۱۴۰۵ شهریور ۲۶, پنجشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۵۰۹)

 Der Denker

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

 

خرد باید اندر سر مرد و مغز

نباید مرا چون تو دستار نغز

معنی تحت اللفظی:

بشر باید در سر مغز و عقل داشته باشد و نه عمامه عالی.

 

امروزه نحوه لباس پوشیدن، مارک لباس و کفش، زشتی و زیبائی ظاهر، مدل ماشین و بزرگی و کوچکی خانه و میزان درآمد ماهانه چنان عمده می شوند، که از اصل برابری و انسانیت انسان ها چیزی باقی نمی ماند.

 

اشکال دیگر سعدی در حکم «خرد باید اندر سر مرد و مغز»، این است که او مغز را چشمه اندیشه می داند.

این نظر سعدی ما را بی اختیار یاد ماتریالیست های مکانیکی فرانسه (لامتری، دیده رو، هولباخ و غیره) در قرن هجدهم می اندازد.

سعدی در موارد دیگری نیز شباهت عظیمی با این غول های اندیشه بشری دارد، که به جای خود نشان داده خواهد شد.

اما مغز در واقع نه چشمه اندیشه، نه منبع افکار، بلکه وسیله تفکر است.

داشتن صرف مغز به معنی اندیشیدن نیست.

اندیشیدن باید فرا گرفته شود.

در این زمینه باید دیالک تیک مغز و تفکر را در نظر داشت، که به معنی توسعه و تعمیم دیالک تیک وسیله و هدف است.

در روند تفکر مغز نیز توسعه و تکامل می یابد و به برکت تکامل و توسعه خود، کیفیت تفکر را بالاتر می برد.

سعدی یک سال بعد در گلستان به غلط، ولی نه بی دلیل تجربی، معده را محل نور معرفت خواهد دانست، نه سر را:

اندرون از طعام خالی دار

تا در او نور معرفت بینی

 معنی تحت اللفظی:

اگر می خواهی در درونت نور معرفت (شناخت) باشد، از پرخوری پرهیز کن.

 

ما این مسئله را در تجزیه و تحلیل گلستان مورد بحث قرار خواهیم داد.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر