۱۴
با این توضیح، فاتحه ای نیز بر تقسیم بندی «کردوکار انسانی اساسی» به کار کردن و تولید کردن خوانده می شود.
۱۵
هر کاری فراورده ای پدید می آورد.
(آب در هاون کوبیدن کار محسوب نمی شود.
مترجم)
۱۶
بنابرین هر کاری به معنی تولید نعمات نیز است.
(این توضیح گاسمن هم دقیق و درست نیست.
این به دلیل بی خبری از هیرارشی (خصلت سلسله مراتبی) مفاهیم توسط هانا آرندت و گاسمن است.
کار مفهوم عام تر و کلی تری است که تولید نعمات مشمول آن می شود.
مثل مفهوم درخت که مشمول مفهوم عام تر و کلی تر نبات می شود.
مثل مفهوم نبات که مشمول مفهوم عام تر و کلی تر ماده می شود.
مترجم)
۱۷
بدون کار، تولید نعمات غیرقابل تصور است.
مگر اینکه کسی کار را به «نیرویی بیولوژیکی ـ طبیعی» تقلیل بخشد (یعنی تحریف کند)
۱۸
اگر تولید نعمات به «ایجاد مصنوعی (غیر طبیعی) جهانی از چیزها» منجر می شود، این جهان چیزها نهایتا از مواد طبیعی تشکیل می یابد که به مدد کار از دل طبیعت بیرون کشیده و «تهیه می شود.»
(تشکیل داس و چکش و خنجر و بیل و کلنگ مبتنی بر استخراج پیشاپیش سنگ آهن و ذوب کردن آن و بیرون کشیدن آهن و تغییر فرم و ساختار دادن به آهن حاصله است.
مترجم )
۱۹
دهقانی را تصور کنیم که غلات می کارد.
به نظر هانا آرندت، آرد کردن غلات زمانی کار امحسوب می شود که آرد حاصله برای تهیه بیواسطه نان و خوردن آن باشد.
۲۰
همزمان کاه حاصله می تواند برای تهیه کاهگل و تعمیردیوار کاهگلی و یا برای تهیه بالش و متکا مورد استفاده قرار گیرد که دارای «دوام» اند.
در این صورت «کردوکار اساسی» واحدی تولید نعمات است.
چه یاوه ای.
(مراجعه کنید به هانا آرندت، «ویتا اکتیوا» (حیات کوشا، کردوکارگر)، ص ۹۴)
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر