۱۴۰۵ فروردین ۱۷, دوشنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ر) روشنگری (تنویر) (۳۷)

undefined 

پروفسور وینفرید شرودر

پروفسور دکتر کارل هاینتس بارک

برگردان

 شین میم شین
 
  روشنگری آلمان
ادامه
 

۶

·    روشنگری آلمان در نقطه عطف قرن هجدهم به نوزدهم میلادی در فلسفه کلاسیک بورژوائی آلمان (کانت، هگل و فویرباخ) به نقطه اوج خود رسید.

 

۷

·    انتقاد راسیونالیستی از واقعیت فئودالی و به آتش بستن بیرحمانه جهالت فئودالی و دگم های تعلیمات دینی ارتدوکسی از این سنگر در آلمان قبل از جنبش روشنگری نیز رواج داشته است.

 

۸

·    راسیونالیسم در آلمان در قرن هفدهم میلادی نمایندگان راهگشای خود را در افراد زیر داشته است:

 

الف

·    اسپینوزیست های آلمانی:

 

۱

·    ماتیاس کنوتسن

 

۲

·    گابریل واگنر (۱۶۶۵ ـ ۱۷۱۲میلادی)

 

۳

·    فریدریش ویلهلم استوش (۱۶۴۸ ـ ۱۷۰۴ میلادی)

 

۴

·    تئودور لودویگ لاو (۱۶۷۰ ـ ۱۷۴۰ میلادی)

 

۵

·    ساموئل پوفندورف (۱۶۳۲ ـ ۱۶۹۴ میلادی)، آموزگار حقوق طبیعی

 

۶

·    فلاسفه مهمی از قبیل گوتفرید ویلهلم لایب نیتس (۱۶۴۶ ـ ۱۷۱۶ میلادی) و کریستیان توماسیوس (۱۶۴۶ ـ ۱۷۲۸ میلادی)

 

۹

·    اعتراض ایدئولوژیکی در جریان تعدی و توسعه خود اشکال دیگری به خود گرفت.

 

۱۰

·    خود آگاهی اجتماعی رشدیابنده به درک نوینی از ارزش و اعتبار شخصیت انسانی و توانائی انسان به شناخت جهان و تحول آن بر طبق نیازهای خویش منجر شد.

 

۱۱

·    تصور مربوط به طبیعت انسانی و نظام جامعتی و دولتی متناسب با آن اهمیت کسب کرد.

 

۱۲

·    اکنون قیمومت خود کامه استبداد در کلیه مظاهر فلسفی، ادبی وسیاسی اش مورد انتقاد قرار گرفت.

 

۱۳

·    انشعاب در کلیسای پروتستانی در اوایل قرن هجدهم میلادی اولین نشانه خود آگاهی رشد یابنده بورژوائی در آلمان بود.

 

۱۴

·    همانطور که به وسیله یانزنیست ها در فرانسه، به همانسان نیز به وسیله پیتیست ها در آلمان  و به برکت مبارزه آنها علیه اعتقادات لوتری که ماهیتا به تکیه گاه نظام فئودالی ـ استبدادی مبدل شده بود، راه برای توسعه روشنگری آلمان هموار شد.

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر