۱۴۰۵ خرداد ۱۱, دوشنبه

انتقاداتی از هانا آرندت (۴)

Photo of Hannah in 1924  

  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

 

متد (اسلوب، روش) هانا آرندت و موضع فلسفی او

 

 

مایکه وایس فلوگ

(Maike Weißpflug) 

(۱۹۷۸)

محل تولد:

 شهر آخن آلمان

 

۱

به قول مایکه وایس فلوگ در اثر او تحت عنوان «هنر تفکر سیاسی» ص ۷۳:

«هانا آرندت

 به قضاوت کاملا مستقیم دست می زند.

به عبارتی با درشتگویی، به داوری پدیده ها (پدیده ها) می پردازد.

به داوری هر انچه که قابل رؤیت (دیده شدنی) است.

هانا آرندت

بارها تأکید می ورزد که هر عکس روزنامه ای به عنوان نقطه آغازین برای انتقاد او چه معنایی داشته است.»

۲

وایس فلوگ در این قضاوت، نوشته هانا آرندت تحت عنوان «دخترک با دامن کوتاه»  را در نظر دارد.

دخترک سیاه پوستی که در مدرسه تا آن زمان مختص سفید پوستان، قانون جدایی نژادها را رعایت نکرده است و فحش باران شده است.

 

۳

هانا آرندت

متد (اسلوب، روش) خود را به شرح زیر توضیح می دهد:

«نقطه آغازین تأملات مرا عکسی از روزنامه ای تشکیل می داد.

عکس دخترک سیاه پوستی که در راه برگشت از مدرسه ای به خانه است که قبلا مختص سفید پوستان بوده است و دوست سفید پوست پدر دخترک در مقابل گله ای از کودکان سفیدپوست که دنبالش گذاشته بودند، به دادش می رسد و رنگ صورت دخترک دال بر حقیقت امری بوده که نشانه خوشحالی اش نبوده است.»

(همانجا. ص ۷۳)

 ۴

هانا آرندت

در این متد فنومنولوژیکی مبتذل گشته اش از «موضع (پرسپکتیو) یک شرکت کننده» (همانجا، ص ۸۰) حرکت می کند.

 

۵

عکس ها و یا پدیده هایی که مستقیما تجربه می شوند، اما «هرگز نمی توانند واقعیت ساده (مورد نظر هانا آرندت) باشند.» (همانجا. ص ۸۴)

این عکس ها و پدیده ها

حاوی متنی اند.

با شرایط تاریخی معینی پیوند دارند و پیش شرط شان مفاهیم و  و مقولات اند.

 

۶

ضمنا

معیارها و ملاک های اخلاقی برای قضاوت در باره شان (مثلا در باره عدالت) را پیش شرط قرار می دهند که در عکس ها و شرایط بیواسطه یافت نمی شوند.

 

۷

چنین چیزهایی به طور اپریوریکی (ماورای تجربی) اندیشیده می شوند

(مراجعه کنید به شر)

 

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۴۴۹)

Der Denker 
 
 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

مقدمه

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

مقدمه

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.

 

 

بلندی ات باید تواضع گزین

که آن بام را نیست سلم جز این.

معنی تحت اللفظی:

اگر قصد ترقی داری، تواضع پیشه کن.

برای اینکه برای رساندن خود به بام ترقی نربامی جز تواضع وجود ندارد.

 

سعدی

 در این بیت شعر،

دیالک تیک وسیله و هدف

را

 به شکل دیالک تیک تواضع و ترقی بسط و تعمیم می دهد و از نگرش عمیقا پراگماتیستی خود پرده برمی دارد:

اگر «بلندی»، یعنی جاه و پست و مقام می خواهی، تواضع کن!

از تواضع نردبامی برای ترقی بساز.

فروتنی توخالی و ریایی و  بی محتوا را به مثابه وسیله ای برای کسب جاه و پست و مقام به خدمت بگیر!

 

پس تواضع در فلسفه سعدی، نه یک هنجار رفتاری مبتنی بر واقع بینی، بلکه یک نیرنگ رفتاری است.

هرکس می تواند در باطن خودخواه و متکبر و مغرور و از خود راضی باشد، ولی در ظاهر باید شکسته نفسی کند.

از این رو می توان گفت، که تواضع، رفتاری بی محتوا و توخالی است.

انسان مترقی مدرن نه به تواضع نیاز دارد و نه به تکبر.

او باید خود را آنطور که واقعا هست، با لیاقت ها و استعدادهایش و با معایب و نواقصش بشناسد و بشناساند، تا جامعه توانائی های او را به خدمت گیرد و توسعه دهد و معایب و نواقص او را نقد کند و از بین ببرد.

 

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی ( ز) زبان عامیانه


Sprache und Sprachkurse

پروفسور دکتر  الفرد کوزینگ

پروفسور دکتر ولفگانگ سگت

برگردان

 شین میم شین

 

    
 

۱

·    زبان عامیانه بخشی از زبان طبیعی است که فاقد کلمات و وسایل بیانی دیگر برای مشخص ساختن چیزها و واقعیات امور مربوط به عرصه هنر، علم، جهان بینی، مذهب و غیره است.

 

۲

·    مرزبندی میان زبان عامیانه، زبان علمی، زبان هنری و غیره وابسته است به جایگاه طبقات جامعه طبقاتی  که این زبان ها را مورد استفاده قرار می دهند و وابسته است به سطح کلی تتوسعه جامعی.

 

۳

·    زبان عامیانه رفته رفته از وسایل بیانی دیگر که قبلا مخصوص عرصه علم، هنر و غیره بوده اند، انباشته می شود.

 

۴

·    به این طریق است که اصطلاحات رشته محاسبه عملی ساده با اعداد، بخشی از زبان عامیانه را تشکیل می دهند.

 

۵

·    در حالیکه آنها در مراحل قبلی توسعه جامعتی (مثلا در مصر و بابل باستان) در انحصار کاستی از کاهنان و اهل قلم بوده اند.

 

۶

·    از سوی دیگر زبان عامیانه رفته رفته رو به افول می رودو

·    زیرا کلمات و وسایل بیانی ـ زبانی که بیانگر اوضاع و روندهای اجتماعی و غیره بوده اند، دیری است که ناپدید شده اند، دیگر به زبان عامیانه تعلق ندارند و صرفا موضوع تحقیقات تاریخی و یا تاریخی ـ زبانی شده اند. 

 

۷

·    مرزبندی دقیق میان زبان عامیانه، زبان علمی، زبان هنری و غیره بسیار دشوار است.

 

۸

·    در جامعه سوسیالیستی بعد از امحای امتیازات تحصیلی طبقات حاکمه قبلی و با علمی کردن سرتاسری تولید، سازمان اجتماعی و حیات اجتماعی که هنر تا حدودی به دارایی عمومی زحمتکشان بدل می شود، تضاد میان زبان عامیانه و زبان علمی، هنری و غیره رفته رفته رنگ می بازد.

 

۹

·    این تضاد اما نمی تواند به کلی حل شود.

·    زیرا تخصص روزافزون مدام علوم و پیدایش مراحل انتزاع نو به نو، منجر به پیدایش زبان های بغرنجتر مربوط به رشته های علمی می شود.

 

۱۰

·    علاوه بر این در عصر حاضر زبان های فرمالیزه (صوری) شده را باید در نظر گرفت که هرجه بیشتر از زبان عامیانه فاصله می گیرند.

 

۱۱

·    تضاد یاد شده می تواند همواره فقط به طور بخشی حل شود و در مراحل بالاتر دو باره از نو تشکیل گردد.

 

·    مراجعه کنید به زبان.

 

زبان

 

https://hadgarie.blogspot.com/2026/05/blog-post_110.html

 

پایان