۱۳۹۵ مرداد ۱۰, یکشنبه

استه تیک (1)

اثری از 
بهمن محصص


پروفسور دکتر ویلهلم گیروس
برگردان شین میم شین

·        استه تیک مفهوم کلی برای علم و تئوری مربوط به فعالیت استه تیکی انسان ها ست.

1
·        محتوای ماهوی فعالیت استه تیکی عبارت است از فرم بخشیدن به جهان بنا بر قوانین زیبائی.

الف
·        پیش شرط فعالیت استه تیکی اولا عبارت است از شناخت این قوانین زیبائی و یا حداقل حدس به آنها.

ب
·        ثانیا تشکیل تصورات ارزشی معین و واقعیت بخشی به آنها.
·        تصورات ارزشی معینی که برای اعتلای روند زندگی فردی و اجتماعی از اهمیت هدایتی و سمتگیری برخوردارند.

2
·        ارزیابی واقعیت عینی (طبیعت و جامعه) و فرم بخشیدن به آن بنا بر معیارهای استه تیکی، عنصر بی چون و چرای شیئیت بخشی (جامه واقعیت پوشاندن) به قوای ماهوی انسانی را تشکیل می دهند و کم و بیش در همه فرم ها و عرصه های فعالیت تولیدی نمودار می گردند، بخشا خودپویانه، بخشا آگاهانه و با افزایش دم افزون درجه توسعه تمدن، آگاهانه تر.

3
·        تشکیل تصورات ارزشی معین و واقعیت بخشی به آنها بر طبق رشد مرحله ای توسعه و تکامل اجتماعی صورت می گیرد.

4
·        تشکیل تصورات ارزشی معین و واقعیت بخشی به آنها بیانگر بلاواسطه رفتار فعال انسان نسبت به واقعیت عینی و واسطه ای برای واقعیت بخشیدن به ماهیت نوعی انسان محسوب می شود.

5
·        وظایف استه تیک به مثابه علم به شرح زیر اند:

الف
·        کشف قوانین فعالیت استه تیکی 

ب
·        کشف قوانین فرم های مختلف فعالیت استه تیکی 

ت
·        کشف قوانین شرایط توسعه فعالیت استه تیکی 

پ
·        کشف قوانین واقعیت بخشی به فعالیت استه تیکی 

ث
·        کشف قوانین دورنمای توسعه و تکامل فعالیت استه تیکی 

استه تیک عام

·        استه تیک عام، استه تیک را به مثابه استعداد خلاق انسانی عام در نظر می گیرد که در رابطه با هر پدیده طبیعی و اجتماعی مؤثر واقع می شود.

استه تیک خاص

·        استه تیک خاص ـ بر حلاف استه تیک عام ـ با فرم های خاص فعالیت استه تیکی انسان ها سر و کار دارد که در فرم هنرهای تجسمی (ایکونی) زیر، همراه با توسعه   و تکامل روند اجتماعی مؤثر واقع می شود:

1
·        رقص

2
·        شعر

3
·        موسیقی

4
·        مجسمه سازی

5
·        نقاشی

6
·        تئاتر

7
·        فیلم و غیره

·        محدود کردن استه تیک به تئوری هنر، با درک مارکس در تز پنحم «تزهائی راجع به فویرباخ»، مبنی بر اینکه «احساسمندی ما عمدتا عبارت است از فعالیت حسی ـ انسانی عملی» در تضاد قرار دارد.
·        فعالیت استه تیکی (تولید و مصرف) در فرم تجسمی اش، بخش عمده فعالیت هر جامعه را تشکیل می دهد.

·        برای تئوری استه تیکی مسائل زیر از اهمیت بزرگی برخوردارند:

1
·        هنرها در تحول جهان چه نقشی بازی می کنند؟

2
·        هنرها در ارتقای روندهای فردی و اجتماعی چه نقشی ایفا می کنند؟

ادامه دارد

از محمود احمدی نژاد تا فرانسیس فوکویاما


فرانسیس فوکویاما (1952)
دانشمند علوم سیاسی آمریکا و شاگرد آلان بلوم
از علمای ندانمگرا و خردستیز ایالات متحده آمریکا  
مؤلف کتب «پایان تاریخ» و «یورش بزرگ»
مبلغ مفاهیم غیرعلمی و من در آوردی از قبیل
«جامعه اطلاعات»، «پایان انسان»، «پسا هومانیسم» و «محافظه کاری نو»
طراح راه حل هائی برای دولت آمریکا  

 میمحا نجار
 
جفنگیات فوکویاما را
می توان  
ـ اگر کل نظراتش با دلایلش برای اثبات شان ـ
در دسترس باشد
مورد تأمل قرار داد.

1
فوکویاما از سوئی مدعی بی لیاقتی بنی آدم
به شناخت جهان و مافیها ست.
اگنوستیسیست (ندامگرا) ست

2
این اما مانع آن نمی شود که شب و روز
راجع به پایان تاریخ و درجا زدن جامعه بشری
موعظه  کند.

3
فوکویاما از سوی دیگر ایراسیونالیست (خرد ستیز) است
و مثل نیچه
ـ مؤسس ایراسیونالیسم ـ
به قوه عقل ایمان ندارد.

4
اما بی نیاز از خرد کل اندیش
و بی خبر از خرد کل اندیش
شب و روز موعظه می کند.

5
  
مثل احمدی نژاد خودمان است:

الف  
تعیین بود و نبود هولوکاوست را به عهده مورخین می گذارد (مصاخبه با تلویزیون امریکا)  

ب
این ولی مانع آن نمی شود که وجود هولوکاوست را
علیرغم وجود اسناد عینی
بی شرمانه
 انکار کند.

6

طبقه حاکمه امپریالیستی
 بیش از صد سال است که
در بحران عمومی سرمایه داری بسر می برد
و برای خروج موقتی از این بحران
دو جنگ وحشت انگیز جهانی با 70 میلیون قربانی
 و با قبرستانی عظیم
و صدها جنگ منطقه ای و ملی
 به راه انداخته است.

7
اکنون به دستیاری فوندامنتالیسم شیعی و سنی
جنگ جهانی سوم را
با میلیاردها قربانی
تدارک می بیند.

8
توسعه جامعه بشری
اما
روند بی پایانی است.

9
دلیل این توسعه بی امان
در خصلت دیالک تیکی هستی است.

10
هستی
ذاتا
 تضادمند است
و به همین دلیل در جنبش و پویش مدام است.

پایان

سیری در شعری از دکتر زهرا رهنورد (3) (بخش آخر)


تحلیلی از
شین میم شین

با سپاس از
وی ویان

گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند
 توی گهواره ی چوبی پسری هست، هنوز

·        معنی تحت اللفظی:
·        اگرچه مردان قبیله ـ همه از دم ـ کشته شده اند.
·        ولی چه باک که در گهواره هنوز پسری هست.

·        از ماهیت طبقاتی ـ فئودالی شاعر ـ خواه علی عسگری موسوی و خواه زهرا رهنورد موسوی ـ  در این بیت بیشتر پرده بر می افتد:
 
1
گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند
 توی گهواره ی چوبی پسری هست، هنوز

·        در این بیت شعر، جامعه با قبیله جایگزین می شود.

·        شاید حریفی بگوید:
·        در شعر هر کاری مجاز است و مته بر خشخاش گذاشتن، نامجاز.

·        در این ایراد حریف، ذراتی از حقیقت هست.
·        چون شعر عرصه یکه تازی خیال است و خرد چه بسا گوشه نشین، خاموش و حتی مطرود و دربدر است.
·        در شعر و نثر شعر گونه، نه عقل کل اندیش، بلکه غریزه قلدر و قدر قدرت در تاخت و تاز است.

·        به همین دلیل اثری از فلاسفه، علما و هنرمندان طبقه حاکمه امپریالیستی، فئودالیستی و فوندامنتالیستی نمی توان یافت که افکار ایراسیونالیستی (ضد عقلی) در فرم شعر و یا نثر شعر گونه تبیین نیافته باشد.
   
2
گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند
 توی گهواره ی چوبی پسری هست، هنوز

·        دلیلش این است که زهر ایده ئولوژیکی ایراسیونالیسم را می توان بمراتب سهل تر و بهتر در کپسول شعر به خورد خواننده و شنونده داد.

·        اگر حافظ ـ به عنوان مثال ـ ایده ئولوژی فئودالی مطلقا ارتجاعی خود  را در فرم نثر منتشر می ساخت، کمتر کسی به خرافه های او تره خرد می کرد.
·        فرم شعر اما برای اشاعه خرافه، مؤثر ترین فرم ممکنه است.
·        بویژه در برهوتی که شعر توده گیرترین فرم برقراری رابطه با اعضای جامعه است.

·        این اما به چه معنی است؟   

3
گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند
 توی گهواره ی چوبی پسری هست، هنوز

·        این آژیر بیدارباش و هشدار و اخطار است:
·        فرم اگر چه در دیالک تیک فرم و محتوا، نقش تعیین کننده ندارد، ولی هیچکاره و هیچ واره نیست.
·        بلکه چه بسا نقش (عمدتا منفی) فوق العاده مهمی به عهده دارد.

·        فرم شعر برای تبلیغ خرافه می تواند با تقویت شور و شوق و احساسات و عواطف، کارخانه خرد خلق را تعطیل کند و حتی می تواند خلق محروم از عقل کل اندیش را به جنون کشد.

4
گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند
 توی گهواره ی چوبی پسری هست، هنوز

·        اگر شاعر در اواخر قرن بیستم، همین اندیشه را در قالب نثر می ریخت، کسی برای جفنگش تره خرد نمی کرد و حتی مورد تمسخر و ریشخند و پوزخند قرار می گرفت:
·        شاعر، در این سامان بی سامان،  انقلاب بورژوائی پیروز شده و بساط فئودالیسم و همراه با آن بساط  مفاهیم فئودالی از قبیل قبیله و ایل و غیره برچیده شده است.

·        اما فرم شعر و یا نثر شعرگونه برای تبیین، همه اختیارات لازمه را در اختیار هر شیادی قرار می دهد تا نه فقط کلاه گشادی، بلکه حتی توبره گرد آلود گل و گشادی بر سر هر خر کند.

·        تحت تسلط فرم است که دکتر دیگری به نام علی شریعتی شیاد میان فاطمه، زهرا، دختر رسول اکرم، همسر حیدر کرار، مادر زینب، مادر حسن، مادر حسین، مادر بزرگ زین العابدین و الی آخر تفاوت های عظیم کشف و ابلاغ می کند.

·        این حکم در مورد مولانا، شهریار، شاملو، آل احمد و مداحان و نوحه سرایان و غیره نیز صادق است.

·        دستکم گرفتن فرم مخاطره آمیز است.
·        بخردانه نیست.  

5
گرگ ها خوب بدانند، در این ایل غریب
گر پدر مرد، تفنگ پدری هست، هنوز

گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند
 توی گهواره ی چوبی پسری هست، هنوز


·        اگر بیت اول را در پیوند معنوی و منطقی با بیت دوم در نظر گیریم، ماهیت طبقاتی ـ فئودالی شاعر اشکارتر می گردد و خواننده و شنوده شعر، متوجه می شود که  مفاهیم این شعر تصادفی و به زور قافیه و وزن و غیره به خدمت گرفته نشده اند.
·        این شعر احتمالا شعر بلندی است و حاوی خروسان دمدار بیشمار است.
·        در این دو بیت اما در هر صورت، مناسبات تولیدی عشیرتی، نعره می کشد:
·        شاعر از ایل به قبیله می گریزد.
·        از تفنگ پدری به شهادت مردان قبیله می رسد.

6
گرگ ها خوب بدانند، در این ایل غریب
گر پدر مرد، تفنگ پدری هست، هنوز

گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند
 توی گهواره ی چوبی پسری هست، هنوز

·        یکی از دستاوردهای انقلاب بورژوائی سفید، قلع و قمع همین مناسبات تولیدی ماقبل سرمایه داری بوده است.
·        عصیان خوانین بر ضد انقلاب سفید بی دلیل نبوده است.
·        این عصیان مسلحانه اما از سر تا پا ارتجاعی و ضد انقلابی ـ بورژوائی بوده است.
·        در کلیدر محمود دولت آبادی همین عصیان مسلحانه ارتجاعی ـ فئودالی ـ عشیرتی به طرز رئالیستی جامه هنر و استه تیک به خود می پوشد.

·        در جنبش چریکی رایج پس از انقلاب بورژوائی سفید نیز روح همین طغیان و عصیان عشیرتی در جوش و خروش است.
·        اگر بیوگرافی شهدای فدائی اسلام و خلق و مجاهدین اسلام و خلق بررسی شود، وزن سنگین کسانی که از مناسبات تولیدی ماقبل سرمایه داری برخاسته اند، روشن می شود.

7

گرگ ها خوب بدانند، در این ایل غریب
گر پدر مرد، تفنگ پدری هست، هنوز

گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند
 توی گهواره ی چوبی پسری هست، هنوز

·        دم خروس فئودالی دیگری که از توبره ی این شعر بیرون می زند، سانترالیسم نقش جنس مرد در جامعه است:
·        بدین طریق، فقط جامعه نیست که به قهقرای قبیله و ایل سقوط می کند.
·        بلکه مبارزه طبقاتی هم به سطح مبارزه مردان ایل و قبیله تنزل می یابد:

الف
·        به همین دلیل است که تفنگ پدری هنوز هست و نه تفنگ مادری.

ب
·        باز هم به همین دلیل است که در گهواره قبیله، پسری هنوز هست و نه دختری.

8


گرگ ها خوب بدانند، در این ایل غریب
گر پدر مرد، تفنگ پدری هست، هنوز

گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند
 توی گهواره ی چوبی پسری هست، هنوز

·        ما در اکثر اشعار و تصانیف عشیرتی ـ فئودالی با همین سانترالیسم جنس مرد، با همین مردگرائی افراطی روبرو می شویم.
·        به عنوان مثال در ترانه عنگلابی موسوم به «دایه، دایه»

·        طنز تلخ قضیه اما این است که زنان عشایر در این رویاروئی های فئودالی ـ عشیرتی دست کمی از مردان ایلات و قبایل نداشته اند.
·        تقسیم کار وجود داشته است و تقسیم کار به معنی هیچکارگی زنان نبوده است:

الف



·        ما در جنبش فئودالی فدائیان خلق و مجاهدین خلق، ضمنا شاهد رزم ضد انقلابی زنان نیز بوده ایم.
·        اشرف دهقانی، مرضیه اسکوئی، زنان جوان «همرزم» خسرو گلسرخی، زنان سازمان تروریستی مجاهدین خلق از آن جمله اند.
·        شاعر این شعر ـ چه علی عسگری موسوی و چه زهرا رهنورد موسوی ـ نباید از این حقیقت امر بی خبر باشد.

·        ایده ئولوژی اما می تواند آدمی را کور و کودن کند.
·        آن سان که فقط مردان شهید قبیله را ببیند و نشان این و آن دهد.
·        فقط تفنگ پدری را ببیند و نشان آن و این دهد.
·        در گهواره فقط پسر را ببیند و نه دختر را.

ب

·        امروزه در مقاومت آنتی پان ترکیستی و آنتی فوندامنتالیستی کردها، نقش زنان کرد آشکار می گردد.
·        این نقش از تداوم سنت رزم زنان ـ چه در صفوف پ. ک. ک. و چه در صفوف عشیره بارزانی ـ حکایت دارد.

·        البته در رسانه های امپریالیستی بدان رنگ و لعاب پلی بوئیستی و فمینیستی و سکسوئالیستی هم زده می شود تا نیهلیسم و آوانتوریسم امپریالیستی بدین طریق و با این ترفند، تبلیغ شود و ستایش از مرگ ایدئالیزه گردد.

·        البته هم در این شعر و هم در ترانه «دایه دایه» برای زنان هم نقش بخور ـ بمیری  قایل شده است:   

9
آب اگر نیست نترسید، که در قافله مان
 دل دریایی و چشمان تری هست، هنوز

·        معنی تحت اللفظی:
·        اگر قحط آب است، هراسی نیست.
·        چون مردانی در قبیله هستند که دلی چون دریا دارند و زنانی هستند که زار می زنند.

·        در ترانه دایه دایه، نقش زنان قطار کردن فشنگ بالای سر نره شیران بالفعل  و شیر دادن به نره شیران بالقوه است.  

پایان