۱۴۰۰ آذر ۸, دوشنبه

مائوئیسم و رسالت تاریخی طبقه کارگر (۱۶)

[Mao Zedong]   


پروفسور دکتر  رولف ماکس

(۱۹۷۵)

برگردان

شین میم شین

 

فصل اول

ماهیت ضد سوسیالیستی طرح مائوئیستی جامعه

ادامه

 

۱۶۳

·    در حال حاضر (۱۹۷۵) هم با توجه به اینکه ارتش تکیه گاه اصلی رژیم مائوئیستی است و دیکتاتوری مائوتسه تونگ، یک دیکتاتوری نظامی ـ بوروکراتیکی است، کنترل ارتش و تضمین نقش آن به مثابه ابزار سیاست مائوئیستی، مسئله مهم رهبری سیاسی در پکن است.   

 

۱۶۴

·    این مسئله ضمنا با تغییر محل خدمت ۸ میلیون نفر از ۱۱ میلیون نفر فرمانده ارتش در پایان سال ۱۹۷۳ تأیید می شود.

·    بدین طریق کنترل مراکز سیاسی بر ارتش تقویت می شود. 

 

۱۶۵

·    میان نقش ارتش در جامعه ـ دکترین مائوئیستی  و جامعه ـ پراتیک مائوئیستی و اپولوژی (توجیه) قهر که مشخصه مائوئیسم است، پیوند بی واسطه ای وجود دارد.  

 

۱۶۶

·    دلیل این پیوند بی واسطه با توجه به آماج اصلی مبتنی بر ابرقدرتی ـ شووینیستی  این جریان مائوئیستی،  این است که به طرز تصنعی ـ دستوری جامعه ـ سیاستی پیشبرد کسب کند، نظام اجتماعی ئی تشکیل شود و انسانتصویری واقعیت یابد که با واقعیت جامعه، با قانونمندی های جامعه، با پیشرفت تاریخی در چین و در جهان و علاوه بر آن، با منافع توده چینی و با منافع مجموعه جنبش انقلابی جهانی در تضاد است. 

 

۱۶۷

·    اپولوژی قهر (تجلیل از قهر) به نحوی از انحاء انعکاس این حقیقت امر نیز است.  

 

۱۶۸

·     اپولوژی قهر، حاکی از دوری از پیشرفت تاریخی و قوای اصلی پیشرفت تاریخی و دشمنی با پیشرفت تاریخی و قوای اصلی پیشرفت تاریخی است.

 

۱۶۹

·    ارتش به نوبه خود، ابزار واقعیت بخشیدن (جامه عمل پوشاندن) به این قهر است.  

 

۱۷۰

·    اعمال دلبخواهی (مستبدانه) قهر بر گروه های اجتماعی منفرد و یا بر مجموعه جامعه و در سیاست بین المللی را حضرات با برچسب «انقلابی» عرضه می دارند و به مثابه نیروی محرکه تاریخ استنباط و ادراک می کنند.

 

۱۷۱

·    بدین طریق شرایط طبقاتی عینی در چین و در جهان نادیده گرفته می شود. 

 

۱۷۲

·    این قهر خرده بورژوایی و مائوئیستی به لحاظ محتوای اجتماعی در تضاد با قهر انقلابی است.

·    قهر انقلابی ئی که با هر انقلابی و ضمنا با انقلاب سوسیالیستی در رابطه اجتناب ناپذیر قرار دارد. 

 

۱۷۳

·    در انقلاب سوسیالیستی ـ بر خلاف سیاست و ایده ئولوژی مائوئیسم ـ  قهر انقلابی طبقه کارگر در وحدت با دیگر اقشار زحمتکشان بر ضد طبقات اجتماعی استثمارگر و برای حل تضاد های اجتماعی حدت یافته (رسیده. بسان میوه) در روند عینی پیشرفت اجتماعی به خدمت گرفته می شود.  

 

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۴۸۶)

خوداندیشی

 شین میم شین

باب اول

در عدل و تدبیر و رأی

حکایت نوزدهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»،  ص ۴۹ ـ ۵۰)

بخش پنجم

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم!

 

 

۱

به گرمابه پرورده و عیش و ناز

برنجد، چو بیند در جنگ باز

 

دو مردش نشانند، بر پشت زین

بود که اش زند، کودکی بر زمین.

 

معنی تحت اللفظی:

کسی که نازپرورده باشد از جنگجویی هراس دارد.

چنین کسی را دو نفر بلند می کنند و سوار اسب می کنند

و

کودکی می تواند او را از اسب به زمین اندازد.

 

سعدی

 در این دو بیت شعر، به نقش پراتیک و تمرین و تجربه اشاره می کند.

 

آنچه که در این باب بوستان اصلا و ابدا مطرح نمی شود، جزم «مشیت الهی» است.

انسان در این باب بوستان، صاحب اختیار تمام است.

همه چیز اکتسابی، قابل یادگیری است.

انگار نه انگار که خدائی، قضا و قدر و سپهر و روزگار و چرخ و گردونی در کار است.

 

ادامه دارد.

 

فرهنگ مفاهیم فلسفی (الف) اندام (ارگانیسم) (۲) (بخش آخر)

Organismus Synonyme Kreuzworträtsel bedeuten Erklärung und Verwendung   

پروفسور دکتر کامیلا وارنکه

پروفسور دکتر گئورگ کلاوس

برگردان

شین میم شین

 

 

۸

·    رد نظریات آلترناتیو واره و پیشرفت در جهت تدوین مفهوم علمی ارگانیسم از مراحل زیرین گذشته است:

 

الف

نظریه لایب نیتس

 

گوتفرید ویلهلم لایب نیتس

(۱۶۴۶ ـ ۱۷۱۶)

 

۱

·    لایب نیتس هم تئوری ماشینی ارگانیسم و هم ویتالیسم را کنار می گذارد.

 

۲

·    او برای جهان، ساختمان سلسله مراتبی قائل می شود و ارگانیسم ها را ماشین های خودویژه می داند که بخش های متشکله آنها نیز به نوبه خود از ماشین ها تشکیل یافته اند و خود حاوی قوه ذاتی ئی اند که با ارگانیسم در پیوند ناگسستنی قرار دارد و امکان جذب مواد غذائی و رشد را پدید می آورد.

 

ب

نظریه کانت

 

۱

·    کانت در تعریف مفهوم «ارگانیسم» سهم بسزائی ادا کرده است.

 

۲

·    اوهم ـ ضمن رد مکانیسیسم و ویتالیسم ـ ارگانیسم ها را به مثابه  کلی تعریف می کند که رفتار خودویژه هدفمند شان مشروط بدان است که اجزای آن متقابلا علت و معلول یکدیگرند.

 

۳

·    به نظر کانت، تفاوت ارگانیسم با ماشین در این است که علل مؤثر به مثابه  «اهداف طبیعی» ذاتی ارگانیسم اند، در حالیکه در ماشین علت مؤثر به مثابه  هوش هدف تعیین کن از خارج عمل می کند.

 

۴

·    اشکال نظرات کانت در این است که او دیالک تیک جزء و کل را (که خود کشف کرده) به عنوان علت عینی موجود برای رفتار هدفگرا محسوب نمی دارد، بلکه آن را صرفا به مثابه  یک رهاورد سوبژکت شناسنده، به مثابه  ثمره قوه قضاوت بازتابدهنده قلمداد می کند.

 

پ

نظریه هگل

 

۱

·    هگل خدمت بزرگ کانت را ارج می گذارد که میان مفهوم هدفمندی داخلی و خارجی صریحا تفاوت قائل می شود و بدین طریق ماهیت موجود زنده را تعیین می کند.

 

۲

·    هگل اما کانت را از این نظر به حق مورد انتقاد قرار می دهد که او تعیین هدف طبیعی را به مثابه  ایده تنظیمگر به میل تصادفی نظاره گر که به طور مکانیکی عمل می کند و یا اهداف طبیعی را به کار می بندد، واگذار می کند.

 

۳

·    اگرچه تذکرات مبهم و متافیزیکی خود هگل راجع به مفهوم «ارگانیسم» در نشان دادن بطلان آلترناتیو واره ویتالیستی نقش مهمی بازی نکرده، اما هگل نیز علیرغم آن، با حل دیالک تیکی رابطه جزء و کل جزو بنیانگذاران مفهوم مدرن ارگانیسم محسوب می شود.

 

·    مراجعه کنید به تئوری کلیت

 

۴

نظریه ماتریالیستی ـ دیالک تیکی راجع به ارگانیسم

 

۱

·    ماتریالیسم دیالک تیکی ضمن قبول جنبه های معقول نظرات کانت و هگل، بر هر دو نوع ایدئالیسم (ایدئالیسم ذهنی و عینی) غلبه می کند و شیوه هستی ماده به مثابه  ارگانیسم را بر مبنای عوامل زیر تعیین می کند:

 

الف

·    ارگانیسم می تواند به برکت عوامل زیر رفتار خاص منطبق با قانونمندی های خود را توسعه دهد و تکامل بخشد:

 

۱

·    به برکت پیوند متقابل اجزای خود  

 

۲

·    به برکت تضادهای درونی خود

 

·    مراجعه کنید به تضاد

 

۳

·    به برکت دیالک تیک ارگانیسم و محیط زیست

 

۲

·    «حیات عبارت است از شیوه هستی ترکیبی از پروتئین ها که گشتاور ماهوی آن را جذب و دفع مدام ارگانیسم با طبیعت پیرامون و بیرونی تشکیل می دهد.»

·    (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۲۰، ص ۵۵۹)

 

۳ 

·    علیرغم این همه معارف موجود، نظریات مکانیسیستی و ویتالیستی راجع به مفهوم ارگانیسم تا چند دهه قبل از این رواج داشته اند:

 

الف

·    نظریات مکانیسیستی با استفاده از معارف علوم طبیعی و نظریات ویتالیستی با بهانه قرار دادن مسائل هنوز حل نشده.

 

ب

·    علل این امر را باید نه تنها در کوته بینی طبقاتی، بلکه علاوه بر آن در سطح نازل رشد معرفتی بیولوژی جست.   

 

پ

·    مدارک مشخص لازم برای توضیح دقیق و جزء به جزء تعادل سیال، اکوی فینالیاته (وضع واپسین واحد)، خود تنظیمگری، خود سازماندهی و امثالهم هنوز در اختیار نبود.

 

·    مراجعه کنید به تعادل سیال و اکوی فینالیته

 

۴

·    بر مبنای فاکت های بیولوژیکی بیشمار در نقطه عطف قرن بیستم، بررسی مسئله ماهیت ارگانیسم مجددا در دستور روز قرار گرفت.

 

۵

هانس آدولف ادوارد دریش

 (۱۸۶۷ ـ ۱۹۴۱)

طبیعتفیلسوف و زیست شناس آلمانی

نظریه ویتالیستی دریش در باره طبیعت از سوی ناسیونال ـ سوسیالیسم (فاشیسم آلمان) به مثابه  مبانی فلسفی ـ علمی ایدئولوژی نازی به کار گرفته شد.

خود او پاسیفیست بود و لذا در سال ۱۹۳۳ بازنشسته گردید.

 

·    آنگاه دریش از ماشینی سخن آغاز کرد که به وسیله یک مکانیسین ماورای تجربی به حرکت انداخته می شود.

 

۶

جان اسکات هالدین

(۱۸۶۰ ـ ۱۹۳۶)

فیزیولوگ اسکاتلندی و مؤسس هولیسم متدیکی

 

·    هالدین ـ پدر هولیسم ـ مدعی شد که ساختار ارگانیسم زنده هیچ تشابهی به ماشین ندارد.

·    او هم مکانیسیسم را و هم ویتالیسم را به مثابه  اصول توضیحی، باطل نامید.

·    بدون اینکه خود بتواند جانشینی برای تئوری ماشینی ارائه دهد.

 

۷

·    للوید ـ مرگان و وایت هد مفهوم «ارگانیسم» را (همانند روانشناسی هیئت در آلمان) به اشیاء جامد نیز بسط دادند. 

 

۸

·     در طی این کشمکش ها مفهوم مدرن ارگانیسم توسط فون برتالانفی، هارتمن و دیگران وارد صحنه شد

 

۹

·    در سال های اخیر سیستمتئوری سیبرنتیکی تعریف دقیقتری از ارگانیسم ارائه داد:

·    ارگانیسم عبارت است از یک سیستم سیبرنتیکی خود تنظیمگر، خودسازمانده، خودتعمیرگر و خودبازتولیدگر، که عناصرش از پروتئین ها و اسیدهای نوکلئینی تشکیل یافته اند.

                                            

۱۰

·    طبیعت شیمیائی سنگپایه های سیستم (یعنی چند و چون پروتئین ها و اسیدهای نوکلئینی) را شیمی مدرن می تواند بی کم و کاست مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد.

·     فونکسیون های سیستم ها را می توان به وسیله آلات فنی مدل سازی کرد و در ماشین های محاسبه کلی الکترونیکی قابل رؤیت نمود و مورد بررسی قرار داد.

 

۱۱

·    خودتنظیمگری، خودسازماندهی و امثالهم را اکنون دیگر می توان به طور ماتریالیستی توضیح داد و فاتحه نهائی بر ویتالیسم را خواند.

 

۱۲

·    ارگانیسم هائی که ما تاکنون شناخته ایم، اجزای اصلی شان از پروتئین ها و اسیدهای نوکلئینی بسیار بغرنج تشکیل یافته اند.

 

۱۳

·    اما احتمال این نیز وجود دارد که از عناصر دیگری فونکسیون های ارگانیسمی خاص قوام یابند.

 

۱۴

·    برای اثبات صحت و سقم این احتمال یا باید بر اساس عناصر دیگری به طور مصنوعی ارگانیسم هائی را تولید کرد و یا در سیارات دیگر به کشف آنها نایل آمد.

 

۱۵

·    استفاده از مفهوم «ارگانیسم» برای علامتگذاری ساختار و فونکسیون سیستم ها و یا زیرسیستم های اجتماعی (آن سان که ارگانیسمتئوری انجام می دهد) به معنای قطعی علمی آن مجاز نیست.

·    زیرا (علیرغم وجوه مشترک بیشمار) خودویژگی حوادث اجتماعی را نمی توان از روندهای بیولوژیکی نتیجه گرفت.

·    عکس این مسئله نیز صادق است.    

 

·    مراجعه کنید به ارگانیسمتئوری.

 

ارگانیسمتئوری

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8096

 

پایان