نقدی بر مفهوم توتالیتاریسم
۱
مفاهیمی از قبیل «توتالیتاریسم» (خودکامگی گرایی)، «توتال» (سراسری، کلی) و «شست و شوی مغزی»
آدمی را به این تصور باطل سوق می دهند که گویا افراد بشری قابل تسلط تام و تمام اند.
۲
این اما قابل شک و تردید است.
۳
برای اینکه افراد بشری نه تنها دارای خودپویی (انجام اعمال اوتوماتیک و خود به خودی) اند.
بلکه علاوه بر آن، دارای خودآگاهی اند.
فرق هم نمی کند که این خودآگاهی چه اندازه مخدوش باشد.
مراجعه کنید به (هانا آرندت، «حاکمیت توتال» جلد سوم، ص ۲۲۲، تذکره ۱۱۱ الف)
(منظور از خودآگاهی، خودشناسی است.
حتی خر، خر نیست.
چه رسد به بشر.
مترجم)
۴
خود هانا آرندت هم به این نکته وقوف داشته است.
۵
«گزارشات مخفی از اوضاع کشور توسط مأموران امنیتی» (در سالهای ۱۹۳۹ ـ ۱۹۴۵) که هانا آرندت از آنها مطلع بوده است، «نشاندهنده این اند که جمعیت آلمان از به اصطلاح اعمال مخفی (سری)، مثلا کشتار بیرحمانه یهودیان در لهستان، تدارک حمله به روسیه و غیره، به طور خیلی خوبی خبر داشته است.
۶
علاوه بر این معلوم می شود که اوبژکت های تبلیغات نازی (مردم آلمان)، چه اندازه از نظرات مستقل را (از گزند تبلیغات لگام گسیخته نازی ها)، حفظ کرده بودند.»
(هانا آرندت، «حاکمیت توتال» جلد سوم، ص ۷، تذکره)
۷
اگرچه جمعیت آلمان، با فاشیسم آلمان تا آخرین لحظه همکاری کرده اند.
۸
هانا آرندت به طور کلیشه ای ساده ای به مقایسه فاشیسم آلمان («ناسیونال ـ سوسیالیسم») با بلشویسم استالینی می پردازد و به همانندی ها و ناهمانندی های فی مابین اشاره می کند.
۹
اما از آنجا که هانا آرندت نمی تواند به ماهیت ایندو سیستم، یعنی به تفاوت تعیین کننده ساختار اجتماعی و اقتصادی تعین فرم (فرماسیون اقتصادی ـ جامعتی) اندو پی ببرد، برای اینکه متد برخوردش فنومنولوژیکی است، یعنی در «مشخصیت کاذب» درجا می زند، هر دو سیستم را به دلیل فنومن های (پدیده های) مشابه، به مثابه حاکمیت توتالیتر جا بزند.
(راجع به این مفهوم، مراجعه کنید به آدورنو، دیالک تیک منفی، ص ۸۲، تذکره)
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر