۲۶
او شاهد آب در کام آتش شد.
منظور کنفوسیوس و طلابش از کشاهده آب در آغوش آتش، مثلا آلوده بودن آب به نفت و گاز و غیره و وقوع آتشفشانی در اعماق آب های دریاها و اقیانوس ها ست.
چنین چیزی امری طبیعی و عادی است و به درد تحلیل علمی می خورد و نه به درد هارت و پورت و خودنمایی و فضلفروشی.
۲۷
او شاهد هوا در کام آتش شد.
این مشاهده ادعایی کنفوسیوس و طلابش محال است:
هوا قاعدتا نباید و نمی تواند آتش بگیرد.
برای اینکه ۷۸ درصد هوا از گاز ازت و یا نیتروژن است که گازی آتش ستیز است.
هوا در صورتی می تواند آتش بگیرد که تناسب میان گاز اکسیژن (۲۱ در صد) و نیتروژن (۷۸ در صد) تغییر جدی بیابد.
اگر این ترکیب وجود نمی داشت، زمین اصلا قابل زندگی نمی شد.
همه چیز در کام گاز اکسیژن می سوخت.
۲۸
او شاهد حیات در کام آتش شد.
منظور کنفوسیوس و طلابش از مشاهده حیات در کام آتش
در افسانه ققنوس است:
قُقنوس پرندهٔ مقدس افسانهای است که در اساطیر ایران، اساطیر یونان، اساطیر مصر، و اساطیر چین از آن نام برده شده.
گفته میشود که وی مرغی نادر و تنهاست و جفت و زایشی ندارد.
اما هر هزار سال یک بار، بر تودهای بزرگ از هیزم بال میگشاید و آواز میخواند و چون از آواز خویش به وجد و اشتیاق آمد، به منقار
خویش آتشی میافروزد و با سوختن در آتش از خاکستر آن ققنوسی دیگر متولد
میشود.
ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر