۱۴۰۵ خرداد ۱۳, چهارشنبه

انتقاداتی از هانا آرندت (۷)

  Photo of Hannah in 1924

  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

 

۲۲


 کارل کوسیک

(۱۹۲۶ ـ  ۲۰۰۳)

فیلسوف چک

مؤلف «دیالک تیک مشخص ها» (۱۹۶۳) 

او افکار مارکس را در پرتو فنومنولوژی مارتین هایدگر عرضه داشته است و به انتقاد چپنمایانه  غیر مارکسیستی از جامعه مدرن پرداخته است.

کارل کوسیک

این هاله را «مشخصیت کاذب» (پسویدو کنکرت هایت) می نامد:

 

۱

«بغرنجی فنومن ها (پدیده ها) که محیط زندگی روزمره بشری را و جو آن را پر می کنند و با قاعده مندی و بی واسطگی و عادی و طبیعی بودن شان در ذهن و ضمیر بشری وارد می شوند (انعکاس می یابند. مترجم)، هاله ای از استقلال و طبیعیت (طبیعی بودن) اتخاذ می کنند و جهان مشخصیت کاذب (کنکرت و مشخص (ضد مجرد) بودن دروغین)   را تشکیل می دهند.

 

۲

از آنجمله اند، پدیده های (فنومن ها، ظواهر امور) خارجی که در سطح واقعیت قرار دارند و ادای روندهای ماهوی (ذاتی) را در می آورند.

 

۳

جهان اوبژکت های (چیزهای) تثبیت یافته که خود را به مثابه شرایط طبیعی نمودار می سازند و به طور بیواسطه خود را به مثابه نتیجه کردوکار بشری شناخته نمی شوند.

 

۴


جهان مشخصیت کاذب، نور شامگاهی ئی است که آمیزه ای  از حقیقت و فریب است.»

(کوسیک، «دیالک تیک مشخص ها»، ص ۹)

 

۲۳

نقد فنومنولوژی در آثار هانا آرندت، فقط  شامل طرز تفکر او نمی شود.

ضمنا شامل همه فرقه های اگزیستانسیالیسم و فنومنولوژی می شود.

 

اگزیستانسیالیسم

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8805

 

 

اگزیستاسنیالیسم کاتولیکی (مسیحی)

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8816

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8820

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8826

 

۴

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8831

 

پایان

 ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم سیاسی (ب) بازار (۱)


هیئت تحریریه کلکتیو

برگردان

شین میم شین

 بازار

۱

·    بازار به مقوله عینی (؟) تولید کالایی اطلاق می شود.

 

 

 

(مقوله به عام ترین مفاهیم در هر رشته اطلاق می شود.

مفاهیم و مقولات

جزو ارواح اند و نتیجه تجرید (انتزاع) اند.

در نتیجه ذهنی (سوبژکتیو) اند و فقط در ذهن بشر وجود دارند.

حقیقت هم که لنین به عینیتش پامی فشارد، چیزی سوبژکتیو (ذهنی) است.

نتیجه تجرید است.

واقعیت است که اوبژکتیو (عینی) است.

منظور لنین این است که حقیقت سوبژکتیو به معنی میلی و دلبخواهی و این و آنی نیست. 

یعنی 

هرکس حقیقت خاص خود را ندارد.

یعنی

حقیقت بی اعتنا به این و آن وجود دارد. 

حقیقت هم جزو مفاهیم و مقولات فلسفی است و جزو ارواح است و سوبژکتیو است.

مترجم) 


۲

·    بازار به بخشی از روند بازتولید اطلاق می شود که ماهیتا با حوزه گردش سرمایه یکسان است.

 

۳

·    بازار مهمترین حلقه در زنجیر میان تولید و مصرف است.

 

۴

·    بازار مهمترین حلقه در تأثیر متقابل تولید و مصرف است.

 

۵

·    بازار در اقتصاد ملی مبتنی بر تقسیم کار، دربرگیرنده مجموعه شرایط تحقق و تهیه است.

 

۶

·    روند مبادله، تعویض فرم کالا و یا مسخ کالا با عرضه و تقاضا در بازار صورت می گیرد.

 

۷

·    بازار بخشی از شیوه های تولیدی مختلف است.

 

۸

·    بازار پدیده و نمود سطحی مناسبات جامعتی مربوطه است.

 

۹

·    بازار پدیده و نمود قانونمندی هایی است که در مناسبات جامعتی مربوطه مؤثر می افتند.

 

۱۰

·    ماهیت بازار، فونکسیون های بازار و قوانین حرکتی بازار را فقط می توان از شرایط جامعتی خاص شیوه تولید مربوطه و از نیروهای محرکه آن استخراج کرد.

 

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی ( ز) زنگرایی (فمینیسم) (۱)

https://www.jungewelt.de/img/2200/25832

کلاودیا ونگرین

(فمینیسم بورژوائی و یا همبستگی زنان؟)

زنتصویر حاکم، زنتصویر حکام است!

کلاودیا ونگرین

عصر ما

(۵ ماه مارس سال ۲۰۰۴)

برگردان

 میم حجری

   

مسئله زنان، مسئله مردان نیز است!

 

۱

·    همه می دانند که ارزیابی کیفیت زندگی مردم در هر جامعه بر مبنای کیفیت زندگی خبرگان آن جامعه ابلهانه است.

 

۲

·    اما کمتر کسی می داند که ارزیابی درجه مساوات و برابری زنان بر مبنای حضور زنان منفرد در سمت ریاست در سیاست و یا اقتصاد که با سرکوب اکثریت مردم جامعه و وخیم تر کردن کیفیت زندگی توده ها همراه است، نیز ابلهانه است.

 

۲

·    اولین قربانیان چنین سیاستی اغلب خود زنان هستند.

 

۳

·    تعداد هر چه کمتر از شاغلین تماموقت اکنون به انجام کار هر چه بیشتر وادار می شوند.

 

۴

·    در این زمینه سنت های عملی معینی از دیرباز وجود دارند.

 

۵

·    اگر زنان کار خود را تحمل ناپذیر حس می کنند، ناراضی اند و دستمزدشان پائین تر است، پیشنهاد می شود که بهتر است که هم و غم خود را مصروف کارهای زیباتری کنند که درجه بیگانه سازی شان کمتر است.

 

۶

·    دیری است که ثابت شده، که ما زنان در هیچ زمینه ای ـ چه خوب و چه بد ـ دست کمی از مردان نداریم.

 

۷

·    میزان هوش زنان و مردان یکی است و چون از دیرباز ما را ناقص العقل نامیده اند، چه بسا برای اثبات لیاقت خود به انجام هر کاری تن در می دهیم.

 

۸

·    «صیادان کله» در کنسرن های غول پیکر هم به این حقیقت امر پی برده اند و اصلا حاضر نیستند از بهترین فارغ التحصیلان دانشگاه های خبره پرور صرفنظر کنند، حتی اگر تصادفا زن باشند.

 

۹

·    اما با این حال، هر کس فکر کند، که زنان و مردان لیاقت های یکسانی دارند، خطای خطیری مرتکب می شود.

 

۱۰

·    زنان یک لیاقت بیشتر از مردان دارند و این لیاقت اضافی به اندازه کافی دست و پا گیر است.

 

۱۱

·    از آنجا که ما لیاقت آبستن شدن داریم و افکار عمومی حاضر به زیر پا نهادن اصل حمایت از مادران نمی شود، نتیجتا ما در جهان شغلی کاپیتالیستی ـ حداقل با مناسب بودن یکسان برای کار مربوطه ـ شانس کمتری از مردان داریم.

 

۱۲

·    اما برعکس!

·    ما در چشم اقتصاد بازار، یعنی به لحاظ پیگیری، آماجگرائی، خودهمرنگ سازی و بی وجدانی، می توانیم در موارد منفرد بر مردان ضعیف الجثه با مدارک تحصیلی بدتر ترجیح داده شویم و «بهتر» از مردان قلمداد شویم.

 

ادامه دارد.

انتقاداتی از هانا آرندت (۶)

  Photo of Hannah in 1924

  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

 

 

۱۵

خودویژگی متد فنومنولوژیکی هانا آرندت، یعنی رد تئوری بالاعم و جامعه ـ تئوری بالاخص، هم ناشی از جوهریت بخشیدن به پدیده های قابل ادراک و استنباط است.

 

۱۶

قضاوت های غلط او هم از این رو ست:

 

الف

هانا آرندت

(مثلا در مثال فوق الذکر)

والدین کودکان را مقصر و مسبب وضعیت دخترک سیاهپوست قلمداد می کند.

 

(حتی بی اعتنا به اینکه دادرس و حامی دخترک سیاهپوست مرد سفیدپوستی بوده است.

مترجم)

 

ب

هانا آرندت

ادعا می کند که والدین، فرزندان شان را آلت دست قرار داده اند و چیزی از آنان خواسته اند که انجامش در حد توان شان نیست.

(همانجا. ص ۷۷)

 

۱۷

هانا آرندت

در نظر نمی گیرد که فقط این دخترک سیاهپوست که عکسش در روزنامه منتشر شده نیست.

 

۱۸

کلیه دختران و پسران سیاه پوست مدام از تبعیض نژادی رنج می برند و مبارزه علیه تبعیض نژادی در مدارس، در راستای منافع آنان است.

 

۱۹

هانا آرندت

برای حل این معضل، پیشنهاد می کند که تبعیض نژادی میان سیاه پوستان و سفیدپوستان، یعنی آپارتهاید نژادی

 تا زمانی که کمپرومیسی پیدا نشده، داوطلبانه شود.

 

۲۰

هانا آرندت همیشه همین است:

اگر عکس دخترک ستمدیده سیاه پوست در روزنامه نبود، یعنی کس دیگری از تبعیض نژادی حاکم در جامعه انتقاد نکرده بود، هانا آرندت با تأملات تئوریکی خود به این مسئله نمی رسید و نمی پرداخت.

 

۲۱

اصولا و اساسا

وقتی کسی در سطح فنومن ها (پدیده ها، نمودها، ظواهر امور) در جا زند، فنومن هایی (پدیده هایی) که ماهیت شان را نمی توان شناخت و به هاله هایی استحاله می یابند، بسان اسرای اساطیر (میتولوژی) در پشت هر وزش باد ارواح را می بیند و مثل قدما زمین را مرکز کاینات می پندارد.

 

ادامه دارد.