انتقاداتی از هانا آرندت
مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی
گاربزن
سال ۲۰۲۰
نشر انجمن دیالک تیک
(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)
(Hertzstrasse 39
30827 Garbsen)
Zeitschrift für materialistische Ethik
برگردان
شین میم شین
دعاوی هانا آرندت راجع به «اضافه ارزش»
۳۱
استثمار رعیت که ۳ روز در اراضی ارباب فئودال می بایستی کار بکند و ۳ روز دیگر در اراضی ئی که متعلق به خودش بود و برای خویشتن خویش کار می کرد، آشکار بود.
۳۲
استثمار اما در کاپیتالیسم آشکار نیست.
۳۳
سرمایه دار
در لفافه مبادله دو چیز معادل (مبادله دستمزد با مواد غذایی ضرور)
با استفاده از (کاربست) نیروی کار کارگر به کسب اضافه ارزش نایل می آید.
اضافه ارزشی که کارگر مزد بگیر باید به رایگان در اختیار سرمایه دار قرار دهد تا تحت شرایط مالکیت کاپیتالیستی بتواند به طور کلی محل کاری پیدا کند.
این بدان معنی است که مبادله معادلی در بین نبوده است.
یعنی دستمزد معادل با ارزش نیروی کار نبوده است.
۳۴
استثمار هر نیروی کار که ذاتی آن است، نامرئی می ماند.
۳۵
باطل اندیشان فنومنولوژیکی (از قبیل هانا آرندت) می توانند خیال کنند که اضافه ارزش از کیفیت سحرآمیز ماورای طبیعی (اوکولت) ارگانیکی سرچشمه می گیرد.
۳۶
دورنمای فکری (پرسپکتیو) هر سرمایه دار نیز استتار مشابهی را پدید می آورد، وقتی او در خطه پدیده ها درجا می زند.
۳۷
کالاهایی که در کارخانه سرمایه دار تولید می شوند، حاوی هزینه تولیدند که از دستمزد (سرمایه متغیر)، قیمت وسایل تولید، ابنیه مربوط به تولید و غیره (سرمایه ثابت) تشکیل می یابد.
سود میانگین معمولی سرمایه دار در جامعه در این هزینه تولید قرار دارد.
این هزینه تولید، مجموعه قیمت تولید را تشکیل می دهد.
۳۸
سرمایه دار بسته به درجه مولدیت کارخانه اش در رشته مربوطه می تواند قیمت فروش در بازار برای کالاهایی که تولید کرده، توقع داشته باشد.
قیمتی که گاه متناسب با سود میانگین است، گاه کمتر و یا بیشتر از سود میانگین است.
زمانی بیشتر از سود میانگین خواهد بود که کارخانه او مولدتر از رقبا باشد.
۳۹
معتبر این است که مجموعه سود در هر جامعه در مدت زمان معین برابر با مجموعه اضافه ارزش تولید شده است.
۴۰
منبع و سرچشمه اضافه ارزش برای سرمایه دار نامرئی می ماند.
۴۱
سرمایه دار اضافه ارزش را فقط با فروش کالاها تحقق می بخشد.
۴۲
یعنی
استثمار طبقه کارگر اینجا هم نامرئی می ماند.
۴۳
ارزش از دید مارکس، یک فتیش (بت واره) است.
برای اینکه آن نه قابل سلطه است و نه قابل محاسبه.
۴۴
این فتیشیسم (کالا پرستی، پول پرستی، بت پرستی) در سرمایه نزولی (سرمایه مبتنی بر بهره، بانکی) به نقطه اوج خود می رسد که بنا بر فرمول زیر مؤثر می افتد:
پول ـ پول + پول بیشتر
۴۵
مارکس می نویسد:
«در سرمایه نزولی این فتیش اوتوماتیکی به طور خالص عرض اندام می کند.
ارزش خود ارزشیاب.
پول پول آور.
فتیش در این فرم دیگر حامل جای زخم تشکیل و پیدایش خود نیست.»
(کارل مارکس، «کاپیتال»، جلد سوم، ص ۴۰۴)
۴۶
فتیش ارزش و اضافه ارزش بر تأملات هانا آرندت نقش می بندد، وقتی که او به عرفانی سازی «وفور جامعتی» به مثابه پیامد طبیعت کارگر می پردازد.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر