۱۴۰۵ مرداد ۹, جمعه

انتقاداتی از هانا آرندت (۴۷)

Photo of Hannah in 1924

  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین 

 

http://www.bodo-gassmann.de/bilder/BodoPassWeb.jpg

 

جامعه «توده» ای به جای جامعه طبقاتی

ادامه 
 

۲۵

به قول هانا آرندت، «تفاوت جنبش توتالیتر فاشیستی با کمونیستی، تنها در آن بود که فاشیسم از آغاز به این عنصر (توده از دید هانا آرندت) در جمعیت های اروپایی روی می آورد، در حالیکه حزب کمونیست که در آغاز کاملا به مثابه حزب مدافع منافع (پرولتاریای) دولت ملی، حزب رادیکال طبقه کارگر بود، همین راه فاشیسم را نسبتا دیرتر حدودا از سال ۱۹۳۰ در پیش گرفت.

 

۲۶

بخشا به این دلیل که در راستای حاکمیت استالینی در روسیه بود

و

بخشا به این دلیل که در رقابت با فاشیسم، متدهای فاشیستی را آگاهانه به خدمت می گرفت.»

(هانا ارندت، «حاکمیت توتال» ص ۳۷)

 

 

۲۷

نتیجه حاصله هم این بود که جنبش توتالیتر به برقراری سیستم تک حزبی مبادرت می ورزد.

 

۲۸

به قول هانا آرندت، «نتیجه رقابت بر سر تسخیر روح (دل و دین) توده این بود که اعضای هر دو جنبش توتالیتر از کسانی تشکیل می یافتند  که قبلا هرگز در صحنه سیاست نبوده اند.

 

 

۲۹

این طبعا (طبیعتا) به تسهیل چشمگیر استفاده از متدهای تبلیغات سیاسی جدیدی منجر می شد.

 

۳۰

این قبل از همه بسته مادن دهن رقیب سیاسی در زمینه استدلال را امکان پذیر می ساخت.

 

۳۱

جنبش های توتالیتر فاشیستی و کمونیستی

نه تنها در خارج از سیستم حزبی قرار می گرفتند، بلکه اعضای خود را نیز از جمعی تهیه می کردند که هرگز در دسترس این سیستم حزبی نبودند و به همین دلیل هرگز تحت تأثیر سیستم حزبی «فاسد» نشده بودند.»

(هانا ارندت، «حاکمیت توتال» ص ۳۷)

 

https://www.iranketab.ir/Images/ProductImages/d116b676ff5f4c9c85f1957feea71b40.jpg

 

(هانا آرندت

پدیده (فنومن، ظاهر) می بیند و بس.

بدبختی بهره برداری از متد فنومنولوژیکی هم همین است.

دلیل بی اعتنایی اشرافیت برده دار و فئودال و بورژوازی ماقبل فاشیستی به توده، دلیلی طبقاتی ـ سنتی دیرین بوده است.

جنبش فاشیستی در رقابت با جنبش کارگری ـ کمونیستی،

به جلب توده مبادرت می ورزد تا زیر پای جنبش کارگری –ـ کمونیستی را خالی کند و توده را رهسپار دوزخ سازد.

اینکه هنوز چیزی نیست.

جنبش فاشیستی خود را جنبش کارگری ـ سوسیالیستی جا می زند و همه علائم و اصطلاحات احزاب کمونیستی را مورد استفاده قرار می دهد.

فاشیست ها همدیگر را رفیق خطاب می کنند.

حتی کماکان نقش چکش و سندان بر سینه و بازوی خود حکاکی می کنند.

مراجعه کنید

به

اثر برتولت برشت

تحت عنوان ترس و نکبت رایش سوم.

مترجم)

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر