۱۴۰۵ شهریور ۲۱, شنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۵۰۶)

Der Denker 

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

 

تفاوت کند هرگز آب زلال

گرش کوزه زرین بود یا سفال؟

جنس کوزه آب تغییری در کیفیت آن اعمال نمی کند.

 

کسی که کوچکترین تردیدی درباره دیالک تیسین بودن سعدی به خود راه می دهد، باید توضیح دیگری برای این منطق و متد استدلال بیابد.

 

سعدی بار دیگر برای اثبات نظر خود،

 دیالک تیک فرم و محتوا

را

 به شکل دیالک تیک ظرف و مظروف، دیالک تیک کوزه سفال و آب و دیالک تیک کوزه زرین و آب بسط و تعمیم می دهد.

نقش تعین کننده را از آن محتوا (آب زلال) می داند

  و

ضمنا از قاعده دیالک تیکی دیگری پرده بر می دارد.

از این قاعده دیالک تیکی، که محتوای واحدی می تواند فرم های گوناگونی به خود بپذیرد.

دیالک تیک ماتریالیستی نظر سعدی را بدون چون و چرا تأیید می کند:

محتوای واحد می تواند در فرم های مختلف وجود داشته باشد

و

فرم واحدی می تواند، محتواهای مختلف داشته باشد :

آب زلال (محتوای واحد) می تواند در کوزه زرین، کوزه سفال، سطل، پیاله، خمره، رودخانه، دریا، باتلاق، مرداب، گنداب و انبار (فرم های مختلف) وجود داشته باشد

 و

در کوزه زرین و یا سفلین (فرم واحد) می تواند آب زلال، زهر مهلک، ترشی، شراب، ودکا (محتواهای مختلف) وجود داشته باشد.

 

اشکال اصلی ادعای سعدی این است که او محتوا را مطلق می کند و فرم را هیچ می انگارد.

سعدی در این مورد تنها نیست.

در قرن بیستم بسیاری از رهبران سیاسی، به سبب فقر فلسفه و بی خبری از دیالک تیک ماتریالیستی (علیرغم ترجمه  مقالاتی وزین در باره آن) بر همین گمراهه نظری سعدی راندند و تراژدی مهیب و خونینی را تکرار کردند.

آب زلال (محتوای واحد) در کوزه زرین، کوزه سفال، سطل، پیاله، خمره، رودخانه، دریا، باتلاق، مرداب، گنداب و انبار یکی نیست.

این آب اگرچه ظاهر زلال و روشن دارد، ولی فریب ظاهر چیزها را نباید خورد.

 

آب زلال می تواند زهرآگین باشد، محل تکثیر میکروب های گونه گون باشد.

 

آب  و هر چیز دیگر باید در دیالک تیک فرم و محتوا در نظر گرفته شود، نه بنا بر زلالی ظاهری آن.

کسی که با مطلق کردن محتوا آغاز به کار کرده بود، سرانجام از جهنم فرمالیسم سر در می آورد و زلالی آب را دلیل بر صحت ادعای خود می داند.

کم بها دادن به فرم اشتباه و خطای مهیب و خطرناکی است.

فرم می تواند محتوا را چنان در خود بفشارد، که محتوا مچاله شود، از توسعه و رشد طبیعی خود بازماند و علیل و ذلیل شود.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر