تمییز غلط مقاهیم توسط هانا آرندت
۱
کار و تولید نعمات (Herstellen)
۱
با نظر به ادعای هانا آرندت مبنی بر این که «قانون تاریخی مارکسیستی مبارزه طبقاتی در نهایت به مثابه قانون طبیعی قابل تلقی است.
از این رو توسعه مناسبات تولیدی در قاموس مارکس، منشاء خود را در توسعه نیروی کار بشری دارد که به نوبه خود به مثابه «جذب و دفع بشری با طبیعت» تعریف می شود.
یعنی
به مثابه نیروی بیولوژیکی ـ طبیعتی که به وسیله اش بشر حیات خود را و تداوم حیاتی نوع خود را تضمین می کند»، هانا آرندت دترمینیسم تاریخی کذایی مارکس را با مفهوم خود از کار به مثابه «نیروی بیولوژیکی ـ طبیعی» در پیوند قرار می دهد، تا به مارکس اتهام بزند که بازتاب هایش راجع به مبارزه طبقاتی «در نهایت متکی بر یک قانون طبیعت» بوده اند.
۲
هانا آرندت در اثر خود تحت عنوان ویتا اکتیوا (حیات کوشا، کردوکارگر)، این ادعای خود را وسعت بخشیده است
و
به بررسی بنیادی کار کردن، اقدام به تولید نعمات و عمل کردن به مثابه «کردوکار اساسی بشری» پرداخته است.
(هانا آرندت، «ویتا اکتیوا» (حیات کوشا، کردوکارگر)، ص ۱۴، بخش ۳، «تولید نعمات و عمل»)
(کانت می گفت:
«تفکر یا تفکر مفهومی است و یا اصلا تفکر نیست.»
ایراد هانا آرندت و خود گاسمن درست همینجا ست:
تولید نعمات مادی و فکری و هنری و غیره و عمل در هر زمینه، فرم هایی از کارند.
تفاوت کار با تولید نعمات و عمل این است که کار در برگیرنده آندو هم است.
کار به لحاظ مفهومی عام تر از تولید نعمات و عمل است:
دیالک تیک منفرد (خاص) و عام.
تولید
۱
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13580
۲
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13583
۳
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13589
۴
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13593
۵
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13599
پایان
عمل
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/3644
پایان
عمل
https://hadgarie.blogspot.com/2019/07/blog-post_759.html
پایان
مترجم)
۳
کار به نظر هانا آرندت در رابطه با مارکس، به «روند بیولوژیکی جسم انسانی» تعلق دارد.
۴
کار به «جذب و دفع» با طبیعت» تعلق دارد.
جذب و دفعی که کار ایجاد می کند و تهیه می کند.
۵
هانا آرندت تولید نعمات را بر خلاف کار به عنوان چیزی تلقی می کند که در آن، «موجود ضد طبیعتی مستقل از طبیعت نمودار می گردد.»
۶
فراورده تولید نعمات دوام می آورد.
۷
اینجا هم برای روشنگری این ادعاها، شناخت مسئله یاری رسان است.
۸
مارکس در بخش سوم «کاپیتال» به بررسی «روند کار» ، «بی اعتنا به هر فرم جامعتی معین کار» می پردازد.
(کارل مارکس، «کاپیتال»، ص ۱۹۲)
۹
مارکس در آنجا بر ضد ایدئآلیزه کردن ها موضع می گیرد که در آن جسمانیت کار، یعنی «بدنیت» کارگر تصدیق و تأیید می شود، «بازوها، پاها، کله و دست.»
(کارل مارکس، «کاپیتال»، ص ۱۹۲)
۱۰
هانا آرندت در انتخاب سلکتیو تعاریف خود از کار، با انتزاع جنبه فکری کار به این جنبه اشاره می کند:
جامه عمل پوشاندن به هدف در طبیعت، «اراده مبتنی بر هدف»
(هانا آرندت، «ویتا اکتیوا» (حیات کوشا، کردوکارگر)، ص ۱۹۳)
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر