۱۴۰۳ آذر ۱۲, دوشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۱۱۴)

       

شین میم شین

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت چهارم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۸۵ ـ ۸۶)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم
  

شنیدم که پیری شبی زنده داشت

سحر دست حاجت به حق برفراشت

 

یکی هاتف انداخت در گوش پیر

که بی حاصلی، رو سر خویش گیر

 

چو دیدی کز آن روی بسته است در

به بی حاصلی سعی چندین مبر

 

به دیباچه بر اشک یاقوت فام

به حسرت ببارید و گفت:

‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍«ای غلام

به نومیدی آنگه بگردیدمی

از این ره، که راهی دگر دیدمی

 

چو خواهنده محروم گشت از دری

چه غم گر شناسد در دیگری

 

شنیدم که راه ام در این کوی نیست

ولی هیچ راهی دگر روی نیست.»

 

در این بود سر بر زمین فدا

که گفتند در گوش جانش ندا:

«قبول است، اگر چه هنر نیستش

که جز ما پناهی دگر نیستش»
 
 

ادامه دارد.

درنگی در مکررات مکرمات (۷۲)


درنگی

از 

میم حجری

 

دلیل علاقه مفرط من به حیوانات، شناخت آدمیان است.
شوپنهاور


تو حیوانات را دوست نداری.
تو درندگان را دوست داری.

 
این هم هنوز چیزی نیست.
تو درندگان را به مقام امام و نبی و نخبه و سرمشق و سرلوحه و مرجع تقلید ارتقا می دهی.

 
دلیل روی آوردن آدمیان به نباتات و جانوران
خصلت طبقاتی جامعه بشری است که در ان جنگ همه بر ضد همه شعله ور است.

 
دوست حکم کیمیا پیدا کرده است و آدمیان به نیای طبیعتی خویش پناه برده اند:
به سگ و گربه و موش و خرگوش پناه برده اند 

 تا بر تنهایی خود غالب آیند.

 
علاقه مندی به نیاتات و جانوران
یعنی ناتورالیسم
در جهنم طبقاتی
مصلحتی و پراگماتیستی و تقلبی و قلابی است.

 
ناتورالیسم و هومانیسم
(طبیعت گرایی و انسان گرایی)

 فقط در کمونیسم اصالت و اقعیت و عینیت کسب خواهد کرد و من آن روز ام آرزو ست.

 

پایان

 

فرهنگ مفاهیم سیاسی (ق) قدرت (۱)


 هیئت تحریریه کلکتیو

برگردان

شین میم شین

 

۱

·    قدرت به حاکمیت مادی (سیاسی و اقتصادی) و ایده ئولوژیکی طبقه ای بر طبقات و اقشار دیگر هر جامعه اطلاق می شود.

 

۲

·    مسئله قدرت، مسئله اساسی هر انقلاب اجتماعی را تشکیل می دهد.

 

·    مراجعه کنید به انقلاب

 

انقلاب

(روولوسیون)

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/9493

 

 

۳

·    قدرت در هر جامعه طبقاتی آنتاگونیستی (آشتی ناپذیر) همواره حاکمیت اقلیت استثمارگر بر اکثریت استثمار شونده است.

 

۴

·    فرم های مختلف قدرت اقتصادی با فرم های مختلف مالکیت بر وسایل تولید جامعتی مطابقت دارند:

 

الف

·    قدرت اقتصادی در نظام جامعتی برده داری فرم مالکیت شخصی برده داران بر بردگان را به خود می گیرد.

 

ب

·    قدرت اقتصادی در نظام جامعتی فئودالی فرم مالکیت محدود اربابان فئودال بر رعایا را به خود می گیرد.

 

پ

·    قدرت اقتصادی سرمایه داران در نظام جامعتی سرمایه داری بر کارگران مزد بگیر با اجبار اقتصادی (شلاق نان) اعمال می شود.

·    یعنی کارگران مزدبگیر به فروش نیروی کار خود به سرمایه داران یعنی مالکان وسایل تولید مجبور می شوند تا خود و خانواده شان از گرسنگی نمیرند.

·    به قول ولادیمیر لنین، «سازمان کاپیتالیستی کار جامعتی با تکیه بر انضباط گرسنگی حفظ می شود.»

 

۵

·    قدرت اقتصادی پایه و شالوده و مبنای سلطه سیاسی و ایده ئولوژیکی است.

 

·    مراجعه کنید به وحدت سیاست، اقتصاد و ایده ئولوژی

 

وحدت سیاست، اقتصاد و ایده ئولوژی

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10872

 

۶

·    قدرت سیاسی طبقه به لحاظ اقتصادی حاکم در نظام جامعتی سرمایه داری به مدد دولت اعمال می شود.

 

·    مراجعه کنید به دولت

 

دولت

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/6800

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/6799

 

۷

·    دولت ابزار اعمال قدرت هر طبقه حاکمه است.

 

ادامه دارد.

۱۴۰۳ آذر ۱۱, یکشنبه

درنگی در مکررات مکرمات (۷۱)

  

درنگی

از 

میم حجری

 

داروین:
شریف ترین خصیصه بشری
عشق به همه موجودات هستی است.

این عشق خود داروین به موجودات است و نه عشق اشراف به موجودات.
اشراف چه بسا بدترین دشمنان زیباترین حیوانات و پرندگان اند 

و 

از شاخ ها و سر و اندام آنها
قصور خود را می آرایند

 و 

عظمت و شهامت و مهارت و دقت خود را در صید و شکار

به رخ این و آن می کشند.

 
داروین

قیاس به نفس می کند و عشق خود به موجودات را که از حرفه خود نشئت می گیدر،

تعمیم تمام بشری می بخشد:

یکی از دلایل مهم عشق گسی به چیزی
تولید فیزیکی و فکری و نوعی آن چیز و کار بر روی آن چیز و در نیتجه، شناخت آن چیز است:
مثال:
عشق بنا و معمار به خانه و پل و کارخانه
عشق آهنگر به آهن و داس و دیگ و دشنه
عشق مادر و پدر به فرزند
عشق پرنده به جوجه
عشق حیوان به توله
عشق شاعر به شعر خود
عشق نویسنده به قصه و حکایت و رمان خود
عشق داروین به نباتات و جانوران و انسان ها (موجودات) 
 

پایان

درنگی در مکررات مکرمات (۷۰)

 

درنگی

از 

میم حجری

 

 ویلیام فاکنر:
آدم ها زمانی شهامت کسب می کنند که راه خروجی از بن بست نمی یابند.

 
آره.
این اما شهامت نیست.
چیست؟

 
سعدی در حکایتی همین پدیده را پوئه تیزه کرده است:
کسی که راه خروجی از بین نمی یابد،

به سیم آخر می زند

و

«هر چه می خواهد بگوید.»

 
وقتی کسی محکوم به مرگ شود.
به سیم آخر می زند و به شاه و شیخ بد وبیراه می گوید.

 
این ولی به معنی رسیدن به نومیدی و نیهلیسم (پوچی گرایی) است 

و نه به معنی مدافعه و شهامت و تهور و بی یاکی و هارت و پورت.

 
ای بسا قهرمان ها که نیهلیست بوده اند و نه انقلابی.

 
قهرمان ها را طبقات حاکمه می سازند:
یا طبقه حاکمه نشسته بر اریکه قدرت 

(با صدور حکم اعدام)
و
یا طبقه حاکمه منتظر نشستن بر اریکه قدرت 

(از طریق تبدیل کاهی به کوهی، حریفی به شهیدی)

 

پایان

فرهنگ مفاهیم سیاسی (د) دفاع هوایی


 هیئت تحریریه کلکتیو

برگردان

شین میم شین

 

۱

·    دفاع هوایی به بخشی از دفاع هوایی اطلاق می شود.

 

۲

·    دفاع هوایی در برگیرنده کلیه اقدامات زیر است:

 

الف

·    اقدامات مربوط به جلوگیری از شناسایی های هوایی دشمن و تار و مار سازی آنها

 

ب

·    اقدامات مربوط به شناسایی

 

پ

·    اقدامات مربوط به از بین بردن وسایل حمله هوایی دشمن  و مدافعه از آنها.

 

ت

·    اقدامات مربوط به کاهش حملات هوایی

 

ث

·    اقدامات مربوط به از بین بردن پیامدهای حملات هوایی دشمن.

 

۳

·    نیروهای دفاع هوایی بخشی از  نیروهای مسلح کشورند که از قسمت های زیر تشکیل می یابند:

 

الف

·    از نیروهای مربوط به هواپیماهای شکاری

 

ب

·    از واحدهای موشکی

 

پ

·    از واحدهای فنی ـ مخابراتی (بیسیمی)

 

ت

·    از واحد خبری

 

ث

·    از واحدهای مربوط به خدمات پشت جبهه ای

 

۴

·    وظایف اصلی دفاع هوایی به شرح زیرند:

 

 ۱

·    حراست از حریم هوایی دولت

 

۲

·    حراست از تمامیت هوایی دولت

 

·    مراجعه کنید به تمامیت هوایی

 

تمامیت هوایی

 

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/15556

 

پایان

 

۳

·    تضمین مراکز سیاسی، اداری، و اقتصادی مهم کشور

 

۴

·    تضمین سیستم حمل و نقل

 

۵

·    تضمین اوبژکت های نظامی

 

۶

·    تضمین جمعیت کشور نسبت به  شناسایی هوایی دشمن و وسایل حمله هوایی آن.

 

۴

·     واحدهای دفاع هوایی جمهوری آلمان دموکراتیک، وظایف خود را در همکاری تنگاتنگ با اتحاد شوروی و دیگر دول سوسیالیستی و در همکاری با دیگر نیروهای دفاع هوایی (واحدهای دفاع هوایی، نیروهای دفاعی واحدهای دریایی ، نیروهای دفاعی هواپیماهای شکاری جبهه و غیره) و نیروهای دفاع غیر نظامی  به انجام می رسانند.

 

·    مراجعه کنید به قرارداد دوستی، همکاری و حمایت متقابل (۱۹۵۵)

 

پایان