۱۴۰۴ دی ۱۱, پنجشنبه

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأعراف ) (۵۱۴)

 صفحه ای از نور(دانلود متن، ترجمه، صوت)/ صفحه 151(سوره اعراف، آیات 1 الی 11)  - استاد منشاوی | ضیاءالصالحین

ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

﴿وَلَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِينَ وَنَقْصٍ مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ﴾
[ الأعراف: ۱۳۰]

قوم فرعون را به قحط و نقصان محصول مبتلا كرديم، شايد پند گيرند.

کریم
در این آیه،
واکنش خدا را به قوم فرعون تبیین می دارد:
قحطسالی به مثابه بلای الهی.
 
اکنون دیالک تیک نظر و عمل (تئوری و پراتیک) بسته می شود:
دیالک تیک « اميد است كه پروردگارتان دشمنتان را هلاك كند و شما را در روى زمين جانشين او گرداند. آنگاه بنگرد كه چه مى‌كنيد» و «قوم فرعون را به قحط و نقصان محصول مبتلا كرديم، شايد پند گيرند.»
 
سؤال اعتراضی و انتقادی قوم حضرت موسی اما بی جواب می ماند.

 پيش از آنكه تو بيايى در رنج بوديم و پس از آنكه آمدى باز در رنجيم.

هدف خدا از قحطسالی پند اموزی قوم فرعون یعنی طبقه حاکمه برده دار مصر بوده است.

﴿فَإِذَا جَاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قَالُوا لَنَا هَٰذِهِ ۖ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسَىٰ وَمَن مَّعَهُ ۗ أَلَا إِنَّمَا طَائِرُهُمْ عِندَ اللَّهِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ﴾
[ الأعراف: ۱۳۱]

چون نيكيى نصيبشان مى‌شد مى‌گفتند: حق ماست.

 و چون بديى به آنها مى‌رسيد، موسى و همراهانش را بدشگون مى‌دانستند.

 آگاه باشيد، آن نيك و بد كه به ايشان رسد از خداست، ولى بيشترينشان نمى دانند.

کریم
 در این آیه، از طرز برخورد قوم فرعون به نعمات و صدمات الهی پرده برمی دارد:
آنها نه به الهی بودن نعمات ایمان دارند و نه به الهی بودن صدمات.
نعمات را نتیجه لیاقت خود می دانند و صدمات را نتیجه منحوس بودن حضرت موسی.
کریم
بر آن است که دیالک تیک نعمت  و ذلت از خدا ست و بس.
نعمات الهی به ازای ایمان خلایق است و صدمات الهی به ازای بی ایمانی آنها.
دیالک تیک داد و ستد
مهمترین دیالک تیک کریم در سراسر قرآن است.
 
ادامه دارد. 
 

درنگی در کنفوسیوس و جهان بینی او (۴۴)

    

 
نام هنگام تولد
 کوین شاه
(۵۵۱ قبل از میلاد ـ  ۴۷۹ قبل از میلاد)
(عمر: ۷۱–۷۲ سال)
 
درنگی 
از
شین میم شین 

کنفوسیوس

یک مرد خشمگین وجودش پر از زهر است

آهستگی و آرامش در سخن گفتن کار آسانی نیست. 

در این جهان که بیشتر مردم بر ضد یکدیگر می خروشند، خودداری از هیجان و کینه و پرخاشگری بسیار دشوار است.

 برای رهایی از این دشواری، راهی جز آرام و نرم سخن گفتن وجود ندارد. 

کنفوسیوس

در این ادعا

خواه و ناخواه، آگاهانه و ناخودآگاهانه

دیالک تیک غریزه و عقل 

را

به صورت دیالک تیک خشم و خوددای و دیالک تیک شرنگ و شهد بسط و تعمیم می دهد.

ایراد نظری و بینشی (تئوریکی و متدیکی) کنفوسیوس این است که علت خشم را زهر در وجود و علت خودداری را شهد در وجود سوبژکت می داند. 

کنفوسیوس   

ظاهرا نمی داند که خشم وخودداری پدیده های روانی اند

و

پدیده های روانی ثانوی اند و تابع شرایط عینی و برونی اند.

خشمگینی کسی نه چیزی مطلقا درونی و سوبژکتیو، بلکه چیزی عمدتا برونی و اوبژکتیو است:

کسی که تحقیر و تنبیه می شود و توهین می شنود،  

طبیعی است که خشمگین شود.

این امری طبیعی و غریزی و خودپو است و نه امری ارادی و اختیاری و دلبخواهی و عمدی و آگاهانه. 

یعنی

بر خلاف تصور کنفوسیوس، دست خود افراد نیست.

سیلی خوردن و به روی خود نیاوردن، نشانه انجماد آدمی است و نه نشانه خردمندی او.

دیالک تیک کنش و واکنش 

دیالک تیکی یونیورسال و عام است.


 

اگر بر میزی مشتی بکوبی، طبیعی است که دستت درد بگیری.

یعنی طبیعی است که میز هم مشتی بر مشت تو بکوید.

یعنی

نسبت به کنش تو، واکنش درخور نشان دهد.

(دفاعیات خسرو روزبه)

خود کنفوسیوس  هم این حقیقت امر را به تجربه دریافته است:

در این جهان که بیشتر مردم بر ضد یکدیگر می خروشند، خودداری از هیجان و کینه و پرخاشگری بسیار دشوار است.

ولی کنفوسیوس علیرغم این دانش تجربی، اندرز غلطی می دهد:


 برای رهایی از این دشواری، راهی جز آرام و نرم سخن گفتن وجود ندارد. 

 

انگار

فرم سخن گفتن، یعنی فرم واکنش نشان دادن به کنشی، اختیاری و ارادی و دلبخواهی (سوبژکتیو) است.

ادامه دارد.