۱۴۰۵ مرداد ۱۴, چهارشنبه

درنگی در ذهن و عکاسی (۲۰)

    کتاب ذهن و عکاسی 

Paul Martin Lester  

پل مارتین لستر

(۱۹۵۳ ـ ۲۰۲۳)

ذهن و عکاسی

 اثر پل مارتین لستر 

ترجمه زانیار بلوری 

درنگی

از

شین میم شین

 

پل مارتین لستر

 استاد ارتباطات در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا 
 
۷
با عکاسی، جدایی خودت را از آنچه می بینی، توجیه نکن.
تو، خود ماحصل دیدن و احساس کردنی.
از دیدن همراه با احساس مهراس.
معنی تحت اللفظی:
عکس برداشتن از چیزی به معنی مجزا بودن عکاس از آن چیز نیست.
بشر  محصول دیدن و حس کردن است.
آدم نباید از دیدن توأم با حس کردن هراس داشته باشد.

این پرت و پلای حریف مملو از ایراد است:

۱
با عکاسی، جدایی خودت را از آنچه می بینی، توجیه نکن.
 
حریف در این ادعا بسان عرفا برای عکاس و خری که ازش عکس برداشته می شود، یعنی برای سوبژکت و اوبژکت، هویت واحد قائل می شود.
عرفان هم بنا بر اصل خرافی وحدت وجود برای خر و خدا و خلق و خورجین و خردل و خرما هویت واحد ی قائل می شود و از فرط حواس پرتی از حتی وحدت آنها دم می زند.
به همین دلیل عرفان را مکتبی ایراسیونالیستی (ضد عقلی) می نامند.

 ۲
تو، خود ماحصل دیدن و احساس کردنی.
 
حریف هنوز نمی داند که دیدن، مثل نشیدن و چشیدن و غیره فرمی از حس کردن و یا احساس است.
یعنی از حواس پنجگانه و فونکسیون (کارکرد) ارگان های حسی خبر ندارد.
این هنوز چیزی نیست.
حریف بشر را محصول دیدن و حس کردن می داند.
یعنی
جای فاعل و فعل را (بشر و حس کردن را) عوض می کند.
فاعل را محصول فعل قلمداد می کند و نه برعکس.

منظورش این است که اگر بشر نبیند (حس نکند)، فرقی با صخره و سنگ ندارد.

۳
از دیدن همراه با احساس مهراس.

این اندرز حریف از سر تا پا یاوه است.
برای اینکه دیدن فرمی از احساس (حس کردن) است.
به همین دلیل دیدن توأم با حس کردن بی معنی است.
منظورش از احساس، نه حس کردن، بلکه خیالبافی و آه و افسوس و غیره است.

سؤال این است که چه بشود؟
 
ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر