۱۴۰۴ فروردین ۱۵, جمعه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (د) دموکراسی (سخن از کدام دموکراسی است؟) (۱۹)

   

 

ولادیمیرو گیاچی

برگردان

 یدالله سلطان پور

بخش پنجم

 

جمعبندی:

آزاد سازی دموکراسی از دست گروگانگیران 

ادامه

 

 

اسلاوژ ژیژک

(۱۹۴۹ )

 در اسلوانیا (یوگوسلاوی سابق)

 فیلسوف، منتقد فرهنگ و روانکاو  

 پسا استروکتورالیست

 

·    اسلاوژ ژیژک استراتژی ظاهرا رادیکالی را پیشنهاد می کند.

 

۱۳

·    به نظر او مفهوم «دموکراسی»، امروز «به سبب سوء استفاده رایج از آن، به مفهوم بی آبرو و رسوایی بدل شده است و همان بهتر که آن را به دشمن واگذاریم.»

 

۱۴

·    ژیژک می پرسد:

 

الف

·    «تصمیمگیری در باره مسائل تمام ارضی از سوی کی، چگونه و کجا صورت می گیرد؟

 

ب

·    آیا درمیدان شهرها با شرکت فعال اکثریت مردم؟

 

پ

·    اگر پاسخ به این پرسش مثبت باشد، آنگاه فرق زیادی نمی کند، که ما تحت رهبری یک و یا چند حزب باشیم.

 

ت

·    اگر پاسخ به این پرسش منفی باشد، آنگاه دیگر فرقی نخواهد کرد، که ما در یک سیستم با دموکراسی پارلمانی زندگی کنیم و یا در یک سیستم مبتنی بر آزادی های فردی.»

 

۱۵

·    حق با او ست، ولی مسئله این است که چرا ما باید موضع خود را بنا بر معنی علیلی از دموکراسی تعیین کنیم که امروزه ایدئولوژی حاکم به ما تحمیل می کند؟

 

۱۶

·    چرا ما باید به این ایدئولوژی تمکین کنیم؟

 

۱۷

·    آیا وقت آن نیست که ما مفهوم کاملتر و فراگیرتری از دموکراسی عرضه کنیم و ضمنا هم تناقضات و توخالی بودن طرح رایج از دموکراسی را افشا و رسوا کنیم و هم روشن کنیم که شرایط مشخص در «دموکراسی های اروپائی»، حتی از نقطه نظر همین طرح بی محتوای رایج از دموکراسی از زمین تا آسمان متفاوت اند؟

 

۱۸

·    آری!

·    ما باید بتوانیم مفهوم محتوامندی از دموکراسی ارائه دهیم و تبلیغ کنیم.

 

۱۹

·    مفهومی از دموکراسی که از مفهوم حاکم امروزی فراتر می رود.

·    در کدام جهت؟

 

۲۰

·    برای پرهیز از روده درازی باید بگویم، در جهت مخالف با جهتی که در دهه های گذشته دموکراسی و کمونیسم را به مثابه دو ضد جا زده اند، درست در جهت مخالف با آن.

 

۲۱

·    همانطور که کانفورا ناظر بوده، «در انحصار مطلق خود داشتن مفهوم «دموکراسی» امتیاز بزرگی برای اردوگاه غرب بوده است.

·     آنهم در زمانی که لیبرالیسم اقتصادی را چهارنعل پیش می راندند و با استفاده از دستگاه دولتی (و دستگاه های غیرقانونی و نامشروع) در مبارزه علیه کمونیسم دست به هر کاری می زدند.

 

۲۲

·    امتیازی که امروز در خطر تبدیل شدن به ضد خود قرار دارد.

 

ادامه دارد.


قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره المائده) (۳۷۲)

              

ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

 

﴿فَإِنْ عُثِرَ عَلَىٰ أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْمًا فَآخَرَانِ يَقُومَانِ مَقَامَهُمَا مِنَ الَّذِينَ اسْتَحَقَّ عَلَيْهِمُ الْأَوْلَيَانِ فَيُقْسِمَانِ بِاللَّهِ لَشَهَادَتُنَا أَحَقُّ مِن شَهَادَتِهِمَا وَمَا اعْتَدَيْنَا إِنَّا إِذًا لَّمِنَ الظَّالِمِينَ﴾
[ المائدة: ۱۰۷]

و هرگاه معلوم شود كه آن دو شاهد مرتكب گناه خيانت شده‌اند، 

دو شاهد ديگر كه اولى‌تر از آن دو باشند جاى ايشان را بگيرند. 

آن دو به خدا قسم خورند كه شهادت ما از شهادت آن دو درست‌تر است و ما از حق تجاوز نكنيم، هرگاه چنين كنيم از ستمكاران باشيم.

کریم

در این آیه، رهنمود مربوط به وصیت را تدقیق و تصحیح و تکمیل می کند:

 اگر دو تضمین کننده صحت وصیت خیانت کنند، باید تعویض شوند.

جالب در این آیه، مفهوم خیانت است.

خیانت در این آیه،

در دیالک تیک امانت و خیانت (در دیالک تیک امین و خاین) در نظر گرفته می شود و معنی می شود.

وصیت در این آیه به مثابه امانتی تلقی می شود که به دو شخص امین سپرده می شود.

اگر آندو شخص در امانت خطا کنند، دیگر نه امین بلکه ناامین تلقی می شوند.

یعنی

 به امانت مربوطه و امانت گذار

 خیانت می کنند

و

صلاحیت فقهی خود را از دست می دهند.

خیانت

در دیالک تیک خدمت و خیانت نیز به خدمت گرفته می شود:

کسی که مأموریتی را برای خدمت تعهد و تقبل می کند،

اگر به تکلیف و وظیفه مربوطه بی اعتنا باشد،

مثلا 

منافع شخصی خود را بر منافع آمر خود

مقدمیت بخشد، مرتکب خیانت می شود.

ادامه دارد.

۱۴۰۴ فروردین ۱۴, پنجشنبه

درنگی در پژوهشی از احسان طبری راجع به ارزیابی و شناخت شخصیت انسانی (۲۱)

  
 

آذر و احسان طبری

پژوهشی از احسان طبری

راجع به ارزیابی و شناخت شخصیت انسانی

(مجله “دنیا” دوره دوم، سال ششم، شماره ۴ زمستان ١٣۴۴)

درنگی

از

شین میم شین

طبری
 
به عقیده نگارنده
 این ملاک را باید در رفتار و رابطه شخص مورد قضاوت
 اولا
 نسبت به واقعیت و حقیقت 
و
 دوما 
نسبت به جامعه جستجو کرد.
 
 یعنى 
باید دید
 در کردار نمونه وار حیاتى 
(نه در گفتار یا کردار استثنا و غیر تیپیک) 
روش فرد مورد قضاوت ما نسبت به واقعیت و حقیقت چیست، 
روش فرد مورد قضاوت ما نسبت به جامعه چگونه است. 
هردوى این ملاک ها داراى محتوى بغرنجى است و تنها طى توضیح وسیع مى توان مطلب را دریافت.

معنی تحت اللفظی:
ملاک و معیار عینی (البته از دید طبری)
را
باید در کردار نمونه وار حیاتی شخص مورد نظر پیدا کرد.
نه در گفتار او و نه در کردار استثنائی و غیرنمونه وار او،
 بلکه در  روش او نسبت واقعیت و حقیقت و جامعه.
 
از این جمله طبری،
فقر فلسفی و مفهومی او آشکار می گردد:
 
۱
 در کردار نمونه وار حیاتى 
(نه در گفتار یا کردار استثنا و غیر تیپیک)
 
  کردار به زبان فلسفی ـ مارکسیستی، فرمی از بسط . تعمیم پراتیک است.
همه تلاش و تقلای مادام العمر طبری
صرف ترجمه مخرب مفاهیم تعیین کننده فلسفی ـ مارکسیستی  به زبان فارسی شده است.

تلاش و تقلایی که به عنوان هنر و شق القمر و تحفه نطنز به خورد توده ای ها داده شده است.

یعنی
از ذلت، فضیلت ساخته شده است.
 
وقتی گفته می شود که طبری نماینده سرسخت ناسیونالیسم است، به همین دلیل است.

ضد دیالک تیکی پراتیک، تئوری است.
طبری آثار مارکسیستی را بخشا خوانده است و احکامی از مارکس و لنین را مثل طوطی حتی ازیر کرده است.
 
طبری
اصولا 
باید از دیالک تیک تئوری و پراتیک باخبر باشد.
 
مسئله اما این است که با خواندن سرسری و سطحی و الکی آثار مارکسیستی،
کسی مارکسیست نمی شود.
 
به همین دلیل
طبری در این جمله، نه به تئوری، بلکه به گفتار می رسد.
 
یعنی
به
دیالک تیک کردار و گفتار می رسد.
چرا و به چه دلیل؟
برای اینکه حضرت زرتشت، پیامبر ناسیونالیسم ایرانی،
 دیالک تیک پندار و گفتار و کردار را کشف و تبلیغ و تدوین کرده و به میراث نهاده است.
 
طبری
اما
دیالک تیک نسبتا علمی زرتشت را هم به صورت مثله و مخدوش فهمیده است:
 
طبری
فقط به دیالک تیک گفتار و کردار رسیده است و پندار (افکار) را دور انداخته است.
شاید به این دلیل که محتوای پندار زرتشت را نفهمیده است و خرافی انگاشته است.
 
دیالک تیک تئوری و پراتیک
یکی از مهمترین تئوری های فلسفه مارکسیستی ـ لنینیستی (ماتریالیسم تاریخی) است.
 
وقتی لنین می گوید:
بدون تئوری انقلابی، جنبش انقلابی وجود ندارد،
 همین دیالک تیک تئوری و پراتیک
را
به صورت دیالک تیک تئوری انقلابی و جنبش انقلابی  بسط و تعمیم می دهد.
 
این 
ضمنا
بدان معنی است که طبری محتوای دیالک تیکی ـ ماتریایلستی ـ تاریخی این شعار معروف لنین را حتی نفهمیده است.
 
ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۱۹۰)

 

شین میم شین

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت دهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص  ۸۹)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

 

نگه کرد، کای دلبر پیچ پیچ:

«ز یغما چه آورده ای»،

گفت:

«هیچ.

من اندر قفای تو می تاختم

ز خدمت به نعمت نپرداختم.»

معنی تحت اللفظی:

سلطان محمود از ایاز پرسید:

«در جستجوی در و گوهر چه به نصیب بردی؟»

ایاز گفت:

«هیچی.

من فقط به دنبال تو تاخته ام.»

 

سعدی

 در این دو بیت شعر،

 از ماهیت غلام و عاشق پرده برمی دارد:

غلام فاقد شعور طبقاتی است.

او نه تنها میان منافع خود و خواجه خود فرقی نمی شناسد، بلکه منافع خواجه خود را بر منافع شخصی خود برتر می شمارد و خدمت را بر نعمت ترجیح می دهد.

عاشقان چنینند، در فلسفه سعدی !

عاشقان با توله سگان دست پرورد فرقی ندارند.

این حکم بر ماهیت غلام دلالت دارد.

اگر توله سگان سخن می گفتند، جز این نمی گفتند:

«من اندر قفای تو می تاختم»

من بنا بر غریزه خویش، به دنبال بوی تو می رفتم.

عاشق

در قاموس سعدی و حافظ

توده بی همه چیز است و معشوق، طبقه حاکمه با همه چیز.

فرقی هم نمی کند که شاهی ویا شیخی خود را عاشق توده زاده ای قلمداد بکند ویا نکند.

 

دیالک تیک عاشق و معشوق

در ایده ئولوژی برده داری و فئودالی

همیشه به صورت دیالک تیک نوکر و ارباب (کنیز و کدبانو) بسط و تعمیم داده می شود.

 

ادامه دارد.