۱۴۰۵ مرداد ۱۲, دوشنبه

انتقاداتی از هانا آرندت (۵۰)

Photo of Hannah in 1924

  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین 

 

http://www.bodo-gassmann.de/bilder/BodoPassWeb.jpg

 

 

نقدی بر مفهوم توتالیتاریسم

 

۱

مفاهیمی از قبیل «توتالیتاریسم» (خودکامگی گرایی)، «توتال» (سراسری، کلی) و «شست و شوی مغزی»

آدمی را به این تصور باطل سوق می دهند که گویا افراد بشری قابل تسلط تام و تمام اند.

 

۲

این اما قابل شک و تردید است.

 

۳

برای اینکه افراد بشری نه تنها دارای خودپویی (انجام اعمال اوتوماتیک و خود به خودی) اند.

بلکه علاوه بر آن، دارای خودآگاهی اند.

فرق هم نمی کند که این خودآگاهی چه اندازه مخدوش باشد.

 مراجعه کنید به (هانا آرندت، «حاکمیت توتال» جلد سوم، ص ۲۲۲، تذکره ۱۱۱ الف)

(منظور از خودآگاهی، خودشناسی است.

حتی خر، خر نیست.

چه رسد به بشر.

مترجم)

 

۴

خود هانا آرندت هم به این نکته وقوف داشته است.

 

۵

«گزارشات مخفی از اوضاع کشور توسط مأموران امنیتی» (در سالهای ۱۹۳۹ ـ ۱۹۴۵) که هانا آرندت از آنها مطلع بوده است، «نشاندهنده این اند که جمعیت آلمان از به اصطلاح اعمال مخفی (سری)، مثلا کشتار بیرحمانه یهودیان در لهستان، تدارک حمله به روسیه و غیره، به طور خیلی خوبی خبر داشته است.

 

۶

علاوه بر این معلوم می شود که اوبژکت های تبلیغات نازی (مردم آلمان)، چه اندازه از نظرات مستقل را (از گزند تبلیغات لگام گسیخته نازی ها)، حفظ کرده بودند.»

(هانا آرندت، «حاکمیت توتال» جلد سوم، ص ۷، تذکره)

 

۷

اگرچه جمعیت آلمان، با فاشیسم آلمان تا آخرین لحظه همکاری کرده اند.

 

۸

هانا آرندت به طور کلیشه ای ساده ای به مقایسه فاشیسم آلمان («ناسیونال ـ سوسیالیسم») با بلشویسم استالینی می پردازد و به همانندی ها و ناهمانندی های فی مابین اشاره می کند.

 

۹


تئودور لودویگ ویزنگروند آدورنو 
(۱۹۰۳)
جامعه‌شناس، فیلسوف، موسیقی‌شناس و آهنگ‌ساز نئومارکسیست آلمانی 
او به همراه کسانی چون ماکس هورکهایمر، والتر بنیامین و هربرت مارکوزه 
از بزرگان مکتب فرانکفورت بود.  
ویکی‌پدیا

 

اما از آنجا که هانا آرندت نمی تواند به ماهیت ایندو سیستم، یعنی به تفاوت تعیین کننده ساختار اجتماعی و اقتصادی تعین فرم  (فرماسیون اقتصادی ـ جامعتی) اندو پی ببرد، برای اینکه متد برخوردش فنومنولوژیکی است، یعنی در «مشخصیت کاذب» درجا می زند، هر دو سیستم را به دلیل فنومن های (پدیده های) مشابه، به مثابه حاکمیت توتالیتر جا بزند.

(راجع به این مفهوم، مراجعه کنید به آدورنو، دیالک تیک منفی، ص ۸۲، تذکره)

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر