۱۴۰۵ شهریور ۷, شنبه

انتقاداتی از هانا آرندت (۶۹)

Photo of Hannah in 1924 

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین 

 

تمییز غلط مقاهیم توسط هانا آرندت

 

۱

کار و تولید نعمات (Herstellen)

 

۱

با نظر به ادعای هانا آرندت مبنی بر این که «قانون تاریخی مارکسیستی مبارزه طبقاتی در نهایت به مثابه قانون طبیعی قابل تلقی است.

از این رو توسعه مناسبات تولیدی در قاموس مارکس، منشاء خود را در توسعه نیروی کار بشری دارد که به نوبه خود به مثابه «جذب و دفع بشری با طبیعت» تعریف می شود.

یعنی

به مثابه نیروی بیولوژیکی ـ طبیعتی که به وسیله اش بشر حیات خود را و تداوم حیاتی نوع خود را تضمین می کند»، هانا آرندت دترمینیسم تاریخی کذایی مارکس را با مفهوم خود از کار به مثابه «نیروی بیولوژیکی ـ طبیعی» در پیوند قرار می دهد، تا به مارکس اتهام بزند که بازتاب هایش راجع به مبارزه طبقاتی «در نهایت متکی بر یک قانون طبیعت» بوده اند.

 

۲

هانا آرندت در اثر خود تحت عنوان ویتا اکتیوا (حیات کوشا، کردوکارگر)، این ادعای خود را وسعت بخشیده است

و

به بررسی بنیادی کار کردن، اقدام به تولید نعمات و عمل کردن به مثابه «کردوکار اساسی بشری» پرداخته است.

(هانا آرندت، «ویتا اکتیوا» (حیات کوشا، کردوکارگر)، ص  ۱۴، بخش ۳، «تولید نعمات و عمل»)

 

 

(کانت می گفت:

«تفکر یا تفکر مفهومی است و یا اصلا تفکر نیست.»

ایراد هانا آرندت و خود گاسمن درست همینجا ست:

تولید نعمات مادی و فکری و هنری و غیره و عمل در هر زمینه، فرم هایی از کارند.

تفاوت کار با تولید نعمات و عمل این است که کار در برگیرنده آندو هم است.

کار به لحاظ مفهومی عام تر از تولید نعمات و عمل است:

دیالک تیک منفرد (خاص) و عام.

 

تولید

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13580

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13583

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13589

 

۴

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13593

 

۵

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13599

 

پایان

 

عمل

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/3644

 

پایان

 

عمل

 

https://hadgarie.blogspot.com/2019/07/blog-post_759.html

 

پایان

مترجم)

 

 ۳

کار به نظر هانا آرندت در رابطه با مارکس، به «روند بیولوژیکی جسم انسانی» تعلق دارد.

 

۴

کار به «جذب و دفع» با طبیعت» تعلق دارد.

جذب و دفعی که کار ایجاد می کند و تهیه می کند.

 

۵

هانا آرندت تولید نعمات را بر خلاف کار به عنوان چیزی تلقی می کند که در آن، «موجود ضد طبیعتی مستقل از طبیعت نمودار می گردد.»

 

۶

فراورده تولید نعمات دوام می آورد.

 

۷

اینجا هم برای روشنگری این ادعاها، شناخت مسئله یاری رسان است.

 

۸

مارکس در بخش سوم «کاپیتال» به بررسی «روند کار» ، «بی اعتنا به هر فرم جامعتی معین کار» می پردازد.

(کارل مارکس، «کاپیتال»، ص ۱۹۲)

 

۹

مارکس در آنجا  بر ضد ایدئآلیزه کردن ها موضع می گیرد که در آن جسمانیت کار، یعنی «بدنیت» کارگر تصدیق و تأیید می شود، «بازوها، پاها، کله و دست.»

(کارل مارکس، «کاپیتال»، ص ۱۹۲)

 

۱۰

هانا آرندت در انتخاب سلکتیو تعاریف خود از کار، با انتزاع جنبه فکری کار به این جنبه اشاره می کند:

جامه عمل پوشاندن به هدف در طبیعت، «اراده مبتنی بر هدف»

(هانا آرندت، «ویتا اکتیوا» (حیات کوشا، کردوکارگر)، ص ۱۹۳)

 

ادامه دارد.

۱۴۰۵ شهریور ۶, جمعه

درنگی در ذهن و عکاسی (۲۹)

     کتاب ذهن و عکاسی 

Paul Martin Lester  

پل مارتین لستر

(۱۹۵۳ ـ ۲۰۲۳)

ذهن و عکاسی

 اثر پل مارتین لستر 

ترجمه زانیار بلوری 

درنگی

از

شین میم شین

 

پل مارتین لستر

 استاد ارتباطات در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا 
 
۱۶
زندگی پیچیده نیست، ذهن آن را پیچیده می سازد.
قلب به ذهن نشان می دهد که زندگی ساده است.
ذهن را به سکوت وادار و به قلبت گوش بسپار.
 
حریف یانکی و مترجم ایرانی
در این یاوه 
اولا دیالک تیک ساده و پیچیده را و ضمنا دیالک دیالک تیک ذهن و قلب  را اختراع می کنند و برای سوء استفاده از آندو به وارونه سازی هر دو مبادرت می ورزند.

آن سان که نقش تعیین کننده در دیالک تیک ساده و پیچیده از آن ساده و در دیالک دیالک تیک ذهن و قلب از آن قلب می شود.

سؤال این است که منظور حضرات از ذهن و قلب و ساده و پیچیده چیست؟
 
منظور حضرات از ذهن، مغز اندیشنده است و منظور شان از قلب، غریزه است.
در خیلی از فیلم های امپریالیستی در ضعیف ترین شرایط روحی بیننده فبلم، شعار زیر به خورد خواننده خر داده می شود:
«به غریزه (اینستینکت) اعتماد کن.»
 
محتوای این شعار امپریالیستی ایراسیونالیستی (مبتنی بر خرد ستیزی) است.
برای اینکه ضد دیالک تیکی غریزه، عقل (خرد) است.
 
حریف یانکی هم همین شعار امپریالیستی را تکرار می کند و به عنان تحفه فرنگ به دست خواننده یانکی و ایرانی می دهد:

ذهن را به سکوت وادار و به قلبت گوش بسپار.
 
منظور حضرات از  ساده هم ساده فکری و سوبژکتیو (ذهنی، دلبخواهی، میلی) است
وگرنه ساده مادی اوبژکتیو (عینی) اصلا وجود خارجی و واقعی ندارد.
 
مثال:
اتم هیدروژن و اکسیژن نمی توانند اصلا وجود داشته باشند.
هر اتم  هیدروژن و اکسیژن اگر هم چیزی برای ترکیب و تبدیل شدن به مرکب (مثلا مولکول) نداشته باشند، با خویشتن خویش ترکیب می شوند و مولکول هیدروژن و اکسیژن را تشکیل می دهند و یا با هم ترکیب می شوند و مولکول آب را تشکیل می دهند و آرام می گیرند.
 
 منظور حضرات از  سادگی زندگی ضمنا سهل و آسان بودن زندگی است.
همین خرافه را شاعر خرد ستیز شیراز و خرافه سرایان دیگر هم تبلیغ کرده اند:
گفت:
«آسان گیر بر خود، کارها کز روی طبع
سخت می گیرد جهان بر مردمان سختکوش»
 
محتوای یاوه ضد عقلی حریف یانکی هم همین است:
زندگی پیچیده نیست، ذهن آن را پیچیده می سازد.
قلب به ذهن نشان می دهد که زندگی ساده است.
 
وقتی بشر خرد زدایی شود، فرقی با خر نخواهد داشت.
به قول سعدی:
زندگی اش در «خور و خواب و خشم و شهوت» خلاصه خواهد شد.
 
ادامه دارد.