۱۴۰۵ شهریور ۱۱, چهارشنبه

انتقاداتی از هانا آرندت (۷۰)

Photo of Hannah in 1924 

انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

۱۱

بنابرین، کار بر خلاف کردوکار حیوانی، «نیروی بیولوژیکی ـ طبیعی» نیست.

 

۱۲

از کار به مثابه پیش شرط فرا تاریخی بشر، نیز بر خلاف ادعای هانا آرندت، «توسعه مناسبات تولیدی» پدید نمی آید.

یعنی دترمینیسم تاریخی نیز پدید نمی آید که بنا بر ادعای  هانا آرندت، «نهایتا در یک قانون طبیعت قرار دارد.»

 

۱۳

توسعه مناسبات تولیدی وابسته به مناسبات حاکمیت است.

 

(این ادعای بودو گاسمن

  اولا

نشانه بیگانگی او با تعریف مارکسیستی مفهوم مناسبات تولیدی است.

برای اینکه مناسبات حاکمیت مبتنی بر مناسبات مالکیت بر وسایل تولید است که یکی از اجزای مناسبات تولیدی است.

مناسبات تولیدی یا زیربنای اقتصادی همان حاکمیت طبقاتی است و فرم مالکیت بر وسایل تولید مهمترین بخش مناسبات تولیدی است و تحول مناسبات تولید هم قبل از همه وابسته به تحول فرم مالکیت بر وسایل تولید است.

این ادعای بودو گاسمن 

(و خرافات هانا آرندت)

ثانیا

 نشانه بیگانگی او (و هاندا آرندت) با دیالک تیک مناسبات تولیدی و نیروهای مولده است.

این دیالک تیک ماتریالیسم تاریخی

نتیجه بسط و تعمیم دیالک تیک فرم و محتوا از ماتریالیسم دیالک تیکی است:

در دیالک تیک مناسبات تولیدی و نیروهای مولده،

مناسبات تولیدی فرم است و نیروهای مولده، محتوا ست

و

مارکس بارها و بارها بر این اساس استدلال مارکسیستی کرده است:

با توسعه محتوای دمبدم متغیر (نیروهای مولده)، فرم (مناسبات تولیدی) ثابت و لایتغیر منفجر می شود و برای فرم (مناسبات تولیدی) جدید جا خالی می کند و آنگاه شکوفایی توسعه محتوا (نیروهای مولده) میسر می شود.

یعنی قید و بند عینی فرمال از دست و پای محتوا (نیروهای مولده) برداشته می شود.

در دیالک تیک فرم و محتوا

(دیالک تیک مناسبات تولیدی و نیروهای مولده)،

نقش تعیین کننده از آن محتوا (نیروهای مولده) است.

وقتی مارکس از ضرورت و الزام انقلابات اجتماعی سخن می گوید و این قانون جامعتی  عینی را قابل مقایسه با قانون طبیعتی عینی می داند، به همین دلیل است.

همان طور که زلزله و توفان و آتش فشان جلوگیری ناپذیرند، انقلابات اجتماعی هم «آش کشک خالته، بخوری پاته، نخوری پاته.»

 دیر و زود دارند، ولی سوخت و سوز ندارند.

لنین

نیروهای مولده به درستی مهمترین معیار درجه توسعه جامعه بشری می داند.

 

نیروهای مولده

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/3956

 

پایان

 

قانون مطابقت (همخوانی) مناسبات تولیدی با خصلت نیروهای مولده

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12565

 

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12558

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12560

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12564

 

پایان

 

مترجم)

 

۱۴

تشکیل و یا پیدایش سرمایه داری وابسته به قهر است که همواره تصادفی نیز است.

مراجعه کنید

به انباشت اولیه سرمایه

(مارکس، «کاپیتال»، جلد ۱، ص ۷۴۱)

 

(تشکیل و یا پیدایش سرمایه داری وابسته به قهر نیست.

قهر به قول مارکس، قابله انقلاب مثلا کاپیتالیستی است و نه دلیل تشکیل و پیدایش سرمایه داری.

منظور مارکس از قهر هم زور مکانیکی مثلا جنگ مسلحانه نیست.

قهر یک مفهوم فلسفی است.

 

قهر

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/9475

 

  ۱

http://hadgarie.blogspot.de/2017/12/blog-post_43.html

 

۲

http://hadgarie.blogspot.de/2017/12/blog-post_47.html

 

۳

http://hadgarie.blogspot.de/2017/12/blog-post_73.html

 

پایان

ضمنا

قهر فرم رساندن انقلاب اجتماعی به پیروزی است و تابه محتوای جامعتی است.

یعنی

برخلاف ادعای گاسمن، تصادفی نیست.

مترجم)

 

۱۵

و کار انتزاع گشته از فراورده کار در سرمایه داری، یعنی «ارزش ها» به مثابه کار مجرد ، به مثابه «کار شیئیت کسب کرده در فرم جامعتی عامش».

(مارکس، «کاپیتال»، جلد ۳، ص ۳۹۲)

 

۱۶

کار در قاموس مارکس مفهومی ماهوی است.

 (کار هم یک مفهوم فلسفی است و تعریف دارد.

مراجعه کنید

به

کار

در دایرة المعارف فلسفی

مترجم)

 

۱۷

هانا آرندت بنا بر موضع فلسفی اش حتی نمی تواند به این مفهوم بیندیشد، چه رسد به اینکه آن را بفهمد.

 

ادامه دارد.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر