هماندیشی است. 

بهتر از هماندیشی فرمی برای همزیستی وجود ندارد. 

یا باید نظر دگراندیش را تحلیل کرد و یا باید هفت تیرکشید و ادم کشت

۵۷۸۷

سنگ سخنگو

۱۶۱۸ – ۱۶۴۸ میلادی: 

جنگ‌های مذهبیِ ۳۰ ساله و پیمان‌های وستفالی. 

با این قراردادها، که به‌طور عمده در سال 1648 در شهر مونستر آلمان منعقد می‌شوند

شیدان وثیق

سگ سخن جو

 

 جنگ های ۳۰ ساله
نه
جنگ های مذهبی
بلکه جنگ های دهقانی بوده اند.
رسما هم به همین نام نامیده می شوند.
جنگ های دهقانی بر ضد فئودالیسم (با حماتی بخور و نمیر بورژوازی عقب مانده المان) بوده اند و نهایتا به سازش بورژوازی با اشراف فئودال منجر شده است
و تلفات عظیم دشاته است.
مبارزه بر ضد زیربنای اقتصادی
هیمشه و همه جا با مبارزه بر ضد روبنای ایده ئولوژیکی توأم است.
کاتولیسیسم (کلیسا) یک پایش در حاکمیت طبقاتی (زیربنای اقتصادی) بوده و پای دیگرش در روبنای ایده ئولوژیکی.
به همین دلیل مبارزه توده های دهقانی ضمنا مبارزه بر ضد ایده ئولوژی فئودالی (کاتولیسیسم) بوده است.
جالب این است که جنگ های سی ساله
چه بسا تحت رهبری کشیش ها و کشیشه های انقلابی صورت گرفته اند.
مونتسر و همسرش پیشاپیش مبارزات مسلحانه دهقانان رزمیده اند و پس از شکست بر دار شده اند.
در آلمان دموکراتیک تندیسی از این دو فرزانه انقلابی وجود داشت.
شیدان بی اشاره ای به زیربنای اقتصادی
در روبنای ایده ئولوژیکی پرسه می زند.
مارتین لوتر
با جنبش ضد فئودالی دهقانان و کشیشان انقلابی که معابد مسیحی را به اطراقگاه دهقانان مبدل می کردند مخالفت ورزیده است

۵۷۸۸

سنگ سخنگو

هماندیشی چیست؟
هماندیشی استیل زیست متمدنانه است.
هماندیشی
بی قید و شرط است.
هماندیشی با همنظران که هماندیشی نیست.
هماندیشی فرمی از مبارزات ایده ئولوژیکی است.
آدمیان در روند هماندیشی هم مؤثر می افتند و هم متأثر می شوند.
هماندیشی روندی دیالک تیکی است.
بدون هماندیشی کسی نمی تواند به خ

ودشناسی و همنوع شناسی و جامعه شناسی دست یابد.
فقط می تواند فحش دهد و فحش بشنود

۵۷۸۹

سنگ سخنگو

شیمی و فیزیک و بیولوژی چیستند؟ 

شیمی چه ربطی به این و یا آن کیمیا گر و شیمیدان دارد؟

۵۷۹۰

سنگ سخنگو

 مارکسیسم علم است. 

مارکس و انگلس و صدها نفر دیگر هر کدام سهمی به تشکیل و توسعه اش ادا کرده اند. 

مارکس از قضا مبلغ و مؤید علمیت مارکسیسم بوده است. 

جدال پیگیر مارکس با کمونیسم کارگری وایت لینگ بر سر علمیت مارکسیسم بوده است. 

سهم مارکس به مارکسیسم قابل مقایسه با سهم لیبیک (رفیق شیمیست مارکس) به شیمی است. 

حزب توده در توسعه مارکسیسم نقش غول آسایی بازی می کند که در مقیاس جهانی بی نظیر است

۵۷۹۱

سنگ سخنگو

نه.
هماندیشی حد و مرز ندارد.
هماندیشی فرمی از مبارزه طبقاتی است.
هر اندیشه
خنجری طبقاتی است.
کسی که فحاشی میکند و یا فحاشی فحاش را
بهانه فرار از هماندیشی قرار می دهد، به این دلیل است که توان تفکر ندارد
 

ادامه دارد.